هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   208   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

شهر‌های کوچک توسعه می‌یابند

برخي از مردم ترجيح ميدهند در شهرهاي كوچك زندگي كنند، درحالي که بسياري نميتوانند از خير مزيتها و جاذبههاي كلانشهرها بگذرند. مهاجرت از شهرهاي بزرگ نه مختص ايران است و نه ريشه در اولويتهاي اقتصادي دارد، گرچه زندگي شهروندي به لطف شهرسازي مدرن و توسعه آموزش، رسانههاي عصر سايبر و در شهرهاي كوچك اروپايي و آمريكايي از استانداردهاي بالايي برخوردار است و از اختلاف كلانشهر- حاشيه نشاني نيست و اگر هم باشد مربوط به حاشيههاي مهاجرنشين است.

اختلاف مركز- پيرامون از جنبههاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، محيط زيستي و سياسي خود را نشان ميدهد به همين دليل انتخاب ميان شهر، شهر كوچك و روستا براي زندگي در غالب موارد پاسخ مشخصي مييابد. خارج از تجربه روستا كه تجربه متفاوتي است و با دشواريها اقتصادي و اقليمي متفاوتي مواجهاست در اين نوشتار بر آن هستيم كه تجربه زيست شهروندي در شهرهاي كوچك را مورد بررسي قرار دهيم:

نمونه سه شهر كوچك

براي بررسي تجربه زندگي شهري در شهرهاي كوچك سه مورد فولادشهر، رودبار و بندر دير را برمي گزينيم. دليل انتخاب اين سه شهر به جز تجربه شخصي نويسنده دوري و نزديكي آنها از مراكز اقتصادي و كلانشهرهاي كشور است كه خود را در ميزان برخورداري از استانداردهاي شهرنشيني در هرکدام از اين شهرها نشان ميدهد. بديهي است كه اين استانداردها به دليل وسعت كشور و تجارب زندگي شهري در شهرهاي بزرگ و كوچك كشور مشابه هم نيستند و هرکدام از آنها بايد در بستر فرهنگي و جغرافياي يگانهاي كه دارند مورد ارزيابي قرار بگيرند.

فولاد شهر

نمونه نخست؛ شهر كوچك فولادشهر در 25 كيلومتري جنوب غربي كلانشهر اصفهان است. شهري كه در پي تأسيس كارخانه ذوب آهن اصفهان در سال 1342 تأسيس شد و از سال 1363 به جمع شهرهاي كشور افزوده شد. اين شهر با جمعيتي بالغ بر 100 هزار نفر و همجواري با كارخانههاي ذوب آهن، مجتمع فولاد مباركه و پلي اكريل اصفهان و همچنين نزديكي به مراكز آموزشي مانند دانشگاه اصفهان، دانشگاه صنعتي اصفهان و دانشگاههاي آزاد نجف آباد و خوراسگان وضعيت مناسبي براي اسكان دارد. به دليل همجواري با اين مراكز اشتغال بسياري از ساكنان اين شهرها در حيطههاي فني، آموزشي و پزشكي است. به عبارتي نخستين معيار شهرنشيني يعني اشتغال در مشاغل شهري و رشد تقريبا موازي همه بخشهاي اقتصاد در اين شهر كوچك وجود دارد.

معماري شهر نيز بر اساس الگوهاي توسعه شهري سامان يافته و به جاذبهاي توريستي براي شهرهاي همجوار تبديل شدهاست. بازيهاي باشگاه ذوب آهن در ليگ برتر فوتبال ايران و پاركهاي كوچك و بزرگ اين شهر باعث شده كه شهر فولادشهر تنها شهري خوابگاهي نباشد و جوانان براي تفريح در روزهاي تعطيل به اين شهر بيايند و به همين دليل بخش خدماتي و تفريحي در اين شهر نيز رونق بگيرد.

گرچه به دليل نزديكي به كلانشهر اصفهان قشر جوان پولادشهريها ترجيح ميدهند به اشتغال و سكونت در آن شهر روي بياورند اما فولادشهر عليرغم رشدنيافتگي در بسياري از شاخههاي اقتصادي ازجمله بخش سرگرمي و فراغت نمونهاي مناسب از برنامه توسعه در شهرهاي كوچك است.

رود بار

شهر قديمي رودبار از اين نظر با فولادشهر كاملا متفاوت است. شهري كوهستاني و سرسبز در مسير جاده اتوبان قزوين به رشت و محصورشده در ميان باغهاي زيتون. به جز سد منجيل در نزديكي رودبار و نيروگاههاي بادي منجيل و رودبار هيچ كارخانه ديگري در نزديكي شهر قرار ندارد و اين شهر در واقع مجموعهاي از ساختمانهاي مسكوني است. توسعه شهر نيز بر اساس مشاهدات از الگوي خاصي پيروي نميكند. اقتصاد شهر از صادرات زيتون به همه نقاط كشور و همچنين توريسم ميگذرد به اين صورت كه مسافرانِ سواحل گيلان با گذر از اين شهر اقدام به خريد زيتون و يا خدمات ديگري چون كالاهاي مورد نياز براي سفر ميكنند، به همين دليل اشتغال و فعاليت اقتصادي در اين شهر کاملا خصلت فصلي دارد.

