33 هزار روستــا تخلیه شده است

شمار نشریه : 205

روستاها بيش از پيش به فراموش سپرده شده اند و شهرها با جمعيت هاي متراكم همه نظرها و توجه ها را به خود معطوف مي كنند شهرها كه جنگلي از آهن و بتن و ديوار و آسفالت و دود را تشكيل مي دهند نهاد طبيعت گراي انسان را افسرده مي سازند و چه بسا او را با خويش بيگانه سازند . متاسفانه روند انزوا ، تضعيف و تخريب روستاهاي كشور ادامه دارد و شنيده نشده است كه مهاجرت معكوس و قابل ملاحظه اي بوجود آمده باشد
معاون توسعه روستايي و مناطق محروم وزارت کشوراعلام مي كند: درحال حاضر بيش از 33 هزار روستا در کشور تخليه شده‌ است. ابوالفضل رضوي در نخستين همايش علمي مديريت روستايي و توسعه پايدار با اشاره به اهميت بحث توسعه علمي مديريت روستايي گفت: « در نگاه ما به روستا مشکل وجود دارد ما در تعريف خود را از روستا عنوان کرده‌ايم که روستا سکونتگاهي است که ميان 100 تا 3 هزار و 500 نفر ساکن دارد و با اين تعريف نمي‌توانيم انتظار توليد و حمايت از توليدکننده را داشته باشيم.
اکنون به اين نتيجه رسيده ايم که روستا واحدي توليدي، فرهنگي، مسکوني و ميراثي است. روستا‌ها فضاهايي دارند که در شهرهاي ما وجود ندارد براي نمونه آثار تاريخي بيش از 30 هزار ساله در روستا‌ها وجود دارد که شهر‌هاي ما از آن بي‌بهره‌اند.»
افزون بر تعداد روستاهاي تخليه شده حدود 25 هزار روستا نيز در کشور کمتر از 20 خانوار جمعيت دارند. اگر هر روستا به طور متوسط 300 هکتار زمين کشاورزي داشته باشد يعني در واقع 10 ميليون هکتار از زمين‌هاي کشاورزي بلااستفاده مانده‌اند.« شايد همين اطلاعات از وضع وخيم روستاهاست كه رييس جمهورهم به آن اشاره مي كند ومي گويد :دولت مي‌فهمد تخليه روستا از کشاورز چقدر خطرناک است، نگراني از تخريب منابع آب، خاک و محيط زيست در کشوري با تمدن کهن ناشايست است و متاسفانه امروز در کشور حتي بين بخش کشاورزي و محيط زيست هم اصطکاک وجود دارد که اين به هيچ وجه مطلوب نيست.
حجت الاسلام روحاني با تاکيد بر اينکه بايد روستاهاي ما زنده و آباد بمانند، مي گويد : سخن گفتن درباره اولويت و ترجيح داشتن صنعت يا کشاورزي حرف منطقي نيست؛ کشاورزي و صنعت نه رودر روي يکديگر، بلکه در کنار هم هستند. نبايد اجازه دهيم خاک تخريب شود. بايد براي حفاظت و مراقبت از خاک همه آموزش ببينند و نبايد بگذاريم اراضي مرغوب کشور تبديل به مناطق مسکوني و تجاري شود.»
اما كدام سياست ها ، غفلت ها و عوامل محيطي و اجتماعي و جغرافيايي وضع نابسامان اين سال هاي روستا را ايجاد كرده است؟ در اين زمينه کارشناسان معتقدند سياست‌هاي برنامه‌ريزي شده دولت براي روستاها در چند سال اخير به گونه‌اي بوده که نشان از نگاه دولت‌مردان به روستاها و روستائيان با اولويت و اهميتي درجه چندم دارد، امري که آسيب جدي به روستاها وارد کرده است .
وجود برخي مشکلات قابل حل در روستاها و رفع نشدن آن‌ها توسط مسئولان باعث شده است که روستانشينان اقبالي به سکونت در روستاي آبا و اجدادي خود نداشته باشند و آهنگ کوچ و مهاجرت به نقاط شهري کشورتشديد شود .
در بررسي اجمالي مشکلات روستائيان مي توان به چند عامل مهم و اساسي اشاره کرد که توجه دولتمردان در حل آن‌ها مي تواند حائز اهميت باشد.
