نشریه شماره   206   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

ايمن‌سازي گاز شهري در برابر زلزله؛ از حرف تا عمل

ايمني مبحثي است كه زيرشاخههاي فراواني دارد، از بحث ايمني در حين كار گرفته تا ايمني در هنگام بهره برداري، از ايمني در شهر و ساختمان گرفته تا ايمني زيرساختهاي شهري و سازهها و غيرسازهها در خيابانها و جادهها و كارخانهها. اما در اين مورد بعضا غفلتهايي صورت ميگيرد. يكي از بخشهاي مغفول مانده، مبحث 17 مقررات ملي ساختمان است كه نتيجه آن آمار بالاي مرگ خاموش در كشور بودهاست. در اين راستا با اصغر شيراز پور عضو هيئت علمي دانشگاه و كارشناس ارشد سازمان نظام مهندسي ساختمان كشور گفتگو به عمل آورديم و در اين راستا نظرات ايشان را در زمينه لزوم نصب سيستمهاي اعلام خطر و قطع جريان گاز در ساختمانها جويا شديم كه به شرح زير انعكاس ميدهيم.

پيام ساختمان: ارزيابي شما از اقدامات صورت گرفته در زمينه ايمني سيستم گاز در شهرهاي كشور چيست؟

از آنجايي كه جان انسان بسيار با ارزش است بنابراين حفظ جان او بايد اولويت نخست مهندسان باشد. گاز يك موهبت الهي است و همه اين حق را دارند كه از آن استفاده كنند، طيف وسيعي از شبكه گاز رساني را در مملكت ايجاد كردهايم و بالغ بر دو سوم جمعيت ايران از اين موهبت به عنوان يك منبع حرارني بهره ميبرند. اما در کنار آن بايد بهره برداران را در مورد خطرات و حوادث ناشي از آن ايمن كنيم. يكي از حوادثي كه ناشي از مصرف گاز است انفجار و آتش سوزي است كه بيشتر به خاطر بياحتياطي مصرف كنندگان اتفاق ميافتد. نکاتي که بهره برداران و مصرف كنندگان بايد بدانند اين است كه وسيله گازسوز آنها استاندارد است و به سيستمهاي ايمني مجهز است يا خير؟ چگونه بايد اين وسيله ايمني را نصب و از آن استفاده كرد؟ و اگر وسايل ايمني روي دستگاه نباشد چگونه ميتوان اين وسايل را اضافه كرد؟ حوادث ديگري نيز در رابطه با مصرف گاز به وجود ميآيد؛ نخست استنشاق گاز حاصل از احتراق ناقص (مونواكسيد كربن) است كه منجر به مرگ خاموش ميشود. همچنين حوادث غيرمترقبه مانند سيل و زلزلهاست كه در نتيجه آن لولههاي گازرسان ميشكند. در اين رابطه با دو مسئله روبرو ميشويم، نخست اينكه خود گاز و استنشاق آن به جاي اكسيژن موجب خفگي ميشود. ديگر انفجارهايي است كه ناشي از يك جرقه كوچك در محل نشت گاز روي ميدهد. به همين دليل است ميبينيم كه بعد از هر حادثه ايدرصد مرگ ناشي از حادثه بيشتر مربوط به آتش سوزي و يا رها شدن گاز است كه زيرآوار ماندگان را در كام مرگ فرو ميبرد.

پيام ساختمان: چه تجهيزاتي براي جلوگيري از اين حوادث توصيه ميشود؟

سادهترين تجهيزاتي كه در اين رابطه ميتوانيم استفاده كنيم هشداردهندهها هستند. اگردرصد گاز منواكسيدكربن و يا گاز طبيعي در اتاق از حد مجاز بيشتر شود اين هشداردهندهها سيستم آژير (‌Alarm‌) را فعال ميكنند و ساكنين با باز كردن درها و پنجرهها و يا اقدامات ديگر از مرگ حتمي نجات مييابند. در مورد حوادث غيرمترقبه نيز تكنولوژي كمك كردهاست و شيرهاي قطع جريان گاز در مقابل زلزله و حوادث غيرمترقبه طراحي و ساخته شدهاست. اين شيرهاي قطع گاز در جاهاي مختلف شبكه سراسري گاز ميتواند نصب شود. يكي قبل از ورود گاز به ساختمان، ديگر در جايي كه گاز از شبكه اصلي به محله منشعب ميشود و همچنين نقاط مختلفي كه بايستي محاسبات آن صورت بگيرد كه باعث صدمه ميشود بايد شيرهاي قطع جريان گاز نصب شود تا آسيب در اين شبكه آثار بزرگ تخريب را به همراه نداشته باشد. متاسفانه در ايران به علت عدم شناخت و آگاهي لازم از اين تجهيزات استفاده نميكنند و حتي در مقررات ملي ساختمان اين تجهيزات الزام نشدهاست. گرچه اخيرا شركت ملي گاز در ايستگاهها شير قطع جريان گاز را الزام كردهاست ولي همين شيرها را ميتوانيم در ساختمانها داشته باشيم. حسگرها علاوه بر اينكه ميزان منواكسيدكربن و ميزان گاز طبيعي را ميسنجد از آن طرف ميتواند با فرمان الكتريكي به شير ورودي جلوي جريان گاز را بگيرد و از حادثه ناگوار پيشگيري كند.

