نشریه شماره   212   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معمـاری جای اشتبـاه ندارد

قسمت اول مصاحبه با سیاوش تیموری، معمار برجسته ایرانی در شماره 211 پیام ساختمان به چاپ رسید. در آن قسمت به چگونگی ورود وی به رشته معماری و دیدارش با لو کوربوزیه معمار بزرگ غربی در فرانسه اشاره شد. در این قسمت هم به همکاری وی با معماران مطرح دنیا، چرایی و چگونگی بازگشتش به ایران، دریافت جوایز بین المللی، همکاری با مجامع علمی و دانشگاهی و سخن در باره معماری ایرانی و به خصوص تهران پرداخته شده است. با هم ادامه این گفتگو را می خوانیم. 
زمانی که در فرانسه بودید با لوکوربوزیه نیز  همکاری داشتید؟
سال 1964 میلادی بهترین فرصت برایم پیش آمد که  نزد لوکوربوزیه کار کنم.پیش وی که رفتم مرا شناخت و گفت: از آثار معماری تو خوشم آمده .البته تو سفارش شده هستی و گرنه من با هرکسی کار نمی‌کنم . حدود 8 ماه نزد وی بودم. بعد از چهار ماه «ماریو بوتا »معمار معروف معاصر هم آمد و حدود چهار ماه با لوکوربوزیه کار کرد .
چه شد به ایران برگشتید؟
سال 1968 میلادی پس از سقوط ژنرال دوگل،پروفسور رضا ؛رئیس وقت دانشگاه تهران مرا به ایران دعوت کرد و گفت: امثال شما باید بیاید ایران چون وظیفه‌ای به گردن شما هست و دانسته‌هایتان را باید به دانشجویان منتقل کنید . حقوقم در فرانسه سه تا چهار برابر حقوق ژنرال دوگل بود!حقوق سقف در فرانسه آن موقع 12 هزار فرانک بود که من ماهی 35 هزار فرانک می‌گرفتم و زندگی بسیار مرفهی داشتم اما آن را رها کردم و به ایران برگشتم .البته یکی  دیگر از دلایل بازگشت من به ایران، نگهداری از پدر و مادر سالخورده‌ام بود.
شاخص‌ترین اثر معماری شما چیست؟ 
کارهای من در فرانسه بسیار زیاد است.استادیوم30 هزارنفری «پارک دو پرنس» در پاریس یکی از آنها ست. هنگامی‌که تیم‌های فوتبال آنجا بازی می‌کردند یکی از گویندگان تشکر کرده بود و گفته بود در جایی داریم مسابقه می‌دهیم که معمار و طراح آن ایرانی بوده است. در سال 1964 میلادی موفق شدم جایزه سندیکای معماران فرانسه را ببرم. به من پیشنهاد دادند تبعیت فرانسه را بپذیرم ،چون جایزه، جایزه‌ای ملی بود.به «آندره مارلو» وزیر وقت فرهنگ فرانسه گفتم به‌هیچ‌وجه چون من شناسنامه فروش نیستم .بی‌هویت هم نیستم. دوست دارید جایزه را ندهید اما ملیتم را عوض نمی‌کنم.
شیوه تدریس شما در دانشگاه تهران چگونه بود ؟
شدیداً به معماری انسان‌گرا تأکید داشتم .به نظر من باید معرفت الهی در فضا حاکم باشد چون در فضایی که به اسم معنویات و انسان پرمعنا بنیانش گذاشته می‌شود ، به‌طور حتم بنیاد خانواده سالم خواهد بود.
در ایران چه پروژه‌هایی ساخته‌اید که آنها را بیشتر از همه دوست دارید ؟
در ایران حدود 160 پروژه دارم که همه آنها مانند بچه‌های من هستند ونمی توانم هیچ‌کدام را بر دیگری ترجیح دهم. وقتی می‌بینم آنها را خراب می‌کنند و به‌جای آن بلندمرتبه می‌سازند احساس می‌کنم یکی از آنها را کشته‌اند .
خانه نصـــرت کریمی(کارگردان سینما) یکی از زیباترین آثارم بود که به این صورت خراب شد .خانه مسعودیان در پل رومی از قشنگ‌ترین کارهایم بود که هرکدام با فلسفه خــــاص خودش و کاراکتر آدم‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، ساخته‌شده است .
تعریف شما از معماری چیست؟
معماری فرم نیست و عملکرد است.چون نحوه زندگی انسان،سیاست، اقتصاد و اداره خانواده در معماری و با معماری عجین است .معماری همان چیزی است که در خانه بروجردی‌ها و طباطبایی‌ها مشاهده می‌شود. امروزه نمی‌توان از معماری خانه بروجردی‌ها و طباطبایی‌ها تقلید کرد اما می‌توان از نحوه تفکر به فضا در آن روز و زمان خاص درس گرفت. اگر در هر عصر درست به  معماری فکر کنیم با تکنولوژی اجرا و نحوه تفکر انسان‌محور به فضا  می‌توانیم معماری نتیجه‌بخش و پایداری داشته باشیم.
به نظر شما معمار باید بر چه اساسی طراحی کند ؟
معمار باید بر اساس ویژگی‌های  شخصی که در ساختمان زندگی می‌کند و بررسی اوضاع سیاسی و اقتصادی مملکت طراحی کند. چون معماری هزینه‌بر است  و  مانند تابلوی نقاشی نیست که اگر روی بوم  زدیم و خوشمان نیامد آن را سفید کنیم و یک نقش دیگر طراحی کنیم .
اگر معماری از بن و پی خراب ساخته شود و درست طراحی نشود تا ابد جواب نمی‌دهد .من اگر استادیوم صدهزارنفری برای شهر تهران بسازم و درست نباشد نمی‌توانم به مردم بگویم ان‌شاءالله استادیوم صدهزارنفری بعدی جبران می‌کنم!معماری جای  اشتباه ندارد .من اگر بودم  می‌گفتم گردن معماری را که اشتباه می‌کند بزنند .
معماری تهران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بسیار افتضاح است .من اسم آن را «نگروپلیس» و سیاه شهر تهران و مرگ شهر تهران گذاشته‌ام .نصف جمعیت تهران در اطراف تهران و حومه آن هستند.این غده سرطانی رشد خواهد کرد و برای ایران بسیار خطرناک خواهد بود. من نمی‌دانم چرا دولت سیاست عدم تمرکز را پیگیری نمی‌کند .
چه توصیه‌ای به معماران جوانی که وارد این رشته می‌شوند، دارید؟
توصیه می‌کنم فریب استادان خود را نخورند. در حال حاضر همه مدرک دکترا دارند ولی بی‌سواد و فرم گرا هستند .گوته می‌گوید«فرم مانند مد است»، زمان تولد و مرگ دارد اما پویا و پایدار نیست .به نظرم معماران باید به‌جای فرم به اصالت فکر کنند و به اصل خود برگردند چراکه اصل انسان است و ما فضا را برای انسان می‌سازیم .