نشریه شماره   212   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

صنعتی سازی را جدی بگیریم

انبوه سازان صنعتي سازي را جدي بگيرند

گروه گزارش: وزارت راه و شهرسازي بهتازگي طي تفاهمنامهاي با انبوهسازان کشور، 300 هزار فقره تسهيلات بانکي تا سقف 50 ميليون تومان، بدون سپردهگذاري و با نرخ 14 درصد در محدوده بافتهاي فرسوده تعريف کرده است. ساخت 300 هزار واحد مسکوني اضافه بر 300 تا 400 هزار واحدي که هرساله در شهرهاي کشور ساخته ميشود، ضمن اينکه ميتواند بازار مسکن را بهسرعت به سمت خروج از رکود ببرد بيشک فرصت مناسبي براي گسترش صنعتي سازي ساختمان کشور ايجاد ميکند، فرصتي که متأسفانه در مسکن مهر از دست رفت. حال که دولت چنين برنامهاي را پيش رو دارد و قرار است ساختوساز افزايش يابد چهبهتر که فعاليتي جدي توسط انبوهسازان براي حرکت به سمت صنعتي سازي صورت گيرد.

فرصتي براي رفع نيازهاي بر زمينمانده

بازسازي ويرانيهاي حاصل از جنگ جهاني دوم، اولين موضوعي بود که کشورهاي درگير آن را به خود مشغول کرد چراکه گستردگي سطح خرابيها در حدي نبود که بتوان مسکن مورد نياز مردم جنگزده و بيخانمان را بهراحتي تأمين کرد. در اين زمان کشورهاي صنعتي به فکر افتادند که مسکن را هم مانند ديگر کالاهاي صنعتي به شکل انبوه و به روش صنعتي توليد کنند؛ شيوهاي که بهخوبي توانست آن کشورها را از بحران مسکن عبور دهد. در کشور ما هم داستان همان است: درحاليکه گفته ميشود سالانه به يکميليون واحد مسکوني جديد نياز داريم، اين نياز يقيناً با ساختوسازهاي انفرادي و سنتي سازي حل نميشود. در برنامهريزيهاي اجرايي ساختماني بهطور عام و ساخت و توليد مسکن بهصورت خاص، سرعت عمليات اجرايي نقش تعيينکنندهاي در انتخاب سيستم ساخت دارد و يکي از اهداف اصلي در گرايش به صنعتي سازي عمليات اجرايي ساختمان، افزايش سرعت ساختوساز است.

فرصتي براي ارتقاي کيفيت

متأسفانه شهرهاي بزرگ کشورمان چون تهران که داراي بافت فرسوده و متراکم بيشتري هستند در جوار گسلهاي زلزله قرار گرفتهاند. از طرف ديگر به دليل اجراي ساختمانها با شيوه سنتي، عمر متوسط ساختههاي ما که در جهان نزديک به 100 سال است در کشور ما به حدود 30 سال ميرسد ولي با صنعتي کردن ساختوسازها و بهکارگيري فناورهاي نو و طراحيهاي مهندسي و نظارت و کنترل و همچنين کيفي سازي مصالح ساختماني ميتوان عمر ساختمان را افزايش داد. بهبيانديگر ارتقاي کيفيت ساختوساز از نتايج پيوسته صنعتي سازي ساختمان و مسکن است. عدم لحاظ اين اصل در طرح مسکن مهر فرصت کيفي سازي را از بين برد و به علت کمهزينه بودن ساختوساز، پيمانکاران نيز از مواد مناسب و کيفي در آن طرح استفاده نکردند.

