هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   206   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

شیخ بهایی؛ شاه نشین هنر معماری

شيخ بهاءالدين، محمد بن حسين عاملي معروف به شيخ بهايي در سال 953 ه. ق. در خانداني بزرگ که نسبش به حارث اعور همداني يار وفادار حضرت علي (ع) ميرسيد، متولد شد. وي دانشمند به نام دوره صفويه بوده است که به دليل طراحي و معماري آثار ماندگار و با بهرهمندي از تکنولوژي ويژه، بسياري او را معماري فراتر از عصر خود ميدانند. هنر معماري شيخ يادگارهاي زيادي دارد كه در تاريخ اصفهان و ايران، بلكه جهان، پرآوازه است. حکمت شيخ بهايي به مدد معماري آمده و معماري ايراني اسلامي را واجد اصولي نموده که ريشه در حکمت الهي شيخ دارد. شيخ بهايي در ميان ديگر هنرهايش معماري را برگزيد، چراکه معماري هنر ساختن يک تمدن است؛ تمدن اسلامي، و اگر نبود معادلات استکباري حاکم بر محافل بينالمللي، بهطور حتم دستاوردهاي اين اعجوبه دوران صرفاً در زمينههاي مهندسي و هنر معماري جزو عجايب جهان محسوب ميشد. اين همان چيزي است که مهندسان ايتاليايي و آمريکايي را مسحور خود کرده بود و به تماشاي شمعي نشانده بود که از دانش جاودانه شيخ ، افروخته ميماند.

شيخ بهايي از دانشمندان برجسته عصر صفوي بود. در اين دوران شهر اصفهان پايتخت قرار گرفت و آثار معماري به اوج زيبايي و ظرافت خود رسيد.ميتوان گفت که حرفه معمار يا مهندس ارتباط تنگاتنگي با علم رياضي و هندسه دارد و همين ويژگي ي نيز باعث شد تا بسياري از آثار بهجامانده عصر صفوي را به او نسبت دهند؛ مانند معماري مسجد جامع اصفهان، حمامي که با شمع روشن ميشود، طراحي حصار نجف اشرف و شالوده شهر نجفآباد .

آثار و خدمات شيخ بهايي

تقسيم آب زاينده رود

يکي از کارهاي شيخ بهايي تقسيم آب زايندهرود به محلات اصفهان و روستاهاي اطراف رودخانه است. نقل است که هيئتي از طرف شاهعباس به رياست شيخ بهايي مأمور شدند و با ترتيب بسيار دقيق و با عدالت و دقت در باب حق آب هر ده و آبادي و محله آبرساني را انجام دهند که هنوز هم به همان ترتيب معمول است. در همين راستا از ديگر کارهايي که به شيخ بهايي نسبت داده ميشود، طرحريزي کاريز نجفآباد اصفهان است که قنات زرينکمر نام دارد و يکي از بزرگترين کاريزهاي ايران است. از سرچشمه قنات تا انتهاي آبخور آن 9 فرسنگ است و به 11 جوي بزرگ تقسيم ميشود.

مسجد امام؛ مسجد جامع عباسي

 مسجد امام يا مسجد شاه که به مسجد جامع عباسي نيز شهرت دارد يکي از مساجد ميدان نقشجهان اصفهان است که در طي دوران صفوي ساخته شد و از بناهاي مهم معماري اسلامي ايران بهشمار ميرود. اين مسجد که در ضلع جنوبي ميدان امام قرار دارد در سال 1020 هجري بهفرمان شاهعباس اول شروعشده و تزيينات و الحاقات آن در دوره جانشينان او به اتمام رسيده است. معمار مهندس آن استاد علياکبر اصفهاني و خوشنويساني چون عليرضا عباسي، عبد الباقي تبريزي، محمدرضا امامي، محمد صالح امامي در آن کتيبهنگاري کردهاند.  محاسبه جهت قبله مسجد امام توسط شيخ بهايي انجامشده است. اين قبله يابي که با استفاده از ابزارهاي آن زمان صورت پذيرفته، تنها هفت درجه با جهت واقعي قبله اختلاف دارد. تزيينات عمده اين مسجد از کاشيهاي خشت هفترنگ است.  در مدرسه جنوب غربي مسجد، قطعهسنگ سادهاي به شکل شاخص در محل معيني تعبيهشده که ظهر حقيقي اصفهان را در چهارفصل سال نشان ميدهد و محاسبه آن را شيخ بهايي دانشمند، فقيه و رياضيدان معروف عهد شاهعباس انجام داده است.

