هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   206   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

مهــندسان در لـــباس کـــاردانـی!

محمد حسين ساختماني*

بارها گفتهشده و تقريباً همه ميدانند که وضعيت اشتغال به کار کاردانها و معماران تجربي در کشور ما چندان مناسب نيست و از همين رو و به خاطر سهولت گرفتن مدرک کارشناسي، کاردانها از موقعيت کارداني خود فرار ميکنند و به موقعيت مهندسي ميروند. بهعنوانمثال شش هزار و 300 نفر از سازمان نظام کارداني استان فارس پروانه اشتغال دريافت کردهاند ولي روزانه چندين نفر مراجعه و تقاضاي لغو عضويت ميکنند، بهنحويکه در حال حاضر فقط حدود دو هزار کاردان در سطح استان فارس به شکل جدي فعاليت ميکنند.

البته در اين ميان ممکن است اين سؤال پيش بيايد که آيا مگر بد است فردي ادامه تحصيل بدهد؟ آيا مهندس شدن فردي که تا پيشازاين مدرک کارداني داشته امر ناپسندي است؟ البته که چنين نيست. رشد و ترقي هميشه امري مثبت و مفيد است و طبيعتاً همه دوست دارند در زندگي شخصي و حرفهاي خود پيشرفت کنند. در استان فارس هم که خوشبختانه کاردانها به نسبت ساير استانها از وضعيت کاري بهتري برخوردارند، ميتوان گفت فرد کارداني که به دنبال مهندس شدن ميرود، دارد از وضعيت خوب به وضعيت بهتر ميرود. اما هدف من از نوشتن اين يادداشت، نگاهي ديگر است به اين فرايند و گرفتن نتيجهاي نهايي از آن، که اين نتيجه شايد چندان هم براي صنعت ساختمان ما و در کل براي منابع و سرمايههاي انسانيمان مثبت و مفيد تلقي نشود.

امروزه با کمي دقت در فرايند انجام فعاليتها در صنعت ساختمان کشورمان، بهراحتي درمييابيم که هر مهندسي، کار مهندسي نميکند بلکه بسياري از مهندسان کارهاي کاردانها را انجام ميدهند. بهنوعي ميتوان گفت شغل کارداني اعتلا پيدا کرده است. کارشناسان و صاحبنظران دلسوز صنعت ساختمان مدام ميگويند در صنعت ساختمان کاردانها بايد حضور داشته و فعاليت کنند چون صنعت ساختمان به وجود و تخصص و مهارت تکنسينها نياز دارد؛ ولي حقيقت اين است که همينالان هم اين اتفاق ميافتد و خدمات کارداني به صنعت ساختمان ارائه ميشود ولي کساني که اين زحمت را متحمل ميشوند مدرک کارشناسي دارند. اين اتفاقي است که طي سالهاي گذشته در صنعت ساختمان ما افتاده است. مثلاً در کارگاهي که پنج نفر مهندس در آن کار ميکنند اگر دقت کنيم متوجه ميشويم چهار نفر از آنها دارند کارهاي معمار کارگاه، سر استاد بنا و تکنسين را انجام ميدهند. طرف مهندس است ولي کار استاد معمار قديم که بر کارهاي بنايي نظارت ميکرد را انجام ميدهد؛ گاه آهن، آجر و سيمان ميخرد، تدارکات براي ساختمان ميبيند، قرارداد ميبندد، استاد بنا و کارگران را سر کار ميگذارد و کارهاي کاشيکار را چک ميکند، خط تراز ميدهد و رنگ ميريزد. اينها کارهاي مهندسي نيست بلکه کار کارپرداز، معمار تجربي و کاردان است.

بگذاريد مثال ديگري بزنم: در مطب دکترهاي قديمي افرادي بودند و هستند که زير نظر دکتر کارهاي تزريقات و پانسمان را بهخوبي انجام ميدهند. ولي الحمدالله بهقدري در کشور ما سطح تحصيلات بالا رفته و تعداد دانشگاهها و فارغالتحصيلان زياد شده که بعضا جاي آن تزريقاتيهاي قديمي را پزشکان عمومي گرفتهاند. اگر الآن سؤال شود آيا بهتر نيست کسي که ميخواهد آمپول بزند دکتر باشد، همه ميگويند بله، حتماً بهتر است، چون او درس پزشکي خوانده و خيلي بهتر از تزريقاتي قديم کارش را انجام ميدهد. بااينهمه، حقيقت قضيه اين است که چنين فردي، در موقعيت شغلي يک پزشک قرار ندارد.

