نشریه شماره   207   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

آموزش باید دائمی باشد

گروه تأسيسات: امروزه تربيت نيروي انساني ماهر و متخصص و کارآمد از عوامل کليدي و انکارناپذير در توسعه اقتصادي و اجتماعي هر کشور محسوب ميشود و هر نوع سرمايهگذاري کلان در بخشهاي مختلف اقتصادي نيازمند برنامهريزي و سرمايهگذاري در بخش نيروي انساني و توسعه منابع اين نيرو است. ايران نيز در اين زمينه  از سابقه ديرينه آموزش فني برخوردار است.

در حال حاضر 600 مركز آموزش فني و حرفهاي دولتي  و 17 هزار مركز خصوصي به كار آموزش نيروي كار متخصص، نيروي كار ماهر درجه 1 و درجه 2 اشتغال دارند.

ساختار آموزش فني و حرفهاي

استانداردسازي آموزش و تربيت نيروي متخصص آشنا به آخرين تكنولوژيها از ابتدا از موضوعات مورد حساسيت در بين متوليان امر بود، به همين دليل واحدهايي براي تعليم فعاليتهاي كارگري ماهر و تكنسينها ديده شد. اين مراكز بر اساس آخرين آمار مستند قبل از انقلاب در سال 1353 به 7 مركز آموزش حرفه‌‌اي، 3 مركز كارآموزي و 21 مركز آموزش جوار كارگاهي ميرسيدند.

پس از انقلاب بر اساس ساختار اين مؤسسات فعاليت برخي از مؤسساتي كه زير نظر وزارت كشور و برخي مؤسسات زير نظر وزارت بهداري و بهزيستي  قرار داشتند نيز به وزارت كار محول شد و از واريز درآمدهاي خود به بودجه عمومي نيز مستثني شدند. در 25 تيرماه 1359 وزارت كار و امور اجتماعي اجازه يافت تا با تمركز اداره كل آموزش فني و حرفهاي سازماني به نام آموزش فني و نيروي انساني به وجود آورد. البته اين نام در سال 1360 با تصويب هيئتوزيران به سازمان آموزش فني و حرفهاي تغيير كرد.  هدف اين بود كه بر اساس سياستهاي دولت در بخشهاي كشاورزي، صنعت و خدمات به تأمين و تربيت نيروي انساني بپردازد، بهاينترتيب 59 واحد عموماً بزرگ آموزش زير نظر اين سازمان قرار گرفتند. البته بايد به وجود مراكز آموزش جوار كارگاهي و بين كارگاهي در واحدهاي صنعتي عمدتاً بزرگ و آموزشگاههاي آزاد فني و حرفهاي بخش خصوصي در كنار مراكز آموزشي دولتي نيز اشاره كرد كه با كسب مجوز از  وزارت كار و امور اجتماعي فعاليتهاي آموزشي داشتند.

تعدد و وسعت اين پروژهها سازمان را با انبوهي از مشكلات مواجه كرد، همزمان نيز رشد تقاضاي اجتماعي سازمان را به استفاده از مراكز استيجاري مجبور كرد تا با واگذاري موقت و بالاخره واگذاري سازمان به تعهدات خود عمل كند. تعداد اين مراكز سازمان در سال 82 تا ميزان قابلتوجهي يعني 580 مركز رسيد. اين در حالي بود كه عوامل آموزشي مانند منابع انساني و تجهيزات و تكنولوژي آموزشي متناسب با نياز در اختيار سازمان قرار نگرفت. رشد بسيار بالاي آموزشگاههاي آزاد و نيز تأسيس مراكز جديد (هرچند با رشدي كند) حيطه فعاليت سازمان را بهشدت گسترش داد.

 آموزش تكنسينهاي تأسيسات ساختماني

گرچه در مسابقات مهارت حرفهاي اعضاي تيم ايران در مقام ششم جهاني قرار دارند كه نشان از توانايي آموزش فني و حرفهاي در ايران دارد اما آموزش در همه مراكز فني و حرفهاي در يك سطح قرار ندارد.

غلام احمدي، مدير يك كارگاه لولهكشي ساختمان در اين زمينه به خبرنگار پيام ساختمان گفت: ترجيح من اين است كه كارگر را خودم آموزش دهم و آماده كنم. الآن 4 نفر در اين كارگاه كار ميكنند و يك نفر آنها كاملاً در كار استاد شده است. وي با اشاره به اينكه خود نيز كار را به همين صورت آموخته است، گفت: البته من دورههاي درجهيک جوشكاري را گذراندهام و كار فني را از هر دو طريق آموزش و كار ياد گرفتهام اما آموزش بهتر لزوماً به كار بهتر منجر نميشود.

در حال حاضر آموزش خوديار فني تأسيسات ساختماني در زمينههايي مانند لولهكشي آب و گاز ساختمان، نگهداري تأسيسات حرارتي خانگي و ... انجام ميگيرد. آقاي احمدي در زمينه لزوم آموزش در زمينه لولهكشي گفت: شايد در زمينههايي مانند تعميرات برقي، تأسيسات حرارتي و فنوني كه بيشتر علمي هستند آموزش نياز باشد اما من اين نياز را در لولهكشي نديدهام و سيستم در همهجا يكسان است. گرچه اين حرفه هم زيروبمهايي دارد.

بهرام نيكمرام ؛ تكنسين گازكشي با اين نظر موافق نيست. او نيز آموزش فني حرفهاي را از سر گذرانده و 25 سال در خانههاي مردم كار كرده است: « من فراتر ميروم و ميگويم تكنسينها بايد در يك سير آموزش دائمي قرار بگيرند، مثلاً در زمينه گاز كارهاي زيادي شده و قوانين تازهاي وضع ميشود كه ما در كارگاههاي خودمان و حتي اگر در شركتي كار كنيم از آن مطلع نميشويم. گاه تجهيزات جديدي ميآيد كه روح ما نيز از آن خبردار نيست، براي همين ميگويم بايد در جريان اخبار و آموزشهاي دورهاي قرار بگيريم.»

وي در مورد  وضعيت بازار کار خود مي‌‌گويد: «شركتي را  بهمنظور لولهکشي گاز تأسيس كردهام اما الآن به مدت 3 ماه است كه تنها يك پروژه به من محول شده است. ركود صنعت ساختمان روي همه تأثير گذاشته اما روي كارگران بيشترين فشار را ميآورد چون كارگر بهجز حرفه خود هيچ سرمايهاي ندارد و اگر  پروژهاي نداشته باشد درآمد وي نيز از بين ميرود و هيچ امنيت شغلي ندارد.»

اين فعال تأسيساتي ادامه داد: سرمايهدار ممكن است وارد بازار ساختمان شود اما اگر براي او مقرونبهصرفه نباشد سراغ کارهاي ديگري ميرود  و سرمايهاش را وارد بازارهايي مانند سكه و دلار و ... ميکند. كار ما هم طوري نيست كه هميشه پروژه داشته باشيم ممكن است يك ماه چند تا پروژه سنگين به ما بخورد ولي بعد براي 3 تا 4 ماه بيكار باشيم.»