نشریه شماره   209   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

سير تحــول در و پنجــره

بهروز کاوياني پور
طبيعي به نظر مي‌رسد که هر ساختمان پس از عمليات سفت کاري به در و پنجره نياز دارد‌. ضمن اينکه در و پنجره نشانه حيات انسان است که به رهگذران چشمک مي‌زند و به تعبير ديگر پنجره چشمان ساختمان است؛ يکي براي آنکه به بيرون نگاه کني و ديده شوي‌، و ديگر آنکه از آن داخل شوي و به آسايش برسي و در صورت اضطرار از آن خارج شوي براي رسيدن به امنيت و آسايش دوباره‌اي که مدنظر است‌. پنجره خوش آمد گويي انوار است‌، يعني نور را به داخل حريم ما راه مي‌دهد تا بتوانيم اشيا را ببينيم‌. همچنين هواي تازه را به درون مي‌فرستد و گاهي هم در يکپارچگي ديوار‌ها ناپيوستگي به وجود مي‌آورد‌.
در و پنجره از عناصر اساسي معماري است که آنها را مي‌توان‌، چشم‌، گوش‌، بيني و دهان ساختمان ناميد‌. چراکه ظاهر ساختمان را شکل مي‌دهند و کمک مي‌کنند تا ساکنين ببينند و بشنوند و احساس کنند آنچه را که خود جزيي از آن هستند‌. اشکال و ابعاد در و پنجره‌ها تاريخ خود را دارند‌. در چارديواري‌هاي قديم يک روزنه کوچک نقش پنجره و تهويه را بازي مي‌کرد و زماني طولاني گذشت تا پنجره شيشه دار شد و آنگاه بود که تفاوت روشني و تاريکي و بسته بودن و باز بودن رخ داد و نمود پيدا کرد‌.
با توجه به اين موضوع معلوم شد که در و پنجره براي سه منظور به کار گرفته مي‌شود‌: نور‌، ديد و همبستگي و در نهايت ارتباط بين درون و بيرون‌. کهن‌ترين مدارک و نمونه‌هاي در و پنجره در معماري ايران را مي‌توان در نگاره‌هاي دروازه‌هاي نمايش داده شده دولته (‌دو قسمت‌) ديد‌. اين لته‌ها تماما از چوب ساخته شده و روي آنها آهن کوب شده‌است‌. در جام‌هاي کشف شده دوره ساساني تصاويري از منازل که نيمي از آن به نيايشگاه و نيمي ديگر به دژ مي‌ماند و همانند در‌هاي دوره ماد‌ها از دولته تشکيل شده‌است‌، ديده مي‌شوند‌. با اين تفاوت که لنگه‌هاي آن اين بار به صورت مستطيل درآمده و هلالي و نالي (‌چفت روي درگاه‌) آن با تصاوير خورشيد پرشده‌است‌.
اين روش کم وبيش در همه روزگاران در معماري ايران انجام گرفته و هنوز هم هلالي بالاي پنجره خورشيدي به چشم مي‌خورد‌. جاي بسي تأسف است که از روزگار هخامنشيان و ساسانيان يعني از معماري پارسي و پارتي در و پنجره‌اي باقي نمانده‌است تا بتوان ساختار آن را مشخص نمود‌. تنها اين را مي‌دانيم که شاهان هخامنشي افزون بر کاربرد چوب‌هاي سرو و کاج که براي پوشش مناسب بوده‌، چوب‌هاي سخت ديگري را هم که از راه‌هاي بسيار دور آورده مي‌شد‌، در ساخت در و پنجره به کار مي‌برده‌اند و آنها را در کنار زر و سيم و عاج و چيز‌هاي ديگر که در آرايش در و پنجره کاربرد فراوان داشت‌، استفاده مي‌کردند‌. در دروازه‌هاي تخت جمشيد هنوز هم نمونه‌هايي از جاي پاشنه و پاشنه گرد در‌ها که در سنگ فرورفته‌اند‌، پيداشده که نشان مي‌دهند اين دروازه‌ها داراي در‌هاي سنگين دولته‌اي آهن کوب و سيم و زرکوب بوده‌اند‌. در تخت جمشيد وضعيت در‌ها نشان مي‌دهند که پاشنه گرد بيشتر آنها سالم مانده‌است‌.
