هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   203   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

سهم مهندسان از چرخه تصميمات دولتي

اختلاف نظر ميان صاحب نظران در هر حوزهاي پديدهاي طبيعي است که شايد هرچند وقت يک بار نظر رسانهها و افکار عمومي را نيز به خود معطوف کند اما گاهي مشاهده ميشود اين اختلاف نظرها رنگ و بوي تفکر مهندس زدايي به خود ميگيرد تا جايي که برخي کارشناسان با انتقاد از جايگاه مهندسي در امور اجرايي کشور، حضور اقتصاددانان و سياستمداران را پراهميتتر از حضور مهندسان دانسته و بسياري از مشکلات فعلي کشور را به مديريت مهندسان نسبت ميدهند.. به اين بهانه و به مناسبت در پيش بودن روز مهندس بر آن شديم تا فارغ از هر گونه سمت و سو گيري نظر كارشناسان را نسبت به اين سئوالات جويا شويم که: سهم مهندسان در چرخه تصميمات دولتي چقدر است؟ مهندسان چقدر در امور مديريتي و سياست گذاريها تأثيرگذار بودهاند؟ سهم مديران مهندس در توسعه و رشد کشور چقدر است؟ براي برون رفت از تنگناهاي کنوني حضور مهندسان چقدر ضرورت دارد؟.

رهبر؛ به کساني نياز داريم که مسلط باشند

ايرج رهبر، عضو انجمن انبوهسازان در رابطه با ضرورت حضور مهندسان در مصدر امور تصميم گيري کشور گفت: من فکر ميکنم، لازم است در امور اجرايي همه متخصصان اعم از مهندسان، اقتصاددانان و سياستمداران حضورداشته باشند و نبايد از حضور مهندسان در تصميم گيري مديريتي غافل شد به دليل اينکه مديريت کشور در بسياري از حوزههاي اقتصادي به نظرات فني و کارشناسي مهندسان بازوي توانمند اجرايي آنها نيازمند است. همانطور که بسياري از حوزههاي خرد و کلان اقتصادي با مباحث تأمين مالي مرتبط هستند درنتيجه به فعالان اقتصادي هم نياز داريم. از بعد اجتماعي و سياسي هم به روند ارتباط مردم با امور مرتبط نياز به کساني داريم که در اين حيطه مسلط باشند. بنابراين نظام نيازمند داشتن همه اينها در کنار يکديگر است. به عنوان مثال در حيطه بازار مسکن در صورت عدم کنترل و تنظيم بازار هرگونه ضرري که متوجه مردم شود طبيعتا نظام از آن ضربه ميبيند. حال اين موضوع را بايد به تمام حوزهها تعميم بدهيد، چراکه تمام ابعاد مختلف جامعه را در بر ميگيرد.

پژمان: چالش از رشته و تخصص نيست

پژمان، رئيس سازمان ملي زمين و مسکن نيز نسبت به وارد کردن اتهام چالشهاي کشور به تفکر مهندسي چنين عکس العمل نشان داد: به عقيده من، اين ادعا که چالشهاي موجود در کشور به دليل تفکر مهندسي و حضور مهندسان در مديريت اجرايي کشور است، ادعاي مطالعه شده و دقيقي نيست. نه تنها حساسيت نسبت به جامعه مهندسي، بلکه در ديگر رشتهها هم اين حساسيت نابه جاست. مهم کفايت افراد در دوره تصدي گري و مسئوليت يا داشتن ظرفيت مديريتي است، اگر نظام اجرايي کشور را به هرمي تشبيه کنيم، طبيعتا لازم نيست به لحاظ تخصصي در رأس هرم به اندازه قاعده يا ميانه آن متخصصان حضورداشته باشند. يعني شما نميتوانيد از رئيس جمهوري يک کشور انتظار داشته باشيد در تمامي رشتههاي فني و در همه موضوعات متخصص باشد.

در دنياي پيچيده امروز که علم تخصصي و شاخه شاخه شدهاست نميتوان توقع داشت يک نفر آن قدر تخصصي باشد، ولي اينکه مديران قابليت اين را داشته باشند که هر کاري را به کاردان آن بسپارند، روش انجام کار و شيوه تصميم گيري مهم است و هيچ الزامي به اينکه فرد داراي چه رشتهاي باشد، نميبينم. ولي عموما مهندسان، به دليل اينکه در امور فني و مهندسي از يک توسعه يافتگي ذهني برخوردارند غالبا موفقيتهاي آنها بهتر است، اگرچه اين به معناي پر کردن جايگاه سايرين نيست. ما اگر آسيب ميبينيم يا دچار چالش ميشويم از رشته و تخصص نيست بلکه به اين دليل است که روشهاي مديريت مناسبي نداريم وگرنه گفته ميشود در رأس هرم نسبت حضور متخصص در مديران عالي 20درصد و 80درصد هم بايد ظرفيتهاي مديريتي باشند. در بسياري از موارد ميبينيد فردي در تخصص موردنظر سرآمد نيست، ولي چون روش انجام کار، اعتماد به روشهاي کارشناسي و برنامهريزي دارد، موفقتر عمل کردهاست.

