نشریه شماره   211   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

پرسپولیس ایران از زبان فیثاغورث

میترا یزدچی
از آغاز سیاحان و جهانگردان غالباً در طول سفر خود به نگارش سفرنامه می‌پرداختند که شامل تمام رخدادها و شرح دیده‌ها و شنیده‌هایشان بوده است.ازآنجایی‌که سفرنامه نویسان انسان‌هایی محقق، صادق، پژوهشگر و تیزبین بودند، امروزه نوشته‌های آنها یکی از منابع معتبر در شناخت ملل و مردم‌شناسی محسوب می‌شود.
یکی از کشورهایی که تاکنون سیاحان زیادی را پذیرا بوده و سفرنامه‌های قابل‌توجهی در رابطه با آن نگاشته شده، ایران است. این سفرنامه‌ها از قدیمی‌ترین ادوار تا اوایل قرن بیستم را شامل می‌شوند. قصد داریم از این شماره شما را با دیدگاه جهانگردان درباره معماری ایرانی آشنا سازیم.
فیثاغورث در  ایران
فیثاغورث قدیمی‌ترین دانشمندی است که از او سیاحت‌نامه به‌جای مانده است. وی به کشورهای ایران، مصر، هند، کرت، اسپارت، صفلیه، روم، کارتاژ، مارسی و گل سفر کرده و مشاهداتش را ثبت کرده است.
وی در سفر به ایران از شهرهای شوش، پرسپولیس، و بخشی از جنوب ایران دیدار کرده است. وی در توصیف پرسپولیس و قصر داریوش چنین توصیف می‌کند: «... دیری نخواهد گذشت پرسپولیس زیباترین شهر عالم خواهد شد و قصر قدیم کوروش فراخور این نام، کسب شهرت خواهد کرد. بنای معظمی که کمبوجیه شروع کرده و داریوش با نهایت پرکاری و کوشش به اتمام آن مداومت دارد. روزی بیاید که این قصر از غرائب ابنیه گیتی و از شاهکارهای معماری جهان به شمار آید.»
وی در دیدار با شاهان هخامنشی ایران محو زیبایی قصر داریوش شده و در توصیف آن می‌نویسد: «... این بنا که مردم پرسپولیس، چهل‌ستون یا عمارت بادها می‌نامند، در پای صخره بسیار عظیمی موسوم به شاه کوه(در اصطلاح اهالی مرودشت، کوه رحمت) به‌جانب مغرب قرار گرفته است.
برای اندازه گرفتن جبهه آن مابین شمال و جنوب ششصد گام مابین شرق و غرب بیش از چهارصد گام زدم.
صفه به امتداد چهارصد پا تاکوه منبسط و ممهد است. پله وسط از دو سوی راه می‌دهد و بالا رفتن از آن آسان است. دو صفه مسطح در انتهای این دو پله وجود دارد که ابتدا دور و سپس نزدیک می‌شوند و تأثیری خوشایند دارند.
این پلکان شخص را به دو سردر که هریک را حیوانی عظیم‌الجثه و بالدار پاسبان است و به یک جرز تکیه داده، هدایت می‌کند.این دو مجسمه مهیب، سر انسان و تن اسب و دم شیر دارند.»
«فیثاغورث» به‌گونه‌ای به بیان جزئیات معماری پرسپولیس و قصر داریوش پرداخته که گویی قرار بوده یونانیان نمونه‌ای از آن را در کشور خودشان بنا کنند.کما اینکه در بخش دیگری از این سفرنامه به مدح و ثنای اسلوب معماری ایرانی پرداخته و می‌گوید:«... همین که انسان پیش می‌رود، به رواقی می‌رسد که آن را چهل‌ستون سفید مخرم یا مخطط نگاه داشته است. سرستون‌ها با نقوش برجسته مزین است و شریان، شتران و چارپایان را در احوال مختلف نشان می‌دهد.
خطوطی بر رخام منقور است و حروف این خط عبارت است از اشکال میخی و من نظیر آن را در آجرهای برج «بلوس» دیده بودم. این نوع معماری از اسلوب معماری مخصوص ایران است.
این سفرنامه با مکالمه جالب‌توجهی بین داریوش و فیثاغورس به پایان می‌رسد که داریوش به‌عنوان پادشاه امپراتوری ایران دیدن بنا و قصر زیبای خود را بر کشورگشایی که شاید هدف سایر ممالک بوده بیان می‌کند ، حال‌آنکه فیثاغورث هر دو را بخشی از زندگی می‌داند.
فیثاغورث : این بنای شامخ صنیع با این زیبایی و فرهی بر جنگ‌ها و کشورگشایی رجحان دارد.
داریوش: (اما به نظر من) این یک، آن یکی را منع نتواند کرد، امور زمان آسایش هیچ‌وقت مرا از کارهای رزم و پیکار باز نمی دارد. بدبخت بابل و هر ملتی که بخواهد از استیلای ایران آهنگ رهایی کند.»