فرصتي براي صرفهجويي انرژي

در صنعتي سازي مديريت مطلوب انرژي مطرح بوده و شتاب بخشيدن به توسعه و کاربرد عملي فناوريهاي نوين صنعت ساختمان و صرفهجويي انرژي، تدوين معيارهاي مصرف انرژي در بخش ساختمان، گسترش برچسبهاي انرژي و ارتقاي استاندارد تجهيزات انرژي، توليد و بهکارگيري عايقهاي حرارتي و آموزش و آگاهسازي عمومي از الزامات آن محسوب ميشود. مصرف انرژي در کشور ما با پرتي حدود 30 درصد ضايعهاي بزرگ براي اقتصاد کشور بوده و ازآنجاکه بخش بزرگي از مصارف انرژي مربوط به بخشهاي خانگي و مسکوني است لذا بايد بيشترين مسئوليت در جهت بهبود وضعيت و استانداردسازي مصالح ساختماني و بهروز نمودن سيستمهاي انرژي مدنظر قرار گيرد. هماکنون استاندارد جهاني مصرف انرژي 120 کيلووات ساعت بر مترمربع در سال است که با صنعتي سازي ساختمان بايد به اين استاندارد جهاني رسيد.

فرصت در زمينهاي شهري

گسترش شهرها در سطح افقي مشکلات و عوارض زيادي دارد که مهمترين آن آسيب به محيطزيست است زيرا زمين يکي از منابع محدودي است که ما در اختيار داريم و براي جلوگيري از گسترش بيرويه شهرها کارشناسان معتقدند که بايد بلندمرتبهسازي يا توسعه عمودي شهرها را مدنظر قرار دهيم و ساختوساز در ارتفاع در حقيقت پاسخ به کمبود اراضي مناسب در نواحي خاص شهرها و عمدتاً در هسته مرکزي شهرهاست. بديهي است بلندمرتبهسازي با شيوههاي ساختوساز سنتي مقدور و عقلاني نيست و با اين وصف، صنعتي سازي تنها راه  بلندمرتبهسازي است.

فرصتي براي معماران

صنعتي سازي ساختمان فرصت مناسبي براي هماهنگي ابعاد و تناسبات فضاها و ساختمان با توان روان و فيزيولوژيکي انسانها، که همواره دغدغه طراحان و معماران بوده ، ايجاد ميکند. در اين خصوص نياز است طراحان هماهنگي فرمها و اشکال با يکديگر، تناسبات و هندسه حاکم بر شهر، فرمها و رنگها و فضاهاي همجوار و طرحها و برنامهها با شرايط محيطي و اقليمي را در صنعتي سازي لحاظ کنند. متأسفانه اين موضوع در مسکن مهر لحاظ نشد و اکنون ما شاهد شهرهايي زشت و بيقواره و يکدست هستيم.

فرصتي براي حل اختلافات

متأسفانه تاکنون نگاه سوداگرانه، سودجويانه و منفعت طلبانه به ساختوساز و شهرسازي منتهي به اين شده که سلامت شهروندان، مصرف بهينه انرژي، حفظ سرمايه ملي و جان مردم در مراحل آخر اهميت قرار گيرد. از سوي ديگر اشکالات ساختاري در شهرسازي ازجمله اموري است که افراد عادي و مصرفکننده صنعت ساختمان نميتوانند آنها را اصلاح کنند و اين امر نياز به بازنگري در قوانين و نحوه اجرا توسط مديريت کلان اجتماعي دارد. اختلافات بين سازمان نظاممهندسي و شهرداري و نظاير آن مانع از اين ميشود تا به نتيجه مطلوب در جهت حفاظت و حضانت از منافع مردم و منابع ملي در ساختوساز برسيم. ارتباط علمي بايستهاي نيز بين مؤسسات و نهادهايي که درگير مسائل ساختوساز شهري هستند وجود ندارد و گاهي حتي رقابت هم وجود دارد. قطعاً در چنين شرايطي، براي گسترش صنعتي شدن ساختوساز نياز به همکاري و همدلي نهادهاي دخيل در امر ساختوساز بهويژه سازمانهاي نظاممهندسي ساختمان، ادارات راه و شهرسازي و شهرداريها وجود دارد.