غرضي: کارهاي عمده را نبايد به تخصصهاي پايين سپرد

سيد محمد غرضي، رئيس اسبق سازمان نظام مهندسي ساختمان کشور نيز نظرش را نسبت به تفاوت نگاهها اينگونه بيان ميکند: اين تفاوت نگاهها يا به مسائل علمي باز ميگردد يا به تفکر سياست دانان و اقتصاددانان کشور، بخش گستردهاي از اقدامات در کشور تابع تصميماتي است که سياستمداران ميگيرند. اگر اين تصميمات درست باشد، حرکت روبه جلو بودهاست. به عقيده من اگر تکيه گاه اجتماعي، سياست مداران و اقتصاددانان مهندسي باشد مهم است. ولي درصورتي که تکيه گاه اجتماعي آنها فرهنگي باشد وضعيت مطلوبي نخواهد بود. کارهاي عمده را به دست تخصصهاي پايين نبايد سپرد.

حناچي: همه در جايگاه خود تأثيرگذارند

حناچي؛ معاون شهرسازي و معماري وزارت راه و شهرسازي نيز معتقد است: من فکر ميکنم ما اگر مديرانمان را متناسب با پستها انتخاب کنيم، يعني در جايي که بناشده کار اقتصادي انجام شود مهندسان را به کار نگماريم و آنجا که قرار است امور فني و مهندسي انجام دهيم، اقتصاددان نداشته باشيم و همين طور در اداره شهرها افرادي را انتخاب کنيم که متناسب با حيطه تخصصي آنها باشند، قطعا دقت در انتخاب خيلي در تصميم گيريها و امور اجرايي تأثيرگذار است ولي اين به معناي حذف هيچ ديسيپليني نيست، همه ديسيپلينها ميتوانند در جايگاه خود تأثيرگذار باشند. مگر ميشود يک پروژه عظيم توسعه اقتصادي را بدون نظرات مهندسان عمران اجرا کرد، ولي اگر همه امور با محوريت مهندسي باشد و همه چيز تحت شعاع آن قرار بگيرد معلوم است که نتيجه کار نيز مناسب نخواهد بود.

ميرزايي: ايدئولوژي مهندسي مشکل آفرين بودهاست

حجت الله ميرزايي، اقتصاددان اما مشکل را در مهندسان نميبيند و ميگويد: آنچه در سه دهه گذشته مشکل آفرين بوده، نه مهندسان بلکه ايدئولوژي مهندسي بودهاست، يعني رويکردهايي کاملا ابزاري و يک وجهي از پديدههاي پيچيده اقتصادي و اجتماعي که اين ساده انگاري در مقام شناخت به ساده انگاري در تصميم گيري و سياست گذاري هم منجر شدهاست. بهتر بگوييم که سادهسازي و برخوردهاي ابزاري در مقام سياست گذاري و کاملا ساده تلقي کردن بسياري از پديدههاي پيچيده و چندوجهي اجتماعي آسيبهاي زيادي به ما تحميل کرد که بارزترين آنها به نظرم پديده مسکن مهر بود. مسئله نياز به مسکن را صرفا در ساخت وساز با ايجاد بلوکهاي آهن و سيمان يا جعبههاي اسکان خلاصه کردند و تصور کردند با ايجاد 2 ميليون واحد ميتوان مشکل مسکن را حل کرد.

به نظر ميرسد اين رويکرد تا حدي در دولت فعلي بهبوديافته و کنترل شده، منتها آنچه مهم است و مانع از اين رويکردها و تلقيهاي ساده انگارانه مهندسي ميشود، در ساير حوزههاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي تحت عنوان مهندسي اجتماعي، فرهنگي و سياسي هم وجود دارد. اما دو راهکار ميتواند مانع از اين تفکر شود؛ يکي شفافيت جدي و حداکثري در سياستهاي دولت است که به صورت گستردهاي در معرض نقد مردم باشد و ديگري آنکه فضاي گفتگوي همگاني براي نقد و ارزيابي سياستهايي که معرفي يا اجرا ميشود، وجود داشته باشد.

بااين حال در يک جمع بندي ميتوان گفت؛ قطعا در شرايطي که کشور به شدت نيازمند بهبود رونق اقتصادي و رشد توليد است، لازم است دولت، اقتصاددانان، سياست گذاران و مهندسان دست به دست هم دهند و يک برنامه اجرايي کارشناسي شده براي بهبود محيط کسب وکار و اشتغال زايي بينديشند، چراکه تجربه کشورهاي موفق نشان داده، همواره ارتباط نزديک و مؤثري ميان اقتصاددانان، سياست گذاران، صنعتگران، دانشگاهيان و مهندسان وجود دارد.