نشریه شماره   205   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

هزینه تفکیک انشعاب بسیار بالاست

گروه تأسيسات‌: يكي از روز‌هاي اسفند زمستان 93 راهي شركت آب و فاضلاب يكي از مناطق مركز شهر تهران مي‌شوم‌. در روزي باراني كه وزارت نيرو آن را به تلاش «خدمه پرواز گروه باروري ابرها» و سازمان هواشناسي آن را به سعي و كوشش« ابر‌هاي باران زا» نسبت مي‌دهند كه ورود آن به سرزمين خشك ايران پيش بيني شده بود‌. گرچه در اين روز‌ها بارش رحمت الهي ساكنان شهر‌هاي بزرگ كشورمان را خوشحال کرده‌است اما به نظر نمي‌رسد اين مقدار بارش‌ها‌، سد‌ها را پر آب و زمين را سيراب كرده باشد‌. از آن بدتر به نظر نمي‌رسد مصرف‌کننده‌هاي عزيز نسبت به بحراني كه به دليل مصرف بي‌رويه و متعاقب آن کم آبي گريبانگير آنان خواهد شد‌، ترتيب اثر چنداني بدهند‌. مشكلات همان است كه بود و مصرف همان است كه انتظار نمي‌رفت ولي پيش بيني مي‌شد‌. به سياق شماره‌هاي گذشته نشريه مبني بر تهيه گزارش از ادارات آب و فاضلاب و انعکاس مشکلات مردم‌، گزارشي تهيه کرده‌ايم‌. البته مخاطبان ما گفته‌هايي داشتند كه نشريه پيام ساختمان لزوما صحت آنها را تأييد نمي‌كند‌.
براي ما آب ندارد‌، براي بعضي‌ها نان دارد
خانم كاشاني كه خود را از ساكنان قديمي محله خواجه نظام معرفي مي‌كند‌، به پيام ساختمان گفت‌: امسال از پارسال هم وضع بارندگي بدتر بود‌. در گذشته در فصل زمستان شما نمي‌توانستيد بدون لباس گرم بيرون برويد؛ هوا سرد بود و برف همه تهران را مي‌گرفت‌. آن قدر كه بايد مرد‌هاي محله برف را از كوچه‌ها پارو مي‌کردند اما امروز ديگر از برف خبري نيست؛ حتي برفي كه باريد آن قدر نبود كه زمين را خيس كند‌.
كاشاني دليل حضورش در اداره آب را پيگيري درخواست خود براي قسط بندي پول انشعاب فاضلاب عنوان کرد و گفت‌: منطقه خواجه نظام قديمي است و بيشتر ساختمان‌ها چاه دارند‌. خيابان‌هاي اين محله تنگ است و در جايي كه قبلا تنها آپارتمان‌هاي 2 تا 3 طبقه ديده مي‌شد خانه‌هاي 5 طبقه مي‌سازند‌. اين موضوع خوب است اما تا اين محله تغيير كند خيلي طول خواهد كشيد و من نمي‌دانم با اين جمعيت چه خواهند كرد‌. وي اين عمل شركت آب و فاضلاب را بي‌برنامگي مي‌داند كه بعد از چند سال تأثير خود را از دست خواهد داد و دوباره مجبور خواهند شد لوله فاضلاب جديدي بكشند‌. لابد آن زمان هم پولش را از مردم خواهند گرفت‌. او اين طرح را تنها طرحي در راستاي ديگر طرح ها دانست و خاطرنشان کرد‌: «اگر براي ما آب نداشت ولي براي بعضي‌ها نان دارد .»
مي بايست كاري كرد
آقاي حميدي به خبرنگار ما گفت‌: باز هم مي‌خواهند قيمت برق و آب را افزايش دهند درحالي که تعرفه‌هاي کنوني هم براي مردم سنگين است‌. وي که خود را کارمند بانك معرفي مي‌کند‌، افزود‌: امسال بارندگي كم بود و در شهر‌هاي مركزي کشور از همين الآن «بوي خشكسالي به مشام مي‌رسد» و مسئولان مي‌بايست تدابير مناسبي در اين مورد بينديشند‌.
