شارح بزرگ مدرنیسم

شمار نشریه : 208

کارلو اسکارپا معمار برجسته ايتاليايي به عنوان يکي از اسرارآميزترين شارحان مدرنيسم مطرح است که آثار معماري خلاقانهاي از خود به جا گذاشت.

کارلو اسکارپا از معماران برجسته مدرن ايتاليا، هنرمند و طراح خلاقي بود. اسکارپا بيشتر با آثار معماري خود شناخته شده، اما در طول کار حرفهاي خود تلاشهايي در بسياري از رشتههاي هنري ديگر چون کار با شيشه، نقاشي و طراحي مبلمان نيز داشتهاست.

اين ويژگيهاي پيچيده صنايع دستي و طيف متنوع از مهارتهاي اوست که اغلب در تکنيکها و زبان طراحي معماري وي بسط داده شدهاست. آثار معماري او، موضوع بحثهاي فکري بسياري بوده و او به عنوان يکي از اسرارآميزترين شارحان مدرنيسم، کماکان مهم ميباشد.

اسکارپا در دوم ژوئن 1906 در ونيز به دنيا آمد. پدر او، آنتونيو اسکارپا معلم مدرسه ابتدايي بود. هنگامي که کارلو تنها دو سال داشت؛ خانوادهاش به ويچنزاي نقل مکان کردند؛ جايي که در آن کارلو به دبيرستان فني فرستاده شد. پس از مرگ مادرش در سال 1919، خانواده اسکارپا به ونيز بازگشتند و کارلو توانست با حضور در آکادمي سلطنتي هنرهاي زيبا، مطالعات خود را بر روي طراحي معماري متمرکز نمايد. پس از دريافت ديپلم در سال 1926 و شاگردي معمار وينسنت رينالدو، اسکارپا در آکادمي مشغول به تدريس طراحي معماري گشت. او اين سمت را تا سال 1929 حفظ نمود.

دهههاي 1920 و 1930، زمانهاي محوري زندگي حرفهاي اسکارپا را شکل ميدهند. کارلو اسکارپا هيچ گاه مدرک رسمي معماري خود را به پايان نرساند. او به قواعد سفت وسخت آموزش رسمي طراحي و قوانين علمي آن بيعلاقه بود. عدم پذيرش اصول طراحي استاندارد به خصوص در مورد نحوه استفاده يا عدم استفاده از متريالها، به شخصيت اصلي آثار وي بدل شد.

حساسيت او به متريالها و جزئيات، از او يک استاد ماهر و هنرمند ساخت. در سال 1927، او کار خود را در جزيره مورانو با سبک استاد شيشه گري آغاز کرد. همکاري در کاپليني و موقعيت مدير خلاق در کارگاه آثار ونيني از سال 1934 تا 1947، اشتياق و مهارت او در کار با متريالها را کامل نمود تا از تمايل خود براي از بين بردن مرزهاي معمولي متريالها و راندن قابليتهاي فراتر آنها استفاده نمايد.

گورستان برايون- وگا، يکي از مهمترين و جامعترين آثار کارلو اسکارپا است که جزئيات شگفت آور و عمدتا بتني آن به روشي باورنکردني مورداستفاده قرارگرفتهاند. در اين گورستان به طور گستردهاي از آب استفاده شدهاست. معمار در مورد اين پروژه گفته است: اگر بخواهم آرامگاه برايون را توصيف کنم بايد اجازه دهيد که بگويم به نظر من اين آرامگاه جاي خوبي ست که در طول زمان بهتر خواهد شد. من سعي نمودم که تخيلات شاعرانهاي را وارد طرح کنم و هرچند نه به منظور ايجاد معماري شاعرانه، بلکه براي ساخت نوع خاصي از معماري که ميتواند يک حس شعر را تجلي دهد.

اين طرح، مکاني براي مرده در يک باغ است. ميخواستم به طرقي مرگ اجتماعي و مدني را نزديک به شما نشان دهم و چيزي که در معناي مرگ وجود دارد؛ که کم دوامي زندگي چيزي بيش از اين قوطيهاي کفش نيست.

اسکارپا در سال 1978 در يک حادثه ساخت وساز سايت، جان خود را از دست داد. او در همين گورستان و در حالت ايستاده در مکاني قابل توجه و پنهان به خاک سپرده شد؛ در فضايي ميان بافتي که در بين دروديوار ميان گورستان قديمي و جديد ايجادشدهاست.

پروژه بازسازي موسسه کوييريني ستامپاليا، يکي ديگر از آثار کارلو اسکارپا است. اين بنا يکي از بهترين نمونههاي آثار معماري کارلو اسکارپا در ادغام تازه و کهنهاست. کارلو اسکارپا، يک معمار مدرن با اداي احترامي مقدس گون براي معماري باستان بود. اين ديدگاه، زاده کار طولاني مدت او در زادگاهش ونيز بودهاست. فرهنگ کهن و زيباي ونيز و همزمان چهرههاي بزرگ معماري قرن بيستم، تأثير بسزايي بر او داشتهاند.

اسکارپا اين حساسيت خود را در بسياري از آثار خود در ونيز به ارمغان آوردهاست. مثال عملي توانايي اسکارپا در ايجاد ارتباط ميان گذشته و حال، در بخشي به عنوان جشن اتصالات بحث شدهاست. در سال 1959، اسکارپا به نوسازي يک کتابخانه و مجموعه هنري واقع در يک پالازوي قرن شانزدهم متعلق به موسسه کوييريني ستامپاليا مشغول شد که در ورودي آن يک کانال آب باريک قرار داشتهاست.

او با اشاره به اينکه درگاه تنگ و تاريک نامناسب براي مکاني عمومي است، پيشنهاد ميدهد که ورودي تازهاي با يک پل ايجاد شود که به طور مستقيم از معبر اصلي به پنجرهاي در طبقه اول در نماي اصلي ساختمان متصل گردد. به گفته او، اين امر يک پنجره قديمي را به يک پنجره زنده، يک درگاه بدل ساختهاست.

در ابتدا، اجازه ساخت پل به اسکارپا داده نشد، اما در سال 1963، اين تصميم توسط شهردار ونيز تغيير کرد. اين پل از سنگ، فلز و چوب ساخته شدهاست و در سايز و شکل همانند اما ازنظر سبک در تضاد با پل سنتي مجاور خود هست. تفاوت بين دو پل مشهود است اما مغرضانه نيست. هر بازديدکنندهاي از ونيز بايد خلاصهاي از امضاهاي اسکارپا و تأثير عميق او در اين شهر را به خوبي دنبال کند.