نشریه شماره   204   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

محیـط خانــه را باخودت وفق بـده

عارف اسماعيل نيا*

قبل از اينکه من وارد کل موضوع معماري شوم سعي مي کنم از داخل خانه يا آپارتمان شروع کنم و آن را به قسمتي از زندگيمان تبديل کنم و بعد موضوع را گسترش دهم. سوالي که براي اولين بار به نظرمان مي رسد اين است  معماري معاصر چيست؟ آيا معماري معاصر با مدرن فرق دارد؟ معماري سنتي خودمان چيست؟ و کلا آيا معماري و چيدمان سنتي بهتر است يا معماري و چيدمان معاصر؟ بافت تاريخي شهري چيست؟ و بافت مدرن شهري چيست؟

فرمولي که من براي معاصر بودن پيشنهاد مي کنم خيلي ساده است : "خودت باش، راحت باش ، ساده باش و محيط خانه را با شخصيت خودت وقف بده". در اينجا خالي از لطف نخواهد بود اگر نمونه اي از اين پيشنهاد را در زندگي يکي از گالريست هاي مشهور معاصر به تصوير بکشيم:

در موقع اقامتم در رُم (ايتاليا ) با خانوادهخيک گالريست بسيار مشهور هنرهاي معاصر آشنا شدم که معروف بود تعدادي از هنرمندان معاصر و مطرح دنياي غرب را اول او کشف و به دنياي هنر معرفي کرده بود. بنا به مناسبت هايي با دوستان هنرمند چندين بار در خانه اصلي او در بافت قديمي رم حضور يافتيم.

قبل از ورود، به من، دوستان هنرمند ايتاليايي و ديگر کشورها تاکيد کردند که در خانة او بايد کفش هايت را در هال ورودي در بياوري و اين چنين هم بود . وقتي وارد خانه شدم يکه خوردم  چون خانم اش که در را باز کرد با يک اسب روبه رو شدم که درست شبيه اسب واقعي بود و کاپشن ام را به پيشنهاد صاحب خانه به روي پشت اين اسب انداختم. کفش هايم را در آوردم و در کشوهاي کفش قرار دادم. باز به پيشنهاد صاحب خانه دمپايي پارچه تمييزي که آنجا بود پوشيدم. خود صاحب خانه با پاي برهنه بود و کل خانه بزرگ با قالي هاي بافت درشت به اشکال هندسي و کار ايلات فرش شده بود. کف اين آپارتمان بزرگ چوبي بود. آثار هنري معاصر در آپارتمان و در انباراش تا 40 ميليون دلار بيمه شده بودند. گالريست خود داراي باغي خارج از شهر بود که در آن محصولات ارگانيک براي خودش مي کاشت و برايمان از گياهان دارويي دمکرده و ميوه هاي ارگانيک آورد. خانه فاقد مبل بود و همه بر روي تشکچه هايي (بالش مانند)  که درآنجا بودند نشستيم . با اينکه خود صاحب گالري که نويسندة تئاتر معاصر هم بود شخصي بسيار مدرن بايد مي بود ولي خانه اش بيشتر شبيه يک خانة شرقي بود.

واقعيت اين است او که هر روز يوگا انجام مي داد، سال ها در هند بوده ، عاشق فلسفة شرقي بود وغذاي ارگانيک و گياهي مي خورد. در واقع خانه اي مطابق سليقة زندگي خود درست کرده بود  و اين هيچ چيزي از معاصر بودن و مدرن بودن او نمي کاست. برعکس اگر او با اين نگرش به زندگي  نوع ديگري خانه اش را درست مي کرد برايم تعجب آور محسوب مي شد.

اما اگر به آغاز مطلب برگرديم اين سوال مطرح مي شود که آيا بايد حتما روي مبل نشست يا بر روي زمين ؟.

تصميم گيري به خودمان بستگي دارد و مسئله اينجا است که در کدام راحت تر هستيم. اما چون قديمي ترين  اشکالي که از انسان بر روي صندلي يا تخت نشسته به دست آمده باز مربوط به منطقة خاورميانه و نزديک به خودمان است يعني مجسمه الهة باروري متعلق به 6000 سال قبل که در آناتولي بدست آمده بر روي يک صندلي نشسته که پايه هايش شکل شير هستند. همچنين اشکال دوران سومر کشف شده در اور متعلق به 4500 سال قبل هم صندلي با هشت پايه و با پاية جلويي شبيه پاي گوسفند يا بز را نشان مي دهد. آثار بدست آمده از دوران عيلامي ها و در زماني نزديکتر هم کاربرد صندلي حتي در چادرهاي آلاچيق مانند را نشان مي دهد. به غير از صندلي سکوها هم درون اطاق ها از دوران باستان رواج داشته است.

در عين حال در کنار آن بر روي قالي نشستن هم به همان قدمت (شايد روي  پوستين نشستن) ديده مي شود.

با گفتن اينها خواستم توضيح بدهم که هر دوي زمين نشستن و يا روي مبل نشستن متعلق به تاريخ اين منطقه هستند ولي اين با ما است که چطور سليقة خود را در قاب مناسبي عرضه بکنيم.  مسلما کسي که مي خواهد بر روي زمين بنشيند دکوراسيون و اجزاي خانه اش فرق خواهند کرد يعني مثلا تلويزيون 45 سانتي متر بايد پايين تر باشد و بيشتر کمدها و کتابخانه ها مناسب با ارتفاع زمين نشستن باشند . کلا شايد جايي هم براي پا دراز کردن باشد چون ممکن است براي مهمانان بيشتر وقت ها زياد روي زمين نشستن خستگي آور باشد.

کلا نبايد اين مسئله را زياد مطلق کرد يعني مي توان يک معماري دوگانه هم داشت مثلا نمونه اش در خانه هاي سنتي آناتولي و بعضي خانه هاي سنتي ما هم ديده مي شود، يعني بر روي سکو مانند حول اتاق بصورت سنتي مي نشستند و يا ا ينکه بصورت مبل مانند پشتشان را تکيه مي دادند.

به نظرم مهندس معمار بايد سليقة زندگي ساکنين يک آپارتمان را در نظر بگيرد و داخل خانه را مطابق سليقة زندگي و راحتي آنها طراحي بکند. متاسفانه سازنده ها در ايران براي طراحي دوست ندارند پول خرج کنند و اصلا از طراحان داخلي براي طراحي داخلي استفاده نمي کنند و بجاي طراح داخلي خود سازنده به همراه بناها شروع به ساختن و طراحي داخلي مي کنند که اغلب مورد پسند افرادي که آپارتمان ها را مي خرند قرار نمي گيرد و آنها بعد از خريد معمولا شروع به تغييرات اساسي در ساختمان مي کنند که خود يک دوباره کاري است و اميد است که سازنده ها با بکارگيري يک طراح داخلي بتوانند آپارتمان هايي بهتر تحويل دهند.

*دکتراي  معماري