مسجد شيخ لطفالله

مسجد شيخ لطفالله نيز از شاهكارهاي معماري و كاشيكاري قرن يازدهم است و بهفرمان شاهعباس اول در مدت 18 سال بناشده است. شيخ لطفالله از علماي بزرگ شيعه، از مردم ميس و از قراي جبل عامل( لبنان امروزي) بوده است كه به دعوت شاهعباس اول، اصفهان را محل اقامت خود قرار داد.  اين مسجد داراي صحن نيست و مناره نيز ندارد. محراب مسجد شيخ لطفالله از شاهکارهاى بىنظير هنر معمارى است. درون محراب دو لوح وجود دارد. در اطراف محراب کتيبه‏هايى به خط عليرضا عباسى و خطاط ديگرى که باقر نام داشته است، ديده مى‏شود. اشعارى نيز بر کتيبه‏هاى ضلعهاى شرقى و غربى به چشم مى‏خورد که احتمالاً سراينده آنها شيخ بهايى، عارف دانشمند و شاعر بزرگ دوره صفوى است.

گرمابه فقط با شمع گرم ميشد

 يكي ديگر از كارهاي شگفت كه به شيخ بهائي نسبت ميدهند، ساختمان گلخن گرمابهاي است كه هنوز در اصفهان مانده و به حمام شيخ بهائي يا حمام شيخ معروف است. اين حمام در سال 1065 ساختهشده و در شعاع 100 متري جنوب گنبد نظام الملک (جنوب مسجد جامع عتيق) قرار دارد. مردم اصفهان عقيده داشتند شيخ بهايي گلخن گرمابه را چنان ساخته که با شمعي گرم ميشد، در زير پاتيل گلخن فضاي تهي تعبيه کرده و شمعي افروخته در ميان آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و خود گفته بود اگر روزي آن فضا را بشکافند شمع خاموش خواهد شد و گلخن از کار ميافتد. بعد از مدتي که به تعمير گرمابه پرداختند و آن محوطه را شکافتند، فوراً شمع خاموش شد و ديگر نتوانستند آن را روشن کنند.

سيستم گرمايي اين حمام از شاهکارهاي مهندسي است که با استفاده از قوانين فيزيک و شيمي طراحي و فکر شده است. آب حمام با سيستم «دم و گاز» يعني از گاز متان فاضلاب مسجد جامع و چکيدن روغن عصارخانه (محلي براي تهيه روغن از دانههاي روغني) شيخ بهايي در مجاورت حمام، روشن ميشده است. به اين طريق حمام به مدت طولاني تنها با يک شمع روشن ميشده است.شيخ بهايي در ساخت حمام از طلا که رسانايي بالايي دارد و در انتقال گرما نقش مؤثري ايفا ميکند، استفاده کرده بود. او به دليل جلوگيري از سرقت آن، راز ساخت را پنهان نگهداشت. علياصغر برهمند، يکي از پژوهشگران در طرح شبيهسازي آن از مس به علت در دسترس نبودن طلا استفاده کرد و موجب صرفهجويي 30 درصدي در مصرف سوخت شد که حتي در منازل هم قابلاستفاده است.

چرا نام شيخ بهايي در ابنيه نيست؟!

