نشریه شماره   160   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

هم رشد سودآوري هم ورشكستگي


گروه بازار ساختمان: اگرچه صنعت سيمان به جاي كشف قيمت محصولاتش در بورس كالا، افزايش قيمت توليداتش را انتخاب کرد و اكنون از اين انتخاب و سودآوری كه به دست آورده شادمان است اما برخي از مديران اين انجمن صنفي اين میزان افزايش را هم كافي نمی‌دانند و معتقدند كه « قيمت اين كالا در كشورهاي همسايه چيزي حدود 5 برابر قيمت افزايش يافته در داخل کشور می‌باشد.» اگر اين قيمت را دربست قبول كنيم ،سؤال اين است كه چرا توليد چند ميليون تن مازاد بر نياز سيمان را در همان بازارهاي همسايه عرضه نمی‌کنند؟بازارهايي که علاوه بر نیاز مبرم به سيمان ، ارز خوبي نیز می‌پردازند كه می‌تواند چند برابر بازار داخلي براي شرکت‌های سيماني سودآور باشد. ضمن اینکه بازار كشورهاي غير همسايه مانند كشورهاي آفریقایی نيز وجود دارد. اسفندیار سالاروند، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری و توسعه صنایع سیمان گفته است: «متأسفانه یکی از نقاط ضعف این صنعت، نبود نقشه مدون برای صادرات محصولات سیمانی است.»

انتظار بدیهی برای رشد سودآوری

اگر چه مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری و توسعه صنایع سیمان معتقد است: «انتظار برای رشد سودآوری شرکت‌های فعال در این صنعت، انتظاری بدیهی و بجاست، چرا که به راحتی با مقایسه ارزش فعلی و ارزش جایگزینی شرکت‌های سیمانی می‌توان متوجه اختلاف فاحش میان آنها شد، بنابراین سهام این شرکت‌ها از پتانسیل مناسبی برای رشد قیمت و رسیدن به ارزش ذاتی خود برخوردار است و به طور قطع طی امسال و سال‌های آینده شاهد رشد مناسب سودآوری شرکت‌های مذکور خواهیم بود.»

با اين حال وي تاكيد كرده است: «همزمان با رشد تولید شرکت‌های سیمانی، این واحدها اقدام به دریافت تسهیلات ارزی جهت تأمین نقدینگی مورد نیاز برای تولید هرچه بیشتر سیمان مصرفی در پروژه‌های عمرانی و ملی کشور کردند اما متأسفانه در سال گذشته با برنامه‌ریزی‌های بانک مرکزی کلیه شرکت‌ها موظف به پرداخت تسهیلات دریافتی با نرخ ارز مبادله‌ای شدند که این امر برای صنعتی همچون سیمان با دارا بودن بدهی ارزی حدود 600 میلیون یورویی تا قبل از سال 90، یعنی تحمیل هزینه‌های مضاعف و سوق دادن آنها به سمت ورشکستگی. «

اندكي تأمل و تعقل

معني اين سخنان چيست؟ مگر می‌شود رشد سودآوری و ورشكستگي با هم رخ دهد. اين اولين بار نيست كه سیمانی‌ها از ورشكستگي خود سخن می‌گویند با این حال سؤال اين است كه اگر سيمان صنعتي شکست‌خورده يا در معرض ورشكستگي است چرا سهام‌داران اين صنعت حاضر نيستند سهام خود را بفروشند؟ زماني كه اين توليد سودآور نيست چرا بر ميزان توليد افزوده می‌شود و هر از چندي کارخانه‌ای يا يك طرح توسعه سيماني به بهره‌برداری می‌رسد؟

البته صنعت سيمان يك بخش مهم از توليد صنعتي و ساختماني كشور را تشكيل می‌دهد و طبعاً مانند هر كالاي ديگري حق دارد كه بر اساس هزینه‌های توليد و سود منطقي قيمت محصولاتش را افزايش دهد ولي می‌توان بخشي از سود را به بازپرداخت بدهی‌ها و نوسازي كارخانه اختصاص داد . از همه بدتر اينكه ؛كاهش هزينه توليد با استفاده از روش‌های بهینه‌سازی مصرف انرژي و مواد اولیه ظاهراً قرار نيست در صنعت سيمان مورد توجه كامل قرار گيرد. به عنوان مثال می توان به آسیاب‌های گوي فولادي اشاره كرد كه مصرف بالا و كارايي كمتري نسبت به آسیاب‌های غلتکی دارد و اتفاقاً بيشتر مصرف انرژي كارخانه سيمان را نيز به خود اختصاص می‌دهند.

يورش به خارج به جاي شكار خانگي

توليد مازاد داخلي و نيز بازار نيازمندي خارج، می‌تواند ارزآوری بالايي را براي اين صنعت به ارمغان آورد. این در حالی است که بيشتر كالاهايي كه براي توليد اين كالاي استراتژيك ساختماني نياز است مانند گچ ، سيليس، آهك ، گوي و ساچمه ، انرژي و حتي نيروي انساني متخصص در داخل كشور به وفور يافت می‌شود و نيازي نيست از خارج وارد شود. اگر به آمار توليد و صادرات شرکت‌های سيماني در فروردین‌ماه امسال دقت كنيد، به چه نکته‌ای خواهيد رسيد؟ چه كسي بايد تاوان عدم مديريت راهبردي مسئولان اين صنعت را بدهد ؟ بخش ساختمان، كارگران ، دولت ايران ، سهامداران صنعت، بازرگانان ، اتاق بازرگاني، يا مسئولان و مديران صنعت سيمان؟

شايد بهتر باشد براي مديريت بهتر بازار داخلي سيمان، برخي از مصرف‌کنندگان نيز سهام شرکت‌های سيماني را خريداري نمايند تا هم تولیدکنندگان سيمان و هم مصرف‌کنندگان اين كالا در سود و زيان صنعت سيمان سهيم شوند.