نزديكترين مراكز آموزشي و درماني به شهر رودبار نيز در رشت قرار دارند و بسياري از جواناني كه نتوانستند به تهران يا حومه تهران نقل مکان كنند در رشت ساكن شدهاند. بافت شهر در دو قسمت شرقي و غربي جاده رشت و رودخانه سفيدرود گسترده شده و اكثريت خانهها و خيابانها با شيب تندي به سمت رودخانه مايل شدهاند. به دليل موقعيت جغرافيايي و فاجعه زلزله رودبار در ساخت خانهها از مصالح مناسبي استفاده شدهاست.

بندر دير

بندر دَيِر ازنظر دوري با كلانشهرها و مراكزاقتصادي در مقايسه با فولادشهر و رودبار بيشترين فاصله را دارد. ساكنان يكي از قديميترين بنادر استان بوشهر امروز نيز به صيادي به روش سنتي اشتغال دارند و ميگو و ماهي اسكلههاي بوشهر به داخل و خارج كشور صادر ميشود. به دليل مشكلات اقتصادي، قاچاق کالا نيز يكي از فعاليتهاي اقتصادي است كه ساكنين محلي انجام ميدهند. به دلايل اقليمي و جغرافيايي اين بندر سهم ناچيزي از توسعه اقتصادي و شهري بردهاست و بافت شهري آن نيز از الگوي خاصي پيروي نميكند. همچنين به دليل دوري از مراكز اقتصادي، هيچ کدام از بخشهاي اقتصادي ازجمله تجارت، صنعت، آموزش و سرگرمي و فراغت نيز در شهر توسعه نيافتهاست.

تحليل مركز پيرامون

بر اساس تحليلها و يافتههاي پژوهشگران شهرهاي تهران، اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز و قم در نظام شهري ايران از سال 1365 تاكنون از رتبه ثابتي برخوردار بودهاند و شهرهاي كرج به دليل سرريزجمعيت مهاجر به تهران و همچنين شهر كرمانشاه نيز به جمع كلانشهرهاي ايران افزوده شدهاست. ميزان بهرهمندي شهرهاي كوچك ايران نيز وابستگي كامل به قرار گرفتن در محدوده ارتباطي اين كلانشهرها دارد. تفاوت سه شهر فولادشهر، رودبار و بندر دير رابطه موقعيت جغرافيايي، نزديكي به مراكز اقتصادي و بهرهمندي و يا استاندارد زندگي را كاملا مشخص ميكند.

گرچه بسياري از شهرهاي كوچك ايران از معضل توسعه نيافتگي و نبود برنامههاي توسعه شهري و اقتصادي رنج ميبرند، به گونهاي كه شهرهايي در حاشيه كلانشهرهاي ايران نيز در ذيل مناطق محروم درآمدهاند (مناطق شرقي استان اصفهان). بالا رفتن ضريب جيني از 76/0 در سال1375 به 81/0 در سال 1385 نشانگر ميل به نابرابري اقتصادي در نظام شهري دارد كه اين نابرابري به افزايش ضريب آنتروپي (يعني تمركز بيشتر در مراكز اقتصادي) منجر شدهاست. بر اساس مطالعات جغرافياي شهري در ايران تا پيش از سال 85 الگوي نخست شهري حاكم بوده و برنامهريزي اقتصادي و فرهنگي به جانب توسعه شهري تهران گرايش داشتهاست، البته در همان زمان نيز برنامه توسعهاي براي كلانشهرهاي كشور ديده شد اما شهرهاي دور از حاشيه شهرهاي بزرگ حتي تا امروز در گردونه توسعه نايافتگي افتادهاند.

تجربه شهرهاي كوچك اروپا نشان ميدهد كه بدون الحاق اين شهرهاي كوچك در برنامههاي توسعه كشور و حتي وابستگي مستقل اين شهرها به اقتصاد جهاني (همانند تجربه كيش) در مورد توسعه انساني و شهري اين شهرهاي كوچك مشكل ايجاد ميشود.

تجربه شهر تولوز، شهر كوچكي در فرانسه كه با اجرا برنامههاي توسعهاي و توسعه همه بخشهاي اقتصاد به يكي از كانديداهاي المپيك زمستاني 2016 تبديل شد، مورد قابل توجهي است. درحالي که روند جمعيتي به دليل عنايت به همين شهرهاي كوچك در اروپا و آمريكا از سمت ابر شهرهاي بزرگ به شهرهاي كوچك متمايل شدهاست. در ايران اين الگو به دليل برنامهريزيهاي تمركزگرا و غير محلي و دوري از الگوي همه گير توسعه كشور به سمت مركز پيرامون يا مركز حاشيه سوق يافتهاست. امروز توسعه ارتباطات راه را بيش ازپيش بر توسعه اقتصادي هموار كردهاست. در اين مسير شهرهاي كوچك ميتوانند بيشترين بهره را ببرند؛ شايد روند اشباع شده كلانشهرهاي كشور درهاي توسعه اين شهرهاي كوچك را بگشايد.

آيا شهرهاي کوچک توسعه مييابند؟