نشریه شماره   209   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تنديس هاي شهري و تقويت حس مكان

سيامك سرمدي*
آنچه تاكنون از كاربرد تندیس‌های شهري و مطالب پيرامون آن در اين ستون نوشتيم بيشتر به اهميت اين حجم‌ها در افزايش غناي بصري شهروندان ، دور كردن آنان از اغتشاش بصري زندگي روزمره و ماشيني شهر و ارتقای ذائقه هنري شهروندان بر می‌گردد.
تقويت« حس مكان »و« حس تعلق‌خاطر» از ديگر قابلیت‌های كاربري مجسمه و تندیس‌ها است . «كوين لينچ» كتابي دارد به نام «سيماي شهر» كه در اين كتاب پنج عامل را به‌عنوان عوامل اصلي در هویت‌سازی يك شهر برمی‌شمرد. يكي از اين عوامل ،حجم‌ها و تندیس‌های شهري هستند  كه او از آنها به‌عنوان «نشانه‌های شهري» نام می‌برد . نشانه شهري  شامل همه حجم‌ها ، تندیس‌ها، یادمان‌ها، مونومان هاي شهري و حتي يك ساختمان است كه شاخصه منحصربه‌فردی داشته باشد و در ذهن بيننده خاطره‌ای ماندگار بر جاي گذارد. اين خاطره پابرجا  می‌تواند سازنده حس مكان و تقویت‌کننده حس تعلق‌خاطر در اذهان ساكنان يك محيط شهري باشد.
 به یاد دارم حدود پنج سال پيش كه شمار زيادي از تندیس‌های شهر تهران از جا كنده و به مکان یا مکان های نامعلومی منتقل شدند باز به همین موضوع حس مكان و تعلق‌خاطر جمعي فكر می‌کردم. تمام آن مجسمه‌ها حاصل عمر سازندگان آنها و توليد آن غیرقابل تكرار است . بسياري از پدیدآورندگان اين آثار ، اكنون ديگر در قيد حيات نيستند.
از اين موضوع كه بگذريم بايد از جانمايي آثار حجمي و تندیس‌ها هم در پايتخت و هم در سراسر كشور سخن به ميان آوريم كه اين تكثر گسترده در سراسر كشور می‌تواند در تقويت دو حسي كه از آنها سخن به ميان آورديم مؤثر باشد.
 تنديس استاد شهريار
تنديس سنگي استاد شهريار در دل صخره‌های تفرجگاه عون بن علي تبريز به ارتفاع ده متر كه تماماً با قلم و چكش به شيوه سنگ‌تراشی اجراشده يكي از بزرگ‌ترین آثار رئال سنگي در كشور است  . معرفي مفاخر هر شهر به اين شيوه و در دل کوه‌های مشرف‌به شهر در هر منطقه می‌تواند نقش مهمي در تقويت حس تعلق‌خاطر و حس مكان  در شهروند تبريزي  و يا هر بازدیدکننده‌ای داشته باشد.
گرشاسپ ؛ مجسمه پابرجا در ميدان حر تهران
مجسمه «نبرد گرشاسب با اژدها» از سال 1339 تاكنون در ميدان حر فعلي (باغشاه قديم) نصب است . مرحوم رحيم زاده ارژنگ سازنده اين مجسمه است كه قبلاً نيز مجسمه «انوشيروان دادگر» را در سال 1321 در كاخ دادگستري تهران ساخته و نصب‌کرده بود. مجسمه گرشاسپ بيانگر پيروزي نيكي بر بدي و شر است . او درحالی‌که نیزه‌ای در دست دارد ، در حال نبرد با اژدهايي است كه به دور بدن او پيچيده شده است. مجسمه از بتن ساخته‌شده  كه تاكنون چند بار مرمت و قالب‌گیری نيز شده است. در ادبيات اساطيري ايران، گرشاسپ نماد انسان و اژدها نماد نفس سركش اوست . محتواي اين اثر بی‌ارتباط با داستان حر در روز عاشورا نيست.
جانمایی مكاني در کلیدی‌ترین نقطه شهر از ديرباز در بسياري از شهرهای ايران وجود داشته است. مثلاً در بسياري از میدان‌های محله‌ای شهرهایی مثل يزد و نائين محل‌هایی براي افروختن آتش وجود داشت كه به آن مكان« الو گاه»(محل آتش‌افروزی) می‌گفتند. اكنون باوجود گذشت قرن‌ها هنوز آثاري از الوگاه ها برجای‌مانده است. اهميت كاركردي چنين مکان‌هایی با توجه به منزلت آن در نزد عامه ، به تقويت حس تقويت مكان و تعلق  جمعي نيز منجر می‌شد.
 در دوره پهلوي اول  با توجه به تغيیراتي كه در نحوه شهرسازی ايجاد شد موضوع ساخت مجسمه‌های شهري منحصر به ساخت تنديس شاه و برخي مشاهير ملي شد.اما در دوره پهلوي دوم نمونه‌های متنوع‌تری از مجسمه‌های شهري با مفاهيم مختلف توسط هنرمندان ساخته و ارائه شد كه بيشتر بر پايه ساخت مجسمه‌هایی با مفاهيم  ملی‌گرایی و در مواردي با مفاهيم آزاد بود. از مهم‌ترین اين نمونه‌ها می‌توان به برج آزادي ، تنديس اسطوره‌های شاهنامه در ميدان حر و تندیس‌های اطراف موزه هنرهای معاصر در پارك لاله تهران اشاره كرد .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا سال 1376 سیاست‌گذاری مدون و یکپارچه‌ای  بر اجرا و نصب مجسمه‌های شهري وجود نداشت . اما با ايجاد اداره حجم ابتدا در وزارت ارشاد و سپس تجميع فعالیت‌های آن در سازمان زیباسازی ، تحقيق ، تجزیه‌وتحلیل وضع مجسمه‌های شهري و تهيه شناسنامه احجام شهري وضعيت به سامان تري گرفت.

*كارشناس و پژوهشگر فرهنگي