نشریه شماره   207   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

مجسمه فردوسي نگران چیست؟

   *سيامك سرمدي   *

 فكر نميکنم شهروندي را بتوان پيدا كرد كه تاكنون مجسمه ميدان فردوسي تهران را نديده باشد. اين مجسمه در قلب يكي از مرکزيترين ميادين شهر با اندازه و ارتفاع مناسب براي ديده شدن از جهات گوناگون،سالهاست كه اجرا و نصبشده است. اما آيا تاكنون از خود پرسيدهايد كه فردوسي نگران چه چيزي است؟ پاسخ اين است؛ چشمان او نگران زبان و فرهنگ ايران زمين است. در طول تاريخ اقوام بسياري به اين سرزمين هجوم آورده اند و آن را دستخوش تعرض و تخريب قرار داده اند، هرچند ممکن است در پاره اي موارد آميختگي فرهنگ بيگانه با فرهنگ ما آثار و برکاتي هم داشته باشد اما از اين رهگذر نگراني هايي هم وجود داشته است كه يكي از آنها هجوم بيگانگان به «زبان و ادبيات فارسي» است، حوزهاي مهم كه فردوسي توسي، پاسدار بيچونوچراي ارزشهاي اين زبان است. به مجسمه او كه نگاه ميکنيم، ميبينيم كه فردوسي با نگاهي با صلابت اما آميخته با نگراني به دور دست ها مي نگرد.

 اين حس و حال ، يكي ازجمله عملكردهاي مهم مجسمههاي شهري در ايجاد حس هويت فرهنگي در فضاي پيرامون خود است. اين عملكرد به ارتقاي حس«تعلقخاطر» در شهروندان ميانجامد. تعلقخاطري كه نياز مبرم امروز ما نسبت به بناها و ساختمانهاي شهري است. حس تعلقخاطري كه همه ما نسبت به محله و كوچه و شهري كه در آن زندگي ميکنيم، داريم.اين حس مطبوع به محله و زادگاه ما بسيار قويتر است.کداميک از ما حس تعلقخاطر به محله و شهر زادگاهمان نداريم؟.

 مجسمه فردوسي به شكل و شمايلي كه ميبينيم از 17 خرداد 1338 تاکنون پابرجاست.يعني 56 سال است كه استاد ابوالحسن خان صديقي از سنگي محكم و خللناپذير مجسمهاي زيبا و با هويت از حكيم فرزانه توس تراشيده است. ابوالحسن خان صديقي كه در سال 1374 شمسي رخ در نقاب خاك كشيد ؛از شاگردان کمالالملک بود. مجسمه فردوسي يكي از بهترين نمونههاي مجسمههاي شهري در ايران است زيرا از حيث طراحي و هويتي كه با خود حمل ميکند با واقعيترين چهره ايراني همساز و هماهنگ است. علاوه بر اين ، از سنگي سخت و محكم نيز تراشيده شده است.

 روند رو به رشد شهرها،هرچند افزايش تصاعدي آشفتگيهاي بصري را لاجرم با خود به همراه دارد اما در اين ميان ، آشفتگي و اغتشاش هويتي در بعد بصري شهر خود به تلاطم زندگي شهري ميافزايد. استفاده از هنرهاي عمومي و تسري دادن در قالب مجسمههاي شهري علاوه بر «چشمنواز» كردن شهر،به انتقال مفاهيم خاص فرهنگي و هنري نيز ميانجامد. اين آثار هرچند در وهله اول سبب جذابيت فضاي موردنظر در شهر و بهنوعي تمركز شهروندان در آن نقطه ميشوند ، ميتوانند در نهايت سبب ارتقاء و افزايش سواد و سليقه هنري و بصري شهروندان نيز شوند.

  اين بار كه گذرتان به ميدان فردوسي 8 تاکنون پابرجاست.يعني 56 سال است كه استاد ابوالحسن خان صديقي از سنگي محكم و خللناپذير مجسمهاي زيبا و با هويت از حكيم فرزانه توس تراشيده است. ابوالحسن خان صديقي كه در سال 1374 شمسي رخ در نقاب خاك كشيد ؛از شاگردان کمالالملک بود. مجسمه فردوسي يكي از بهترين نمونههاي مجسمههاي شهري در ايران است زيرا از حيث طراحي و هويتي كه با خود حمل ميکند با واقعيترين چهره ايراني همساز و هماهنگ است. علاوه بر اين ، از سنگي سخت و محكم نيز تراشيده شده است.

 روند رو به رشد شهرها،هرچند افزايش تصاعدي آشفتگيهاي بصري را لاجرم با خود به همراه دارد اما در اين ميان ، آشفتگي و اغتشاش هويتي در بعد بصري شهر خود به تلاطم زندگي شهري ميافزايد. استفاده از هنرهاي عمومي و تسري دادن در قالب مجسمههاي شهري علاوه بر «چشمنواز» كردن شهر،به انتقال مفاهيم خاص فرهنگي و هنري نيز ميانجامد. اين آثار هرچند در وهله اول سبب جذابيت فضاي موردنظر در شهر و بهنوعي تمركز شهروندان در آن نقطه ميشوند ، ميتوانند در نهايت سبب ارتقاء و افزايش سواد و سليقه هنري و بصري شهروندان نيز شوند.

  اين بار كه گذرتان به ميدان فردوسي افتاد با نگاهي خاص و هنريتر از گذشته به مجسمه خالق شاهنامه و طرز نگاه او بنگريد؛ مجسمهاي كه در دامان خود طفل زبان فارسي را نگهبان است.

*کارشناس معماري