هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   203   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تاریخچه معماری مدارس در ایران

ساختمان مدرسه در کشور ما پيشينه زيادي دارد، نخستين  مدرسه در جهان به معني امروزي آن، در ايران ساختهشده و مدرسه «جنديشاپور» نام داشت که رشته پزشکي در آن آموزش داده مي شد. بنابراين پيشينه ما ازنظر بيمارستان و مدرسه از همه کشورها بيشتر است.گرچه در يونان پانصد سال پيش از ميلاد مدرسههاي خصوصي باغ مانندي وجود داشت که در آنها فيلسوفان به شاگردان خود آموزش ميدادهاند ولي اين ساختمانها ويژه مدرسه نبودند.

مدرسه بهطور خلاصه مکاني است که در آن علوم سنتي، اسلامي، حديث، تفسير، فقه و ... آموزش داده ميشد و برخلاف انواع بناهاي اسلامي حاصل دستوپنجه نرم کردن فرهنگ نوپاي اسلامي با تمدنهاي همجوار در قرن اول هجري نيست. آنگونه که سنت هزارساله دنياي کلاسيک و خاور نزديک کهن از طريق امپراتوري بيزانس و ساساني ، نشان پاک نشدني بهطور يکسان بر روي معماري مسجد، مناره، مقبره برجاي گذاشته بودند ولي مدرسه پاسخي به نيازهاي مشخصي از جامعه اسلامي بود.

 نخستين مدارسي که از آنها در متون ياد ميشود، مدارس قرن دهم در شرق ايران است. در اين زمان معماري اسلامي سبکهاي خود را توسعه داده و فکر تبديلپذيري انواع بنا به يکديگر نيز با همين درجه اهميت امري شناختهشده بود .

در سدههاي نخستين اسلام اطلاعات صرفاً به طريق ديکته به شاگردان منتقل ميشد. از قرن دهم اين شيوه آموزش همراه با تشريح و تفسير تدريس شد که بهنوبه خود با مناظره توأم بود و بديهي است که فضاي مسجد براي چنين امري مناسب نبود.

مدرسه غالباً در جوار يا درون مسجدي قرار ميگرفت و از افتخارات مدير مدرسه آن بود که ميتوانست در آن محوطه دفن شود.حجرهها بيشتر براي يک تا سه تن بوده و هيچکدام از آنها رو به بيرون مدرسه ساخته نميشده است. يک حجره کامل مدرسه داراي پيش اتاق يا ايوانچه بود که به ميانسرا و فضاي آزاد باز ميشد. هر حجره در پستوي خود يک پستوي ديگر هم داشت و اشکوب دوم انباري بهحساب ميآمد. در بيشتر مدارس ايران ، جلوي اشکوب بالا به راهرو تبديل ميشده و در پشت آن پستوي ديگري بوده است. در برخي ديگر در اشکوب بالا ايوانچه جلو نگهداشته شده و راهرويي دراز در پشت رده حجرهها آنها را به هم ارتباط مي داد که نمونه آن مدرسه باشکوه و زيباي چهارباغ اصفهان است.

اين نيم اشکوب دربرخي مدرسهها (مانند مدرسه خانه شيراز) جاي بسيار دنجي براي مطالعه بوده است. هر مدرسه ميان سراي سرسبزي داشته و طلاب در ايوانها يا پيش خان مدرسه بحثهاي دونفره داشتهاند. بيشتر مدارس افزون بر مدرس و مسجد کتابخانه هم داشتند.

حجرهها داراي يک ايوانچه بودند که طلاب در آن جمع ميشدند و بحث ميکردند. مدرس (محل تدريس) و مسجد از فضاهاي اصلي مدرسهها بودند. گاه در کنار مدرسه ميانسراي کوچکي بوده که از آن بهعنوان مدرس بهرهگيري ميشد. مانند مدرسه ابراهيمخان کرمان. در کنار اين مدرسه خانه فوقالعاده زيبايي هست که زماني مدرس (محل تدريس) آن بوده است.

تعداد مدرس: تعداد مدرس در يک مدرسه گوناگون بوده ، بهگونهاي که گاه يک يا دو و گاه بيشتر بودند اندازه آنها هم گوناگون بوده است. مدرسه ملاصدرا 10×14متر بوده که حدود 140 نفر در آن جا ميشده است.

قابلذکر است ؛ از مدرسههاي قبل از اسلام اثري بر جاي نمانده که درباره آن بتوان صحبت کرد، تنها بعضي از شاعران ما در شعرشان به آنها اشاره اي کردهاند.