براي پاسخ به اين سؤال که چرا نام شيخ بهايي را نميتوان در ميان ابنيهاي ديد که به وي منسوبند، بايد تمام دوران معماري اسلامي را درباره عملکرد استادان، بنايان، معماران و مهندسان بررسي کنيم و دريابيم، آيا اينها در هر دوره، نامشان را بر آثارشان مينوشتند يا فقط به ساختن و طرح بنا توجه داشتند و اين مسائل برايشان مهم نبوده که مثلاً نام فلان شخص در اين عمارت باشد. برخي از پاسخهاي موجود را دراينباره مرور ميکنيم:

اولاً، اين مسئله محل به محل و مملکت به مملکت فرق ميکرد و خود نويسندگان متقدم مسلمان، اين نکته را دريافته بودند؛ مثلاً التوحيدي که در نيمه دوم سده دهم قمري ميزيست، مينويسد: «مردم در هر قرن، عادات و آداب و ذهنيت جديدي بهدست ميآورند که پيشينيان صاحب آن نبودند».

ثانياً، منابع و اسناد بناهاي اسلامي آنچنان که انتظار ميرود، غني نيستند؛ با اينکه تاريخنگاران و شاعران، از بناها تمجيد کردهاند، به خود معماري بهعنوان موضوع درخور توجه ادبيات، نپرداختهاند و خود معماران هم درباره آثارشان اطلاعاتي ارائه ندادهاند و معماران بهجز امضا و رقم (ترقيمه) يا چند کلمه، مطلب زيادي درباره خود و آثارشان بهجا نگذاشتهاند.

ثالثاً، عنوان «معمار» در زمانها و مکانهاي مختلف فرق ميکرد و بهطورکلي، نام معماران بهندرت در بناهاي آنها ذکرشده است؛ حتي در جاهايي که روي کتيبهها نام حامي و ساير مأموران ثبتشده، نام آنها نيامده است. البته اين نوعي روش خاص به شمار ميآمد؛ يعني در دورهاي نام معمار را مينوشتند و در دوره ديگر نام او را ذکر نميکردند.

رابعاً، اين نکته را نبايد فراموش کرد که معماران، مهندسان و استادکاران بنا بعد از سفتکاري ساختمان، کار خود را تمامشده تلقي ميکردند و کار را به زينت کاران (گچ کاران، کاشيکاران، حجاران و نجاران که کار خود را در مرحله بعد از سفتکاري انجام ميدادند) واگذار ميکردند و از اين نظر، کمتر قادر بودند تا درجايي از ساختمان، نام خود را ثبت کنند. ازاينرو، ارزيابي نقش معماران و طراحان بناهاي معروف، کاري بس دشوار است؛ زيرا در اين زمينه، اسناد، و مدارک و شواهدي دال بر اين موضوع در دست نداريم. از طرفي وقتي شاهکارهاي معماري اسلامي را ميبينيم، درمييابيم که اين آثار بدون آموزش هندسه، رياضيات، مکانيک کاربردي و طراحي، نميتوانسته به وجود آيد و خلق اين آثار کسي را ميطلبد که اين علوم را بشناسد.

وفات

سرانجام شيخ بهايي در سال 1031 ق در شهر اصفهان درگذشت و بنا بر وصيت خودش پيکر او را به مشهد برده و در جوار آرامگاه امام رضا (ع) به خاک سپردند.  رواقي که آرامگاه او در آن قرار دارد با سنگ مرمر مرغوب پوشش يافته و ديوارها و سقفش با طرح مقرنس آويز آينهکاري شده و با کتيبههايي زينت يافته است. معماران امروز کشور به مهارت شيخ در هنر معماري ايمان دارند و براي آنکه بتوانند سمتوسوي هنر معماري امروز را با حکمت شيخ در معماري پيوند دهند، سوم ارديبهشت و روز بزرگداشت شيخ بهايي را روز معمار ناميدهاند.