نشریه شماره   209   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تاملي در معمـاري مـدرن

 دیرزمانی نيست كه انسان پا به دنياي مدرن گذاشته است . هنر مدرن و معماري مدرن نيز با ارتباط تنگاتنگي كه با هم دارند در زمانه مدرن نقش‌آفرینی می‌کنند. در معماري مدرن ديگر انسان صرفاً در پي يافتن سرپناه نيست . او فقط در خانه‌اش سكني نمی‌گزیند بلكه می‌خواهد در كنار همسایه‌ها و همشهريانش حس تعلق و مشاركت داشته باشد. «هنر» در معماري مدرن می‌تواند اين حس را ايجاد كند. به قول «لو كوربوزيه» معمار ، طراح و شهرساز سويسي كه در زمينه معماري مدرن صاحب‌نظر است : «شما سنگ ،چوب و بتن را به كار می‌گیرید و با اين مواد خانه و كاخ می‌سازید. اين كار، ساختن است. نوعي سازندگي در كار است. سپس ناگهان احساسات درونی‌ام را بر می‌انگیزید، حالم را خوب می‌کنید و من خوشحال می‌شوم و آن را زيبايي می‌خوانم. اين معماري است، و« هنر » در آن نقش دارد.»
با اين ديدگاه می‌توان معماري مدرن را يكي از صورت‌های برآمده از هنر مدرن دانست. البته اين حرف جديدي نيست زيرا همان‌طور كه در ابتدا آمد همواره هنر و معماري يار ديرينه هم بوده‌اند . اما اقتضائات هنر مدرن چيست كه معماري مدرن نيز دنباله‌رو آنهاست؟ خصوصيات هنر مدرن هدف اين نوشتار نيست اما تا آنجايي كه به معماري مدرن مربوط می‌شود بايد گفت ؛ انقلاب بصري كه در آغاز قرن بيستم در هنرهاي تجسمي شكل گرفت و مثلاً در كوبيسم از راه  نشان دادن «دیدگاه‌های متعدد همزمان »به دست آمد ، در نتيجه آن (و ساير تغییرات هنري كه در حوصله اين مطلب نيست) نقش«سنتي» به كنار گذاشته شد و نوعي «فرم آزاد» شكل گرفت . اين فرم آزاد در حوزه معماري مدرن به شیوه‌ای جديد از تقارن، تناسب،وضوح، ثبات و مفيد بودن بنا انجاميد . تغییراتی كه از یک‌سو به حال معماري مفيد بود و از زاويه نگاه طرفداران «سنت محض» در معماري  مضر است. قصد ارائه نمره قبولي به مختصات معماري مدرن نداريم كه خود موضوع مقاله‌ای ديگر است ؛ اما معماري مدرن هر چه كه هست سعي دارد براي انسان سكونتگاه جديدي تدارك ببيند. سكونتگاهي كه به‌قصد تجلي «رابطه دوستانه»  بين انسان و محیط‌زیست او باشد. موضوعي كه لوكور بوزيه در سال 1923 ميلادي به آن اشاره كرد  و نوشت:« مسئله خانه، مسئله عصر است. تعادل اجتماع به اين مسئله بستگي دارد . معماري ، در اين دوره نخستين وظیفه‌اش تجدیدنظر در ارزش‌ها و عناصر تشکیل‌دهنده خانه است.»