هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   204   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

خانـه استـاد عشـق

آرزو افشارزاده

ميدان تجريش،خيابان دربندي،چهارراه حسابي،خيابان حسابي،پلاک 8 خانه پروفسور سيد محمود حسابي.اين همان خانه اي است که مردم عادي و خواص از پژوهشگران و انديشمندان گرفته تا هنرمندان و شاعران به  هواي ديدار پروفسور سيد محمود حسابي به آنجارفت و آمد داشتند.

   حدود 40 سال از عمر باارزش پروفسور حسابي پدر علم فيزيک و علم مهندسي نوين ايران در اين خانه که  بيشتر به باغ ميماند سپريشده است.

از بيرون دورتادور نماي خانه را با پوسترهايي که حاوي افتخارات پروفسور حسابي است پوشاندهاند .اولين راديو در ايران،کشتياي که بهپاس خدمات وي توسط وزارت راه و شهرسازي به نام استاد نامگذاري شده و ساير افتخارات استاد در دانشگاههاي مختلف معتبر دنيا  را ميتوان ديد.

بالاي سر در ورودي خانه يکي از اشعار سعدي به چشم ميخورد:

به جان زنده دلان سعديا که ملک وجود

نيرزد به آن که دلي را زخود بيازاري

استاد علاوه بر فيزيک و علم و مهندسي ارادت فراواني به اديبان و شاعران اين مرزوبوم  پرگهر ازجمله  شيخ اجل سعدي شيرينسخن و مولانا داشتند.به همين دليل جلسات مثنويخواني نيز در اين خانه با حضور علامه محمدتقي جعفري برگزار ميشده است.

خانه در بزرگ سبزرنگي دارد که گويا تازه رنگشده است.زنگ  خانه را ميزنم.درباز ميشود . وارد خانه که ميشوم باغ سبز با صفايي ، روبهرويم خودنمايي ميکند. پروفسور در همين باغ نفس ميکشيده است .سمت راست، آلاچيق زيبايي است که ميلههاي سبزرنگي اطراف آن را احاطه کرده  و مسقف است.

فريدون پيدا، دستيار پروفسور حسابي از دور پيدايش ميشود تا خانه را به من معرفي کند .کل اين بنا چهار طبقه است و مساحتي حدود 4هزار متر دارد. در حياط، ساختمانهاي مختلفي بنا شدهاند . اولين بخشي که پيدا به من معرفي ميکند آلاچيق رؤيايي خانه است. ميگويد: اين آلاچيق و حوض کنار آن قصهها و حکايات فراواني دارد .اينجا محل جلسات پروفسور حسابي در تابستانها بوده است.به دليل گرماي تابستان طرحي ريخته بودند که آلاچيق را خنک مي کرد. تمام لولههاي اطراف آلاچيق به سيستم آبياري قطرهاي مجهز بود و آب حوض، وارد اين لولهها ميشد.

از آنجا به سمت حوض نيلوفر که گلهاي مرداب  نيز روي آن قرار دارند ميرويم .پيدا توضيح ميدهد: اين خانه دو سيستم لولهکشي دارد .لولهکشي شهري که مختص آب آشاميدني است و لولهکشي مخصوص شستشو و آبياري گل و گياه و دو پمپ روي حوض قرار دارد که آب را پمپاژ ميکند .باغچه پر ازگلها و درختهاي جالب و زيبا است.  پيدا ميگويد : استاد به هر کشور خارجي که براي ارائه کنفرانس ميرفت، سوغاتي ميآورد .درخت دوشاخهاي که در باغچه وجود دارد اسمش کاتالپاست و از آفريقاي جنوبي آورده شده است .چون اينجا قسمتي براي نگهداري حيوانات مختلف ازجمله بز و آهو و  طاووس و پرندگان مختلف وجود دارد، پشه زياد است و ممکن است اذيت شوند اما اين درخت پشهها را  از خانه دور ميکند .

گونهاي از سرو توجهم را جلب ميکند. پيدا ميگويد: اين سرو تنها نمونهاي است که ميوه خوردني دارد و دکتر آن را از بلژيک آورده است .

علاقه و احترام او به طبيعت را ميتوان در گوشه خانه مشاهده کرد.هيچکدام از درختها قطع نشده و درختها از وسط ساختمان بيرون آمده است.

پيدا در اين مورد ميگويد: گياه ريه يک شهر است.دکتر حسابي هم به درختان اهميت زيادي ميداد .به همين دليل جوري اين ساختمانها را ساختهاند که به درختان آسيب نرسد. استاد هميشه ميگفت اگر بلد باشيم با طبيعت و حيوانات چگونه برخورد کنيم با انسانها نيز درست برخورد خواهيم کرد.

پيدا، سيستم باران مصنوعي را که نشانم ميدهد ،حيرتم افزون ميشود .براي تلطيف فضا، و ايجاد فضاي خاطرهانگيز  با باران، اين سيستم تعبيهشده تا  هرگاه به اين احساس نياز داشتيم ،بتوانيم آن را به وجود بياوريم.