روشن است که اگر در‌ها به صورت ساده و مستطيل شکل ساخته شود‌، حرکت بر روي پاشنه به آساني صورت مي‌گيرد و باز و بسته نمودن آن راحت‌تر مي‌شود به همين دليل و باتوجه به نکات ذکرشده معمولا از روزگاران کهن معماران ايراني تلاش مي‌کردند که ساخت در‌ها به صورتي که عنوان شد‌، ساخته شود‌. ازاين رو‌، بين در و روزن (‌روزن گاه در بالاي در و گاه در دو سوي آن براي گرفتن روشنايي و هواي آزاد ساخته مي‌شده‌است‌) و در بالاي آن يک کلاف چوبي به صورت افقي مي‌نهادند که هم نقش استوار کردن سازه و هم نقش چپيله يا به اصطلاح امروزي «نعل درگاه» را بازي مي‌کرد و با اين شيوه جاي در به صورت درگاهي چهارگوشه و ساده در مي‌آمده‌است‌.
در شيوه پارسي (‌هخامنشي‌) بالاي درگاه را با يک سنگ يکپارچه مي‌پوشاندند و در سبک پارتي (‌ساساني‌) هم در زير چيپله و« نال» ورودي درگاه چهارچوب جاي مي‌گرفته‌است و روي آن با گچ بري‌هاي زيبا و منبت کاري‌ها و زرکوبي‌ها پر مي‌شده‌است‌. در ساختمان‌هاي پس از اسلام در شيوه‌هاي خراساني‌، رازيه‌، آذري و اصفهاني هر در و دروازه‌اي ديده مي‌شود با کلاف چوبي و به صورت ساده مستطيلي است‌. بررسي‌هاي فني نشان مي‌دهد که چوب در معماري ايران تنها کار کششي انجام مي‌داده‌است‌.
کهن‌ترين دري که از آغاز اسلام تا چند سال پيش برجاي مانده بود در دروازه مهريز (‌مهريجرد‌) يزد بوده و با اسامي (‌مهريجرد‌) (‌کوشکنو‌) (‌کيا‌) و (‌قطريان‌) خوانده مي‌شد‌، کار يک آهنگر اصفهاني بود (‌توضيح‌: آنچه نگارنده از دروازه مهريز به ياد دارد اين است که دِر مذکور يک لته‌اي و چوبي بوده که روي آن پاره‌هاي آهن کوبيده بودند که نگاره جانور و تيرانداز و کمان داشت‌)‌.
از سده‌هاي مياني هجري نمونه‌هاي بسيار زيبا و متعددي از در و پنجره‌هاي چوبي و فولادي وجود دارند که فعلا در اختيار موزه‌هاي جهان هستند‌. در ميان اين آثار در بقعه سيد ابوجعفر ابيض واقع در چابکسر که متعلق به قرن نهم هجري است و به وسيله درودگري تهيجاني (‌ياشميجاني‌) ساخته شده‌است‌، ازنظر تناسب و زيبايي بي‌نظير است و جا دارد که از آن با دقت هر چه تمام‌تر محافظت شود‌.
در خانه‌ها و باغ‌ها علاوه بر کاربرد در‌هاي دولته‌هاي‌، درِ يک لته‌اي هم به وفور ديده مي‌شود و معمولا در‌هاي يک لته‌اي در ديوار‌هاي چينه‌اي کار مي‌شده‌است‌. بدين صورت که از چندتخته هم راستا که به صورت عمودي يا اريب در پهلوي هم چيده مي‌شد و با يک يا دو نيم تير چوبي و گل ميخ مهارشده ساخته مي‌شد و پاشنه گرد آن در چينه استوار مي‌شد‌. در بين کرياس (‌هشتي‌) و دالان اکثر خانه‌ها دري کار گذاشته مي‌شد که «ميان در» نام داشت‌. «ميان درها» معمولا يک لته‌اي بودند و جهت آذين اين در‌ها تکه چوب‌هاي مستطيلي شکل را به صورت اريب و لوزي روي آن مي‌کوبيدند (‌نمونه اين نوع در را مي‌توان در خانه‌اي که روبه روي مسجد جامع نائين به نام (‌خانه خان‌) از روزگار صفويان به جامانده‌است‌، ديد‌.
ورودي اتاق‌ها در و پنجره مشبک اغلب دولته‌اي و متقارن بودند و ازنظر ساخت فيزيکي و شکل هندسي سعي مي‌شد که لته‌ها زياد پهن نباشند تا موقع باز کردن آنها فضاي زيادي اشغال نکنند‌. تمام اين در‌ها و پنجره‌ها طبق اصول به بيرون باز مي‌شدند به استثنا در‌هاي ورودي که رو به درون بـــاز مي‌شده‌اند.