نشریه شماره   206   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

بازتوليد نماد‌هاي شهري

شهر ايراني از روزگاران دور، روزگاراني كه شهر در آن پي افكنده شد، تصويري بودهاست از مثـالي آسـماني. از همـان روزگـاراني كـه جمشيد به فرمان اورمزد ورجمكرد را به پا داشت تا در آن شادي باشد و شور؛ عشق باشد و زندگي؛ زيبايي باشد و وصل. شهر مكـاني بـود كه در عين واقعيت و عينيت از حقيقت و ذهنيتي نشان داشت كه در وراي چهره ظاهري آن رخ پنهان كرده بود.

هنر اسلامي همواره در پي آن بودهاست تا فضايي بيافريند كه در آن بر سرشت موقت و گذراي اشياي مادي تأكيد شود و تهـي بـودن اشـيا موردتوجه قرار بگيرد اما واقعيت امر در تماميت خود دربردارنده جنبه وهمي اشيا به مثابه بازتابها و مظاهر مثبت مراتب عاليتر هستي و نيز خود حقيقت مطلق است؛ چه در هنر و چه در معماري اسلامي، از طريق شفاف كردن ماده و آشكار كـردن سرشـت فـاني آن، و درعين حال درآميختن حضور الهي با اشكال مادي، به فضاي خالي نقش مثبت داده ميشود.

دگر گوني اجتماعي اقتصادي ايران در دهههاي پيشين و قطع شدن فرآيند تاريخي و طبيعي تحول شهر در لحظهاي خاص كه از بيـرون صورت گرفتهاست، باعث به وجود آمدن شهر گرايي و شهرنشيني نادرسـت و غيراصـولي شد. متأسفانه ما در دوران ركود فرهنگي خود با فرهنگ غرب روبه رو شديم، از همين رو بنيه كـافي جهـت جـذب سـالم نداشـتيم و نميدانستيم چـه چيزهايي را بايد گرفت و چه چيزهايي را نبايد گرفت پيشرفت نميتواند يكسره بريدگي و بيپيوندي باشد بلكه تـداوم و تكـراري اسـت در سطحي بالاتر.

شهر از سوي ساكنانش تنها به وسيله سيماي كالبدي آن درك نميشود، شهر در اغلب موارد به وسيله معناي نمادها و نشانه هايش درك ميشود. اين روح شهر است كه در خاطره جمعي ساكنانش و حتي خاطره پرسه زناني كه از آن ميگذرند، و به تماشـايش مينشينند جاي ميگيرد. شهر چون هميشه خود را به ابديت پيوند ميزند، درحالي که جوهره خود را حفظ ميکند، دگرديسي مييابد؛ چهره خود را دگرگـون ميکند، خود را نو ميکند، خود را با حال و هواي زمانه ميآرايد، ولي رمز و راز خود، معماهايش و زيباييهاي ابدي خود را نگاه ميدارد بنابراين و هميشه چيزهايي هستند كه بايد در شهر كشف شوند.

شهر كنوني ما، به عنوان يك شهر مكان جلوه گاه قابليتهاي بسيار است؛ قابليتهايي كه به تلاشي گـاه انـدك و گـاه بسـيار ميتواند آن را به شهر زمان و شهر زنده فضا تبديل كند. بار ديگر ميتوان به باز توليـد و ابـداع مجـدد شهر نمـاد انديشـيد.

چنين صورتي لازم است كه انگارهاي از شهر را تدوين نمود و طرحي براي آن درانداخت كه انتظام فضاي شهر را بـه دنبـال آورد و سـازمان بيسامان كنوني آن را، ساماني دوباره بخشد و تسلسلي موزون را سبب گردد. تسلسل و تداومي كه از کوچکترين فضـاي شـهري تـا کلانترين آن در همه ابعاد ذهني و عيني، زماني و مكاني، كالبدي و فضايي ريشه دواند، شهر را فلسفهاي نو شايد و پرداختي نو بايد