نشریه شماره   209   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

مسکن همیشه در حال ساخت مهر!

غلامرضا خراساني
يعني آدم هر بلايي سرش مي‌خواد بياد‌، بياد ولي اعتياد خواندن اخبار نداشته باشد‌! نصيب گرگ بيابان نشود اين اعتياد که معتادانش هميشه در مرحله انکار به سر مي‌برند و ادعا مي‌کنند که در اوقات فراغت و به صورت تفريحي به سراغ اخبار مي‌روند‌! (‌که اگر راست هم بگويند و به صورت تفريحي هم باشد‌، پس يک معتاد به اخبار تقريبا 14 ساعت در روز در حال فراغت و تفريح کردن است‌!‌) اگر معتادان ديگر در جا‌ها و مکان‌هاي مشخصي مثل زير پل‌ها و گوشه خرابه‌ها و مکان‌هاي خلوت مي‌زنند به بدن‌، براي معتادان اخبار‌، مکان و زمان بي‌معناست‌. اگر چه متاسفانه هنوز براي ترک دادن مبتلايان به اين بلاي خانمانسوز مراکزي داير نشده‌است اما اگر شخصي از اقوام و يا دوستان شما به اين درد مبتلاست يا حتي خودتان مبتلا هستيد با خواندن اخبار و تفاسير زير مي‌توانيد آثار سوء مصرف اخبار را در خود کاهش داده و تا حدودي به زندگي عادي بازگرديد‌.
مديران کاربلد‌، طرح کارآمد
شما را نمي‌دانم‌، ولي براي من يکي مسجل شده که هر کس قدر اين مقامات و مسئولان زحمتکش را نداند به بليه‌اي ارضي يا سماوي دچار خواهد شد‌. بنده خودم بالشخصه شاهد بودم که فردي بي‌انصافي کرد و يک مدير زحمتکش را رنجاند‌. مدير دلشکسته مذکور تنها به کشيدن آهي بسنده کرد و گذشت‌، ولي آن آه دامن فرد بي‌انصاف را گرفت و دقيقا دو سال بعد به سرماخوردگي سختي مبتلا شد‌! الغرض بايد قدر اين مسئولان کاربلد را دانست که فسفر مي‌سوزانند و طرح مي‌دهند تا همه صاحب سرپناه شوند‌. مثلا اخيرا سقف وام خانه اولي‌ها را در شهر تهران به 80 ميليون تومان رسانده‌اند که کار بسيار خوبي است‌. کسي هم که خانه اولي است و مثلا جواني است که تازه ازدواج کرده تنها بايد يک حساب در صندوق زمين و مسکن باز کند و چند سالي (‌حداقلش بيشتر از يک سال‌) منتظر بماند تا بتواند وام 80 ميليوني را بگيرد‌. حالا اينكه تا چند سال ديگر قيمت خانه چه قدر افزايش پيدا مي‌کند و کجاي تهران با 80 ميليون تومان مي‌شود خانه خريد و يک جوان بقيه قيمت يک خانه را از کجا بايد بياورد و چطوري مي‌تواند ماهي يک و نيم ميليون تومان فقط قسط همين وام را بدهد و بقيه هزينه‌هاي زندگي اش را بايد چطوري تامين کند و… موضوعاتي کم اهميت و فرعي است که به خاطر آنها نبايد طرح کارآمد وام 80 ميليوني را زير سوال برد‌.
کک نگزون‌!
در خبر‌ها آمده بود که عده‌اي از متقاضيان مسکن مهر دو شهر جديد پرند و پرديس نسبت به سرعت کند ساخت و تکميل واحدهاي‌شان‌، که البته به گفته مسئولان و به سنت تمام پروژه‌هاي وزارت راه و شهرسازي «با سرعت تمام» در حال انجام بوده و «روند رو به رشدي» هم دارند اعتراض کرده و براي چندمين بار در جلوي مجلس تجمع کرده‌اند‌. ناگفته پيداست که از اين تجمع و اعتراض کک کسي هم نگزيد‌، اعم از مجلسيان‌، دولتيان و صدا و سيما‌. طبيعي هم هست البته‌، چون در کنار مسائل حياتي و مهم‌، جاي چنداني براي توجه به مسکن مهر نمانده‌است‌. حالا اگر خداي ناکرده به جاي نام «مسکن مهر هميشه در حال ساخت پرديس» نام مجعولي از طرف همسايگان برآن گذاشته مي‌شد؛ نه تنها ککش همه را مي‌گزيد و صد‌ها هزار ايراني به آن اعتراض و تومار جمع مي‌کردند و در اينترنت منتشر مي‌کردند که هر مسئولي تا تريبوني پيدا مي‌کرد به آن مي‌پرداخت و صدا و سيما در همه بخش‌هاي خبري اين اعتراضات را پوشش مي‌داد‌. اما از آنجايي که مسکن مهر نه گفتگوي ژنو است و نه گفتگوي لوزان که بتوان روي آن مانور تبليغاتي داد‌، براي من عجيب است که چطور عده‌اي از هموطنان به روند کند تکميل آن اعتراض کرده‌اند‌.
