نشریه شماره   209   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

جای خالی نوستالژی درمعماری امروز تهران

محمدعلی سپانلو شاعر جستجوگر اسطوره‌ها در تهران، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت‌ماه 94 در سن ۷۵ سالگی درگذشت. وی در شعرهایش از زخم‌ها و خاطره‌هایی سخن می‌گوید که در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر تهران پنهان است.
تجربه زیستی تهرانی‌ها از این کلانشهر صرفاً دود ، ترافیک و ساختمان‌های بدنما نیست. برای کسانی که تهران قدیم را از نزدیک دیده‌اند تهران شهر خاطره بازی است. هرچند کلانشهر امروز پازلی از هویت‌ها و قومیت‌های فرهنگی متفاوت است اما تهران قدیم که چندان هم به سال‌های دور بر‌نمی‌گردد یعنی همین تهرانی که امثال سپانلو در خاطرات آن «قایق‌سواری» ها کرده‌اند، مظهر حس تعلق به شهر است.
مدت‌هاست که فضاهای شهری به اشکال گوناگون موردتوجه جریان‌های ادبی معاصر قرارگرفته است. اقدامات معماران در گذشته در بافت و بستر شهر امروزه ذهن حساس نویسندگان و شاعران را به خود مشغول کرده است.
یکی از شعرای این دوران محمدعلی سپانلو بود که همواره در جهان اشعارش جستجوگر اسطوره تهران بوده است و این دغدغه مهم‌ترین درون‌مایه شعر وی شد. او در همه اشعارش بیش و کم به تهران اشاره‌هایی دارد، اما در سه مجموعه «خانم زمان»، «هیکل تاریک» و «قایق‌سواری در تهران» است که پایتخت ایران و زادگاه شاعر در حد یک اسطوره مطرح می‌شود و كتاب «"خانم زمان» در بین این آثار شهرت بیشتری دارد.
سپانلو در مقدمه خانم زمان می‌نویسد: منظومه خانم زمان در واقع نگاهی حماسی و گاه غمنامه‌وار به شهر تهران است. او همچنین می‌نویسد:« تهران مادر بسیار شکیبا و مهربانی است که بدخلقی‌های دیگران را تحمل می‌کند و از کسی هم طلبکار نیست.»
گذشته تهران برای ساکنانش نوستالژی زاست و هرکسی به طریقی به بازخوانی خاطرات خود از این کلانشهر می‌پردازد اما آنچه  باعث شده شعرا و نویسندگان از دریچه‌های گوناگون به کالبدهای گذشته شهر در اشعار خود بپردازند شاخص‌های معماری در گذشته است.
معماری گذشته ریشه در باورهای زندگی جاری ساکنان شهر داشته است. آرامشی که در نوع معماری بناها در گذشته دیده می‌شود ریشه در آرامش فکری انسان‌ها در آن دوران دارد اما امروز سرعت تغییرات آنقدر زیاد است که فرصتی برای تأمل نیست. نمود این تفکر را در معماری ازهم‌گسیخته و ناهماهنگ این روزهای شهرهای تهران می‌توان دید. این روزها در میان شلوغی‌های شهری جای معماری قدیم در نماهای شهری بسیار خالی است.
سپانلو در گفتگویی می‌گوید: «گذشته در امروز حضور دارد. جلوه و جلال تهران که مرا جلب می‌کند، اتفاقاً در این تناقض نهفته است که شما مثلاً از کوچه‌پس‌کوچه‌های تنگ و تاریک، از دری وارد یک مرکز تجاری می‌شوید که همهمه یارانه‌ها در آن به گوش می‌رسد. کمی آن‌طرف‌تر هنوز دارند با چرتکه و ترازو حساب‌وکتاب می‌کنند. در حقیقت تفاوتی ا‌ست یا  نوعی بهره‌برداری که من از نوستالژی درونی خود می‌کنم. گذشته به امروز می‌آید و ما با شهری همچون یک نوستالژی زنده روبه‌رو هستیم.»