نشریه شماره   211   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

شهرداری با معماران هماهنگ باشد

علیرضا عظیمی *
به‌تازگی طرح اخذ تأییدیه برای نماهای شهر تهران در دستور کار تمامی مناطق شهرداری تهران قرار گرفته است.این کار باهدف جلوگیری از ساخت بناهایی با نماهای نامتعارف و بی‌هویت و توجه به مسائلی مانند سیمای شهری و ...اجرا شده است.از دیگر اهداف این طرح، اقدامی عملی برای نیل به دستور شفاف و مستقیم مقام معظم رهبری پیرامون توجه به معماری ایرانی اسلامی می‌باشد.به‌عنوان کسی که زخم‌خورده نماهای نامتعارف پیشین بوده‌ام و با دانشجوها و کارفرمایان خود ساعت‌ها در این باره مجادله کرده بودم، حرکت شهرداری و ساختار کمیسیونی برای تائید نماها را اقدامی صحیح و مناسب تلقی می‌کردم، تا روزی که طرحی جدید به دفتر ما ارجاع شد.
اخیراً دو پروژه با یک کارفرما به دفتر ما ارجاع شد. ما در باب طراحی داخلی و دیگر فضاها با کارفرما تفاهم داشتیم اما در باب طراحی نما پیشنهاد دادیم که با آرامش ابتدا نمای پروژه با عرض ده متر را طراحی کنیم و سپس به سراغ نمای پانزده متری برویم.کارفرما موافقت کرد اما شرط طراحی به سبک رایج شبه کلاسیک را بر ما نهاد.خوشبختانه ما این بار مجبور نشدیم مجادله نماییم و نهایتاً عذر کارفرما را بخواهیم بلکه به پشتوانه قانون جدید وضع‌شده در شهرداری در همان جلسه نخست او را متقاعد کردیم از این خواسته صرف‌نظر نماید و اجازه دهد ما موضوعات بهتر و حرفه‌ای‌تری را در نمای کار ایشان انجام دهیم.منتهی در نهایت حسب قراردادهای وی، او از ما خواست مصالح سنگ و چوب را در طرح و ایده پردازی‌های خود منظور نماییم.این خواسته نامعقولی نبود و ما بررسی‌اش کردیم.پس از دو هفته با توجه فضا و ساختمان‌های موجود در سایت پروژه، نمایی فنی، با جزئیات فنی جدید،به لحاظ مفهومی متصل با کاخ تچر و الهام برداری از نمای بدنه‌های خانه‌های سنتی کاشان طراحی کردیم.کارفرما نما را بسیار پسندید و از ما خواست مسائل شهرداری و تأییدیه آن را نیز اخذ نماییم.ما فکر می‌کردیم کار تمام است!
اما در شهرداری وضعیت دگر گونه بود.کارمندی بر مسند نشانده‌اند با عنوان دبیر کمیسیون نما که می‌بایست نما را تائید نماید تا ما فرم 23 صفحه‌ای شماره 3 را تکمیل و به کمیسیون، برای اخذ تأییدیه نهایی ارائه دهیم.روزی که با طرح و عکس‌های نما به کارمند مراجعه کردم دو نفر دیگر نیز مراجعه کرده بودند.هر سه نما توسط کارمند رد شدند!کارمند از نفر نخست پرسید: "مگر معماری اسلامی آجر است که آجر زده‌اید؟" از نفر دوم پرسید: "مگر معماری اسلامی تاق است که تاق زده‌اید؟" و از من پرسید: "می شه شما معماری ایرانی را برای من تعریف کنید؟" من نمی‌دانستم بعد از انصراف از مقطع دکتری می‌بایست معماری ایرانی را برای کارمندان شهرداری تعریف نمایم وگرنه قطعاً کتاب‌هایم را اهداء نمی‌کردم! بدین ترتیب ما وارد فرایند کرکسیون جلسه به جلسه نما با کارمند شدیم تا نهایت طرحی ارائه شد و تأییدیه گرفت.اما طرح نهایی، نمایی مدرن نزدیک به کمپوزیسیون و ترکیب‌بندی‌های مدرن اولیه است.
در شهرداری نمای کلاسیک رد است.هر نمایی که با سنگ مرغوب باشد چون مظنون به کلاسیک است، نیز رد است! در شهرداری نما باید سیمانی یا مدرن با رگه‌هایی از چوب باشد. برای کارمندان شهرداری نما یا کلاسیک است که رد است، یا مدرن است که تائید است.دیگر نماها جای بحث ندارند! کارمندان شهرداری چون استادی دانشگاهی، روی طرح مهندسان خط می‌کشند، خط‌خطی می‌کنند و حتی پیشنهاد زاویه دوربین رندم گیری و رنگ و بافت متریال نیز می‌دهند! البته من از طریق صحبت با کارمند شهرداری به او یادآور شدم که بهتر است روی طرح مهندسان خط نکشند و تنها نکات را در کنار برگه یادداشت نماید.ما حتی در دانشگاه دیگر روی طرح بچه‌ها خط نمی‌کشیم! اگر جلوی این وضع را نگیریم و موضوع اخذ تأییدیه را به مسیر اصلی برنگردانیم روزی همه نماهای تهران مدرن خواهند بود! حالا مدرن هم داریم تا مدرن! بگذاریم آنچه امروز تأیید می‌شود را فعلاً مدرن بخوانیم! همان‌طور که ما نمای پروژه دوم 15 متری را مدرن کار کردیم  و کارمند هم خیلی پسندید و تأییدیه هم گرفت.کارفرمای ما بعد این دو پروژه حرف‌ها و خواسته‌های ما را زیاد قبول ندارد، زیرا شهرداری با دانشگاه هماهنگ نیست، با معماران هماهنگ نیست، با اقتصاد هماهنگ نیست.شهرداری تهران تنها با تقویم‌های وزارت کشور هماهنگ  است!

*کارشناس ارشد معماری