نشریه شماره   203   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

حق شهرونـد نسبت به شهــر

گفته شد يكي از مهمترين معيارهايي كه در شهرسازي و معماري شهري بايد ملحوظ شود مفهوم حقوق شهروندي است. مخاطبان از شهر و فضاي زيست ، حق خود را مطالبه ميكنند و با مصرف اين فضا از بند ساختارها و سيستمهايي كه شهرهاي مدرن به آنها تحميل ميكنند گريخته و با ارائه سبك زندگي خويش به بازتعريف فضاهاي شهري و زيستِ خويش ميپردازند. شهرونداني كه در شهرسازي سنتي منفعل پنداشته ميشدند با ورود مفهوم «حق به شهر» سهم مهمي در توليد فضاهاي متكثر و متنوع، با احترام به تمام سبكهاي زندگي پيدا ميكنند.

 مفهوم حق شهري (the right to the city) که «هانري لوفبور» مبدع آن است، به نقد سياستها و برنامههايي باز ميگردد که تحت عقلانيت مدرن و مناسبات سرمايهداري به مکانهاي شهري شکل ميدهند و اجراي آنها از راههاي غير دموکراتيک ميگذرد. مثال آن پروژههاي شهرداريها است كه امروز حتي از مجراي شوراي شهري كه خود درگير مناسبات كاركردي، عقلانيت ابزاري و اقتدارگرايانه است، نيز نميگذرد. پروژههاي بي حقوقي چون اتوبان دوطبقه شهر (مناسب براي بورژوازي صاحب اتومبيل بالاي شهر و از بين برنده حق به شهر مردم ساكن) و زيرگذر وليعصر (از ميان برنده حق به شهر شهروندان به تعامل و گفتگو) از آن جمله پروژهها با عقلانيت ابزاري شهرسازي سنتي هستند. شهرسازي نو در عوض سبكها و شيوهها را به رسميت ميشناسد و فضاي لازم را هم در اختيار شهروندان ميگذارد. فضاي مناسب زنان كه در شهرسازي جديد و قديم ايران جايگاهي نداشت از اين قبيل است. در چنين فضايي است كه تمهيدات و تاكتيكهاي مختلف از سوي گروههاي حاشيهاي از جمله زنان سعي در غلبه بر محدوديتهاي مسلط و مذاكره بر سر تخصيص خلاقه فضا ميپردازند و نظم نشانهشناختي و كاركردي فضاي مردانه را به معارضه ميطلبند.

در اين نظام فكري ديگر تنها نياز زنان امنيت پنداشته نميشود چون گروههاي حاشيهاي ديگر درجه دوم نيستند؛ تنها به نظارتپذير كردن و نورپردازي و امن كردن معابر اكتفا نميشود و در اينجا فضاها با عنايت به نيازهاي فزاينده براي متفاوت بودن، احترام، آسايش، تعلقپذيري و گسترش خلاقيت طراحي و سامان داده ميشوند.