نشریه شماره   210   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماري به‌مثابه جاذبه گردشگري

كاربرد خصيصه موزه معماري براي شهر را پیش‌تر در مورد شهرهاي اروپايي قديمي داراي مركز شهري مربوط به دوران رنسانس و يا پيش از آن در قرون‌وسطی به كار مي‌‌بردند، شهرهايی مانند بارسلونا، وين، بوداپست، پراگ و لايپزيک ، اما موزه‌ بودن تهران از قياسي ديگر است. 
البته شهر فقط در اين ستون‌هاي بعضاً زيبا و نماها  و فضاسازي‌هاي خلاصه نمي‌شود و گردشگري شهري هم براي اين مقصود انسان‌ها مهم هستند؛ انسان‌هايي كه دگرگوني و پريشان انديشي در مديريت شهري آنها را از محلات قديمي با هويت دور كرده و به بالا و بالاتر كشانده است؛ به‌گونه‌ای كه انسان و فضا و معماري با يكديگر همخواني ندارند و شما در ميدان حسن‌آباد، انسان حسن‌آبادي را نمي‌يابيد و براي بهارستان و توپخانه هم‌چنین شده است. 
گرايش‌هاي معماري تهران 
 بعد از تجربه‌ها و شكست‌ها و پس از سرخوردگي از هر آنچه انسان ايراني داشت گرايش‌هاي معماري شهر تهران را مي‌توان در چندين گروه جاي داد. گرايش‌هايي كه از دو رويكرد احياي معماري ايراني و رويكرد دوم پيروي از مدرنيسم غربي مايه مي‌گيرند. البته به اين دو گرايش مي‌توان سبك بازاري و نامعماري پيرو دلالان ساخت‌وساز را هم افزود كه واجد هیچ زیبایی‌شناسی نيستند. 
گرايش نخست احياي عين معماري سنتي است، گرايش سنت‌گرایان كه بسياري از ملزومات و بايسته‌هاي زندگي نوين را ناديده مي‌گيرد و اوج زيبايي‌شناسي را در گذشته مي‌جويد؛ گرايش دوم تفنن و خوشه‌چيني از سبك‌هاي معماري غربي است كه نمونه‌اي از آن را در ستون‌ها و تاق‌هاي رومي تهران مي‌‌توان جست. اين گرايش نيز معماري را به‌عنوان پديده‌اي منفصل از زمان و مكان و جامعه مي‌پيمايد. البته در اين ميان گرايش سوم يعني تداوم مباحث معماري مدرن متعالي رخ مي‌نمايد كه برخي از آنها مانند پل طبيعت در تهران هماهنگي كاملي با شهر تهران پيدا كردند و اقليم و فرهنگ و معماري را در كنار هم قرار دادند.
 گرايشي كه ريشه در كارهاي بزرگان موج اول معماري ايران همچون حسین امانت و ديبا و سيحون دارد، گرايش پنجم است؛ گرايشي كه سعي در آشتي دادن و هماهنگي معماري ايراني با معماري مدرن دارد.
 ساختمان جديد كتابخانه ملي ايران نمونه‌اي موفق از اينگونه معماري است. در اين ميان گرايش‌هايي نيز وجود دارد كه سعي درآوردن نمونه‌اي كاملاً مدرن و حتي پست‌مدرن معماري  دارند و مباحث تكنولوژيك، نئومدرن و كامپيوتري را دنبال مي‌كنند. 
تهران موزه معماري است
بخشي از ظرفيت گردشگري تهران ويژه همين خصلت ناهمگن شهر است كه امكان وضع تركيبي به نام «تهران‌گردي» را ممكن كرده است. شهري كه خيابان‌هاي لاله‌زار و ميدان توپخانه تجربه حضور پياده در فضاي شهري را عينيت بخشيده و طرح‌هاي مدرن براي تپه‌هاي عباس‌آباد محصور در اتوبان‌هاي مدرس، چمران، همت و حكيم را به‌مانند كلانشهرهاي گسترده آمريكا محقق كرده است. شهري كه باپياده‌روي از جنوب قاجاري به خيابان‌هاي جمهوري ناشي از پر شدن خندق‌ها در دوران پهلوي اول مي‌رسيم تا برج آزادي نماد ورود ايران به عصر پيشرفت و برج ميلاد و شهري كه اينك شهرهاي حاشيه‌اي اطراف را در اختيار خود قرار داده است. 
از جنوب خيابان وليعصر در ميدان راه‌آهن تا شمال آن در ميدان تجريش را  اگر قدم بزنید گويي تاريخ 200 ساله ايران را یک‌بار مرور كرده‌ايد.  در منيريه، اميريه و بازار، سبك معماري تهران با آجر و تزئينات اواخر قاجار و سقف‌هاي شيرواني ديده مي‌شود. تهران ازاین‌رو به‌راستی يك موزه معماري است.