همين 10 - 15 سال پيش بود که روستائيان در خانه‌هايي زندگي مي کردند که علاوه بر فراهم آوردن محيط آرام و سالم زندگي، امکان نگهداري حيوانات اهلي و محلي براي ذخيره غذاي دام‌ها و ...را هم براي آن‌ها ممکن مي ساخت و کمتر خانه اي بود که محلي براي نگهداري مرغ و گاو و گوسفند و ....در آن وجود نداشته باشد اما در دهه گذشته طراحي خانه‌هاي روستايي به گونه‌‌اي انجام شده است که امکان دامداري از روستائيان سلب شده است و روستائياني که زماني خود به عنوان توليدکنندگان لبنيات و مواد پروتئيني بودند اکنون تبديل به مصرف‌کنندگان همين دسته از محصولات شده اند.
در حال حاضر آنچه ما از روستاها مي بينيم فقط ظاهر و پوسته است و بر اثر سياست‌هاي نادرست، آداب و رسوم و فرهنگ و سبک زندگي روستائيان در حال تغييري بزرگ است که متاسفانه خود روستائيان از اين تغيير بيشترين آسيب را مي‌بينند.
شايد هنوز عده‌اي فکر مي کنند شغل اصلي روستائيان کشاورزي و دامداري است اما سال‌هاست که ديگر اين مساله در روستاها واقعيت ندارد.
افزايش شديد هزينه‌ها، تغيير سبک زندگي، درآمد پائين حاصل از کشاورزي و دامداري و نبود امکان کار و اشتغال در روستاها باعث آن شده است که اغلب جوانان و مردان روستائي براي کسب درآمد و گذران امور زندگي به فکر مهاجرت از روستاها باشند و راهي ديار غربت همچون شهرهاي بزرگ و کشورهاي حاشيه خليج فارس شوند.
سياست هاي دولت ها در خصوص احداث کارخانه ها در سال هاي گذشته باعث آن شده است که اکثر کارخانه‌ها و کارگاه‌ها و ..... در حاشيه شهرها و اغلب استان هايي خاص جمع شوند و مردم ديگر شهرها و روستاها از آن‌ها بي‌بهره باشند و براي اينکه بتوانند شغلي بيابند راهي شهرهاي بزرگ و برخوردار شوند.
هنوز اغلب روستاها با وجود داشتن خانه هاي بهداشت از امکانت بهداشتي درماني محروم هستند، گواه اين مدعي آن است که در اغلب روستاها پزشک دائمي ساکن نيست و اغلب در روزهايي خاص آن هم در ساعاتي محدود پزشکان عمومي در روستاها حاضر مي شوند و انبوه جمعيت معطل در خانه هاي بهداشت را معاينه مي‌کنند اما نه امکانات موردنياز درماني را در اختيار دارند و نه زمان لازم جهت معاينه کامل بيماران را.
در پي کاهش جمعيت روستاها به دليل عوامل مختلف همچون مهاجرت، کاهش زاد و ولد و ....جمعيت کودکان و نوجوانان روستايي هم به سرعت در حال کاهش است امري که باعث شده است کلاس هاي درس مدارس روستايي چند پايه و مختلط شوند.چندپايه و مختلط شدن کلاس‌هاي درس عاملي شده است که والدين دانش آموزان رنج رفت و آمد کودک خود به ديگر نقاط برخوردار را به جان بخرند و مانع از حضور فرزندشان در کلاس درس چند پايه يا مختلط شوند.
مهـاجرت در بـسياري از کـشورها يـک مـسئله قابل توجه است که گاهي با در دسترس بودن قابليت هاي تامين غذا و آب در ساير نقاط بـر شـدت آن افـزوده مـي شـود.
مهـاجرت معمولاً از مناطق آسيب ديده به مناطق شهري يا به مناطق خارج از ناحيه خشکسالي انجـام مـي شـود. جريـان مهـاجرت حتـي ممکن است به سوي کشورهاي مهاجرپذير باشد که در اين صورت مشکلات مربوط به پناهندگان را نيز در پي خواهد داشت.
به هر حال خطر تخليه روز افزون روستاها چيزي نيست كه به سادگي امكان عبور از كنار آن وجود داشته باشد، اگر چه در اين زمينه نياز به تصميم ها و اراده ها و برنامه هاي بلند مدت بشدت احساس مي شود ولي نبايد فراموش كنيم كـــه روستاها هم كنون هم منتظر بسياري از تصميم ها، پرو‌ژ ه ها، توجه ها و تمركز هاي ريز و درشت هستند تا حداقل اينكه روند مهاجرت بيشتر از اين شتاب نگيرد.