اين شهروند که براي گرفتن انشعاب جديد آب مراجعه کرده‌است‌، در اين مورد اظهار داشت‌: انشعاب آپارتمان ما مشترك است و ما و واحد پايين كه مستأجر هستند بايد پول آب را تقسيم كنيم‌. متأسفانه ساکنين طبقه پايين خيلي بي‌نظم هستند و مرتب پول خود را پرداخت نمي‌كنند‌. حتي پيش آمده كه مأمور برق به دليل تأخير در پرداخت قبض‌، برق آنها را قطع كند‌. مشكل اين است كه هزينه تفکيک انشعاب بسيار بالاست اما افزوده شدن يك خانوار به تعداد خانوار‌هاي مصرف كننده در يک آپارتمان ممكن است آنها را مشمول پلكاني شدن قيمت آب كند‌. شنيده‌ام كه براي آب هم مي‌توان‌تراكم گرفت يعني اينكه به اندازه يك خانوار بيشتر مصرف كنيم ولي قيمت آن زياد بالا نرود‌.
آب در كوزه و ما تشنه لبان مي‌گرديم
«آب هست ولي ما نمي‌توانيم آن را استخراج كنيم .» اين را آقاي يزداني مي‌گويد كه زمين شناسي خوانده‌است‌. وي اظهار داشت‌: تكنولوژي‌هاي ما در زمينه آب و فاضلاب توسعه زيادي نيافته‌است‌، مانند قديم كه فقط مي‌توانستيم از قنات استفاده كنيم و آب‌هاي عميق‌تر در دسترس نبود‌. به همين دليل است كه در آن زمان هم خشكسالي اتفاق مي‌افتاد درحالي که زيرزمين پر از آب بود ولي مردم نمي‌توانستند از آن استفاده کنند‌.
اين شهروند ادامه داد‌: در اطراف شهرستان رباط كريم باغ ميوه‌اي دارم ولي نمي‌توانم براي تأمين آب مورد نياز چاه بزنم زيرا گرفتن مجوز چاه بسيار سخت و زمان بر است‌. اين در حالي است كه همسايه ما يک چاه 20 متري دارد كه با موتور برق كار مي‌كند و آب را با سرعت زياد پمپاژ مي‌کند‌. يزداني افزود‌: در اعماق 200 متري و 300 متري زمين هم آب وجود دارد و تنها بايد تكنولوژي آن توسعه پيدا كند تا بتوان از آن استفاده كرد‌.
وي دليل مراجعه‌اش به اداره آب و فاضلاب را گرفتن انشعاب آب عنوان کرد و گفت‌: مردم كار ساختمان‌سازي را خيلي ساده فرض مي‌كنند كه تنها به پول نياز دارد ولي در حقيقت ساختن يك ساختمان يعني گذشتن از هفت خوان رستم .»
ببار‌اي باران ببار‌!
از اداره آب و فاضلاب دور مي‌شوم در هواي باراني كه براي شهرمان غنيمتي است‌، از بارش قطرات باران بر روي صورتم احساس شادي و تراوت به من دست مي‌دهد‌. مي‌انديشم كه كاش اين بارش‌ها در اين روز‌هاي پاياني ادامه يابد و به شهر‌هاي كم باران كشورمان هم برسد‌. در خبر‌ها آمده بود كه ابر‌هاي باران زاي جديدي در حال ورود به آسمان كشورمان است‌. از خود مي‌پرسم فايده اين باران در شهر‌هاي ما چيست‌؟‌! آيا جمع‌آوري خواهد شد و زمين‌هاي اطراف شهر و دشت‌هاي تشنه را سيراب خواهد کرد‌؟‌! آيا گرهي از مشکلات بي‌آبي كشاورزان خواهد گشود‌؟‌! آيا به نيروگاه‌هاي برق آبي ما تواني خواهد داد‌؟‌! آيا صنعت ما جاني تازه خواهد يافت‌؟‌! زماني از اين تفكرات نگذشته بود كه نماي تاسف بار فوران آب از جوي كناري به خيابان اصلي توجه مرا به خود جلب کرد؛ مسئله‌اي كه باعث ترافيك شديدي در خيابان اصلي شده بود‌. با خود مي‌انديشم که بركت خداوندي به دست بشر چگونه هدر می رود.