پيام ساختمان: با توجه به مطالب فوق آيا از طريق سازمانهاي مسئول، لزوم تجهيز شبكه گاز با اين شيرها برجسته شدهاست؟

در قوانين و مقررات ملي ساختمان بسيار مبهم به اين مسئله پرداخته شدهاست، ما چه در گذشته و چه اكنون نامههاي متعددي را به شوراي تدوين نوشتهايم. مردم هم بايد نسبت به اهميت اين شيرهاي قطع كننده جريان گاز هم آگاه شده و هم براي استفاده از آن ملزم شوند. در مقررات ملي ساختمان آمدهاست كه در موتورخانه ساختمانهاي عمومي هشدار دهنده گاز نصب شود و در ساختمانهاي خاص سيستم قطع جريان گاز در مقابل حوادث كار گذاشته شود. اميدواريم با نوشتن نامههاي متعددي كه ما به شوراي تدوين نوشتهايم در سال آينده مبحث 17 مقررات ملي ساختمان بازنگري شود كه اولا هشداردهنده و همچنين قطع جريان گاز را در تمام ساختمانها اجبار بكنند. حوادث ناشي از گاز يا صدمه شبكه گاز تنها منحصر به زلزله نيست، هر صدمهاي ميتواند به نتيجهاي منجر شود كه صدمات بزرگي را در بر داشته باشد. شيرهاي قطع جريانگاز در نتيجه اتفاقات غيرمترقبه حتما بايد در هر ساختماني نصب شود و جدا از اينكه اين ساختمانها عمومي هستند و يا خاص، بايد اجباري براي نصب و استفاده آن وجود داشته باشد، حتي اگر ساختمان يك طبقه بوده و يك نفر در آن سكونت داشته باشند.

پيام ساختمان: مانع اصلي بر سر راه اجرايي شدن اين خواستههاي شما چيست؟

تكنولوژي به كمك ما آمده و همه نوع تجهيزات پيشگيري را توليد كرده و در اختيار قرار دادهاست. زماني ميتوانيم از اين تجهيزات استفاده كنيم كه بدانيم چه تجهيزاتي توليد شده و در اختيار ما است. ما تعداد زيادي سرمايه دار دلسوز داريم كه ميخواهند براي كاهش صدمات ناشي از گاز سرمايهگذاري كنند، چه تضميني وجود دارد كه بخواهند سرمايه خود را صرف اين كار كنند؟ خريدار اين تجهيزات كيست؟ مسائلي وجود دارد كه روزمرهاست و هميشه ميگوييم و ميخواهيم جان انسانها را حفظ كنيم و از طرف ديگر مسائلي وجود دارد كه تا اجباري وجود نداشته باشد استفاده نميشود. اگر شركت ملي گاز بخواهد شبكه زيرزميني را مجهز به سيستمهاي ايمني كند همه نوع سيستمهاي ايمني با هر درجه از مقاومت وجود دارد. بسياري از شركتها هستند كه سيستمهاي ايمني را وارد كردهاند و يا دارند توليد ميكنند اما خريدار ندارد. تا كي اينها ميتوانند صبر كنند؟! من به عنوان يك كارشناس ميگويم كه چرخهاي بايد وجود داشته باشد كه در آن مصرف كننده و، توليدكننده مشخص باشد، و با آوردن يك كلمه در مقررات ملي ساختمان براي تمام ساختمانها الزام است جان انسانها را حفظ كنيم. پيوست شماره يك و سوم مبحث 17 مقررات ملي ساختمان تماما در مورد ايمني صحبت كردهاست ولي آنجا كه مسئله پيشگيري مطرح ميشود ميگويد توصيه ميكنيم. يعني هر كس خواست استفاده كند و هر كس نخواست استفاده نكند. دعواي ما سر اين واژهاست و به جاي آن واژه الزامي آورده شود زيرا مفهوم توصيه اين است كه انجام آن بهتر از انجام ندادن آن است. همه تجهيزات ايمني وجود دارد ولي تضمين لازم را براي توليدكننده تجهيزات ايمني نداريم كه بگوييم اين تجهيزات را توليد يا وارد كنيد، ما ميخريم.

پيام ساختمان: با توجه به اينکه در همه شهرهاي كشور گازرساني صورت گرفتهاست و از طرفي نگرانيهايي در مورد زلزله وجود دارد، لذا فكر ميكنيد عملياتي كردن برنامههاي شما چقدر طول بكشد؟

نمي توانم سخني در مورد سرعت آن بگويم اما ميتوانم بگويم ما بايد سرعتمان را زياد كنيم. تا سال 1970 كشورهاي صنعتي انسان را Human Force تعريف ميكردند كه ما آن را به نيروي انساني يا نيروي كار ترجمه كرديم. از آن سال به بعد نگاه دنيا به اين مقوله تغيير كرد و انسان را بهتر شناختند و Human Resource تعريف شد كه به منبع انساني ترجمه شدهاست. هنگامي كه انسان را اينگونه شناختند دنيا به سمت ايمنسازي دنياي انسان رفت. ارزش ايمني و تجهيزات ايمني به مراتب بيشتر از خود دستگاهاست. در کشورهاي پيشرفته دستگاهي كه تجهيزات ايمني نداشته باشد را به بازار نميفرستند. ايران حادثه خيز است، روي كمربند زلزلهاست. ما بايد به سرعت خودمان را به دنيا برسانيم ،  زمان بسيار كم است.