نشریه شماره   203   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معمـاری معاصرو مسئـله هویـت

ايران معماران بزرگي به خود ديده است كه حتي در دوران معاصر نيز عامل تغييرات ژرفي بودهاند. دهههاي 40 و 50 شمسي دانشگاهها و خيابان‌‌هاي ايران بسياري از نامهاي بزرگ را به خود ديد كه براي ساليان سال طلايهداران مدرنيسم در ايران نامگرفتند و همچنان شاهد تأثيرپذيري معماران كشورمان از اين نامهاي بزرگ هستيم. اما اگر واقعيتهاي جامعه خود را درك كنيم و كارنامه امروز را ورق بزنيم كمتر نشاني از معماراني ميبينيم كه خود را رهرو راه معماران تخت جمشيد و ميدان نقشجهان ميديدند و به لوازم و تفكر مدرن تجهيز شده بودند.

در كجا قرار داريم؟

ما در حالي وارد نيمه دهه نود ميشويم كه امروز مشاوران معماري به همه ايدهها، تجهيزات، تحصيلات معماري غربي و شرقي احاطه دارند. آثار مكتوب بسياري در همه زمينهها در اختيار است و معماران بهسادگي موقعيت سفر به شرق و غرب عالم و شركت در سمينارهاي مختلف را دارند. سؤال اين است كه چرا همچنان شهروندان شهرهاي كشور از ديدن آثار ارزشمند در شهرهاي خود محروماند و چرا مانند گذشته اثري خوشفكر در زندگي شخصي خود نميبينند. با نگاهي واقعبينانه رهآورد بيش از سه دهه گذشته تنها چند اثر معماري درخور در سطح ملي بوده است كه شمار آنها از انگشتهاي يك دست تجاوز نميكند. در آنها نيز رويكردي نو ديده نميشود كه خلأ فكري و ساختاري معماري را پوشش دهد. بهعبارتديگر نشان يک باور عميق  به معماري ايراني- اسلامي در اين  آثار يافت نميشود.

معماري معاصر و مسئله هويت

پرسش هويت در معماري ما در سه سطح مردم، مديران، معماران مطرح ميشود. اين پرسش معمولاً در كشورهايي مطرح است كه از پيشينه فرهنگي و تمدني برجستهاي برخوردارند اما از كاروان تمدن بشري عقبماندهاند، موقعيتي حيران ميان همزيستي با اين جامعه و تعلقخاطر درجايي ديگر. تضادي دائمي در زندگي روزمره و موقعيتي كه شناخت خود ناممكن گرديده و بهنوعي روان گسيختگي فرهنگي مبتلا ميشود. روايت امروز جامعه ما بهطور اعم و جامعه فرهنگي و معماري ما چنين است.

 ميانه مسئله كجاست؟

گروهي مدافع معماري روز دنيا بوده و از آن با عنوان هنري براي امروز جامعه درحالتوسعه ايران ياد ميكنند و گروهي ديگر به اصول معماري سنتي پايبند هستند. در ميانه اين دو طيف البته بسياري ايستادهاند اما دستاورد فكر اين گروه سوم در هياهو گمشده و كمتر مجال بيان يافته است. علي كرمانيان در اين زمينه ميگويد: «در ايران مسئله هويت، به علت وجود پيشينه بسيار ارزشمند معماري پررنگتر بوده و فکر کردن به اينکه چرا در گذشته آنگونه بوديم و امروز اينگونه هستيم، دغدغه فکري روزگاري طولاني بوده و هست.»

وي ادامه ميدهد: هويت از هيچيک از دانشها جدا نيست. اگر جامعه دچار مشکل يا معضلي در اين زمينه باشد در تمام زمينهها ازجمله معماري وجود آن حس ميشود، پس تمام قوانين علمي و فرهنگي در يک جامعه، بايد در کنار همسطح دانش جامعه را بالا ببرند. معماري امروز ايران هويت دارد اما در مقايسه با هويت گذشته هويت مطلوبي نيست. هويت معماري امروز ايران، نهتنها با گذشته قابلمقايسه نيست بلکه از اتفاقات معاصر در دنيا نيز عقبافتاده است.

اين معمار معاصر همچنين به تفاوت هويت در معماري با نوستالژي اشاره کرد و توضيح داد: در بحث هويت و نوستالژي بايد گفت خاطره بسيار دلانگيز است اما نوستالژي را با هويت نبايد اشتباه گرفت. شکي نيست که فضاي خانههاي قديم تهران، کاشان و اصفهان دوستداشتني است. اينها خاطره و نوستالژي هستند. اگر قدر معماري آن زمان را ندانيم و آن را تخريب کنيم، اين نوستالژي باز نميگردد. به اين معني که قرار نيست امروز در تهران خانهاي ساخته شود که حوضخانه و حياط مرکزي داشته باشد. چراکه وضعيت اجتماعي، شهرداري، تراکم، سرمايه و تفکر فرهنگي اجازه چنين نوع معماري را نميدهد. امروزه کميت طلبي جايگزين کيفيت طلبي شده است.