 پس از بازديد از قفس پرندگان انواع و اقسام قرقاول و طوطي و مرغ و عشق و آنقوت و ...... مرغ و خروس و.... و ساختمان حيوانات بز و  طاووس و آهو به بازديد از موزه دکتر حسابي که در سمت غربي ساختمان  قرار گرفته ميروم .

مدارک و افتخارات و مدالها،کتابهاي نوشتهشده، جملات ماندگار دکتر حسابي،وسايلي که اختراع کردهاند،دفترچه يادداشتهاي روزانه،دفتر نت موسيقي، نقاشي به شکل جمجمه که از نزديک تصوير دو زن به چشم ميخورد، نمونه عينکهاي دکتر،سازهاي متعلق به استاد،وسايل اسکي و کوهنوردي استاد و.........همه اين اشيا يادگارهاي استاد است.

پس از بازديد از موزه؛ به داخل ساختمان مسکوني که دکتر در آنجا زندگي کرده است ميروم.

ستون خانه مداد است

از ايوان بالا ميروم که وارد ساختمان شوم .اول ورود، ستوني به شکل مداد به چشم ميخورد .دستيار استاد ميگويد: نشانه فيزيکي فرهنگ، مداد است .ستون اين خانه نيز مداد است که خود دکتر دستور ساخت آن را داده است.

وارد پذيراني ميشوم.اينجا همانجاست که بزرگان و انديشمندان آن زمان در آنجا جمع ميشدند و جلسات مثنويخواني و ساير جلسات را برگزار ميکردند.. مهندس ايرج  حسابي  پسر دکتر هم که هواپيمايش تأخير داشته، براي گفتگو خودش را با عجله به خانه رسانده است.پس از رسيدن او متوجه ميشوم،ناخودآگاه روي صندلياي نشستهام که زماني زندهياد فريدون مشيري شاعر روي آن مينشسته و با پروفسور حسابي گفتگو ميکرده است. جالب اين است که در اين خانه هرکدام از بزرگان  ازجمله شهيد مطهري و علامه جعفري و فريدون مشيري و......صندلي خاص خود را داشتند

از ايرج حسابي درباره ويژگيهاي معماري خانه ميپرسم، ميگويد: خانههاي قديمي بهگونهاي ساخته ميشدند که  دو هشتي در آن وجود داشت و يکطرف آن نان و طرف ديگر آب گذاشته ميشد تا اگر غريبهاي در حال عبور از کوچه بود و احساس گرسنگي و تشنگي ميکرد،بتواند از آن استفاده کند.بالاي خانه نيز سقفي وجود داشت تا در هنگام برف و باران بتواند زير آن ،پناه بگيرد .دکتر نيز با دعوت از معماران گلپايگاني سقفي را با مشقت فراوان ساختند و اشعار زيباي سعدي را بالاي آن نقش کرده اند تا به همه بگويند  انسان نبايد کسي را اذيت کند.

از فرزند استاد درباره کفپوشهاي زبر خانه استاد ميپرسم،ميگويد:در منزل استاد، کف حياط را گونهاي طراحي کرده بودند که فرش و سنگفرش، باعث ميشد آب  در آن جمع شود و رطوبت نگهداشته شده محوطه حياط را  تميز و خنک کند.اين کاري است که در باغ فين کاشان و ارم و در ايران باستان انجام ميشد. نماي منزل آقاي دکتر، سنگ تيشهاي بود که در زمستان خراب نشود و  در داخل استفاده از  پلههاي آجري براي سلامت افراد در نظر گرفتهشده بود .

حسابي ادامه مي دهد: طول ايوان و ارتفاع سقف به گونهاي در نظر گرفتهشده تا در فصل زمستان که آفتاب مايل است اتاق بهوسيله نور خورشيد گرم کند و در تابستان که عمودي است نور آفتاب به داخل نتابد تا خنک بماند. پي خانه و ديوار خانه و جرز آن به دليل عايقبندي در دماي 15 درجه زير صفر خانه با بخاري يک کيلوواتي گرم ميشد و  صرفهجويي در مصرف انرژي اتفاق ميافتاد.سقف را سفيد کرده بودند تا نور که منعکس ميشود اتاق روشنشده و لازم نباشد چراغ زيادي در اتاق روشن بماند.

به گفته ايرج حسابي معمار اين خانه 135 اتاقي، حاج غلامحسين تفرشي و ويکتور، معمار روس بود که پدر استاد از روسيه با خودش آورده بود .ويکتور معتقد بود رنگ اتاق بايد رنگ طبيعي باشد و رنگ شيميايي باعث بيماري ساکنان خانه خواهد شد و در آن زمان از رنگ طبيعي در اين خانه استفاده شد .

وي درباره ساخت ساختمانهاي ضد زلزله، توجه به امنيت خانواده و ساخت حفاظ در خانه و ميله دور حوض خانه و اختراع آيفون براي اتاقهاي خانه  و تأکيد دکتر بر کار و تلاش با شعف  خاصي صحبت ميکند .

مهندس ايرج حسابي بر اساس خاطرات پدرش کتابي به نام « استاد عشق» نوشته و در آن به شرح خدمات و تلاش هاي استاد اشاره کرده است.