هتل اوين‌!
به سلامتي و ميمنت و دل خوش‌، قرار است زندان اوين همان راهي را برود که زندان قصر رفت‌، يعني به دست توانمند شهرداري تهران به فضاي سبز تبديل شود‌. با اين حساب اگر تا پيش از اين فقط افراد خلافکار و بزهکار و تبهکار مي‌توانستند در اوين آب خنک بخورند‌، پس از تبديل شدن آنجا به فضاي سبز‌، همه مي‌توانند از آب سردکن‌هاي بعدا نصب شده توسط شهرداري آب خنک بخورند و محظوظ و مفيوض شوند‌. خلاصه اينكه کار بسيار خوبي است و با تبديل زندان اوين به پارک و فضاي سبز‌، به جاي عده‌اي معدود‌، همه مردم مي‌توانند از آنجا استفاده کنند اگر چه احتمالا بيش از همه به موادفروشاني که قبلا آنجا زنداني بوده‌اند خوش مي‌گذرد و مدام با گذشته تجديد خاطره مي‌کنند‌. تنها نگراني که وجود دارد اين است که ديده شده گه گاه به علل نامعلومي‌، برخي از فضا‌هاي سبز همين طور خودبه خود و بي‌قصد و غرض خاصي‌، تغيير کاربري پيدا مي‌کنند و از دل چمنهاي‌شان‌، برجي‌، مجتمعي‌، فروشگاهي چيزي مي‌زند بيرون‌. اگر اين بار همچنين اتفاقي افتاد و در فضاي سبز آنجا مثلا هتلي چيزي علم شد چه خوب است مسئولان سليقه به خرج بدهند و نام آن را هم «هتل اوين اصل» بگذارند‌.
من و فانتزي هايم‌!
يکي از فانتزي هايم اين است که زنگ بزنم به خودم‌، بعد بگويم الو‌؟ بعد خودم جواب بدهم‌: بفرما قربون‌!
- بنگاه املاک است‌؟.
- بله قربون‌!
- شما براي يک خانواده محترم‌، شامل يک زن و شوهر و دو فرزند‌، با پول وديعه يک ميليون تومان و کرايه ماهانه 300 هزار تومان‌، مورد اجاره‌اي داريد‌؟.
- فت و فراوون قربون‌!
- مي‌شه بفرماييد چه مواردي هست‌؟.
- نه قربون‌!
- چرا نميشه‌؟.
- چون براي شما مورد زياد داريم قربون‌! شما باهاس تشريف بيارين اينجا‌، فايل‌هاي ما رو ببينين‌، چون با اين مبلغ هم خانه حياط دار هست‌، هم سوئيت و هم آپارتمان؛ اگرم يه نموره بتونين بذارين روي پول وديعتون يا کرايه تون‌، مورد پنت هوس و طبقه آخر برج هم مي‌شه پيدا کرد واسه تون‌.
بعدم خودم به خودم بگويم پس حضوري مزاحمتان مي‌شوم و تلفن را قطع کنم و از خوشحالي قند توي دلم آب بشود‌. البته چند دفعه هم امتحان کردم ولي هر دفعه و هميشه اشغال بودم‌! نگرانم‌، نمي‌دانم دارم با کي حرف مي‌زنم‌!
گزارشي از يک باختمان‌!
زمان زيادي به پايان بازي نمانده و دو تيم سه بر سه مساوي هستند‌. تيم «مستاجران خانه به دوش» تنها نياز به يک گل ديگر دارد تا براي تعجيل در ساخت و ساز بيشتر‌، تيم «سازندگان» را مجاب کند‌. زمان حمله‌است اما به ناگهان شايعاتي از سوي نيمکت‌ها در ورزشگاه مي‌پيچد‌: «مسکن مهر طرح مزخرفي است‌، مردم خود‌شان خانه بسازند ما که نبايد بسازيم‌، حيف آن همه پول که در مسکن مهر تلف شد‌، طرح‌هاي جايگزين زيادي داريم و در حال برنامه‌ريزي هستيم و‌.‌. .» داور به نشانه اخطار در سوت خودش مي‌دمد‌، عده‌اي از تماشاگران بازي به حالت اعتراض از ورزشگاه خارج شده و جلوي مجلس تجمع مي‌کنند‌، برخي از تماشاگران منتظر پايان مهلت قانوني بازي هستند تا به وسط زمين بيايند و به علل نامعلومي به شادماني بپردازند‌. زمان به سرعت در حال گذر است و فرصت زيادي براي سازندگان نمانده‌است‌. البته اگر سازندگان ما اين بازي را واگذار کنند چيزي از ارزش‌هاي اين تيم کم نمي شود!