مشابه همين قضيه در صنعت ساختمان هم رخداده است: مهندسان لباس کارداني بر تن کردهاند. به جرات ميتوانم بگويم حدود 80 درصد مهندساني که در کارگاهها کار ميکنند کارهاي تکنسينها و معماران را انجام ميدهند. اگر جايگاه و ابعاد کار مهندسي را در نظر بگيريم، مهندس شخصي است که کارهاي مطالعاتي، محاسباتي و طراحي انجام ميدهد نه کسي که با وانت به دنبال خريد آجر و سيمان ميرود. در حال حاضر تعداد معدودي از مهندسان قوي که فارغالتحصيلان دانشگاههاي معتبر هستند کارهاي تخصصي مهندسي انجام ميدهند که نسبت به کل مهندسان کشور شايد 10 تا 20 درصد باشند و بقيه که در کارگاهها کار ميکنند و عملاً کار مهندسي که کارشناسي باشد ،انجام نميدهند.

از طرف ديگر سازمان نظاممهندسي استانها کلي زحمت ميکشند و تلاش ميکنند ولي فقط براي درصد کمي از مهندسان ميتوانند ايجاد اشتغال کنند، چراکه حجم کارهاي صنعت ساختمان آنقدر نيست که به همه کار برسد. مثلاً استان فارس 25 هزار مهندس دارد و اين آمار قطعاً تا 10 سال آينده چند برابر ميشود ولي به همين نسبت کار اضافه نميشود، چون در شيراز آمار ساختمانها و خانوارها، يکبهيک است و به ازاي هر خانوار يکخانه مسکوني وجود دارد. نتيجه اينکه عملاً بازار کار براي تعدادي از مهندسان وجود ندارد و ناچار هستند به کارهايي با سطوح پايينتر قناعت کنند. اميدواريم شاهد روزي نباشيم که با تداوم همين وضع، مهندسان مجبور شوند خودشان در ساختمانها بنايي هم بکنند.

 قصد من توهين به کسي نيست و بديهي است که همه افراد شاغل در صنعت ساختمان کشورمان، اعم از مهندس، کاردان، معمار و کارگر، محترم هستند، ولي اگر روزي همه مهندس شدند، آيا ما در صنعت ساختمان به نجار و گچ کار و شيشهبر و ... نياز نداريم؟ شهر شيرازي را تصور کنيد که 100 هزار مهندس دارد که البته خيلي هم خوب است و دست مسئولان هم درد نکند، ولي مشکل کمبود و نبود نجار و بنا را چه کنيم؟ آيا راهي غيرازاين هست که مهندسان خودشان نجاري هم بکنند؟

اگر صنعت ساختمان ما به تکنسين نياز دارد و اگر مسئولان و مديران بر اين باور هستند که کار تکنسين بايد توسط خود کاردانها انجام شود و مهندسان نبايد لباس کارداني بپوشند، شرطش اين است که صلاحيت کاردانها بهگونهاي تعريف شود تا مهندسان نتوانند وارد آن شوند. يعني صلاحيتهاي تعريفشده براي کاردانها، بايد ويژه کاردانها باشد، همچنان که صلاحيتهاي مهندسان اختصاصاً متعلق به آنهاست. اگر مهندسان حق ورود به حيطه شغلي تکنسينها را نداشته باشند و نظارت و محاسبه و اجراي غير کاردانها از جانب شهرداري و نهادهاي ذيربط پذيرفته نشود، ديگر کاردانها از موقعيت شغلي خودشان فرار نميکنند.

کلام آخر اينکه مهندسي که بالاي سر کارگرها ميايستد و کارشان را چک ميکند و متخصص رايانهاي که در ادارهاي استخدام ميشود تا فقط نامه تايپ کند، مثل شخصي است که پول بدهد و اتوبوسي بخرد فقط براي اينکه از اداره به خانه برود و برعکس! اينکه از اتوبوسي که ميتواند 40 نفر را جابهجا کند بهعنوان ماشين شخصي استفاده کنيم هدر دادن انرژي و سرمايه است. مواظب سرمايههاي مليمان باشيم.

*رئيس سازمان نظام کارداني استان فارس