نشریه شماره   203   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

كوچــك‌سازي از نظـر تا عمــل!!

از زماني كه مبحث مسكن مهر و اخيراً مسكن اجتماعي مطرح شد، سه رويكرد سرلوحه برنامهريزان وزارت راه و شهرسازي قرار گرفت؛ صنعتي سازي، انبوهسازي و كوچكسازي. گذشته از شائبههايي كه در مورد سازگاري اين شيوه با شعار معماري اسلامي وجود دارد اما عوارض اجتماعي و فرهنگي بيشتري را در پي خواهد داشت. گرچه هماكنون نيز ديگر از خانههاي حياطدار با اتاقهاي فراوان كه چندين نسل در آنها زندگي ميكردند، نشاني نيست.

کلانشهرهايي مانند تهران، تبريز و اصفهان با هجوم جمعيتي مواجه هستند كه جز با اين چابک سازيها در عرصه ساختوساز ديگر راهحلي براي آن متصور نيستيم. با اين هجوم جمعيت خانه گران ميشود، خانوارها به خانههاي تنگ و كوچك رضايت ميدهند و قشر متوسط اسير دست بورسبازان زمين توان خريد خود را از دست ميدهند.

سياست كوچكسازي

بر اساس برآوردها، كشور سالانه به 1.5 ميليون واحد مسكوني نياز دارد تا ميان عرضه و تقاضا در بازار تعادل ايجادشده و قيمتها مهار شود.

در اين زمينه مشاور وزير راه و شهرسازي، طرح مسکن پاک را مناسب عنوان ميکند و معتقد است که سياست کوچکسازي سياستي درست است زيرا مسکن کوچک تا زماني که اقتصاد ايران توان تأمين مالي مسکن بزرگ را نداشته باشد، پاسخي به مشکل بيمسکني و حلبيآباد نشيني و معضلات ديگر است.

حسين عبده تبريزي ،مدرس دانشگاه و صاحبنظر اقتصاد مسکن ميگويد: در کشور جوان ما، پس از معضل بيکاري اکنون مسکن است که بهعنوان مشکل اصلي براي عامه مردم خود را نشان ميدهد. به گفته عبده تبريزي اين سياست از سال 72 در وزارت مسكن شروعشده و در طي اين سالها ميانگين زيربناي واحدهاي مسکوني بهطور مداوم در حال کاهش است که اين نشان ميدهد سياست کوچکسازي دنبال ميشود.

اين گفته را شاخصهاي تراكم  خانوار در واحد مسكوني طي سالهاي 85-1375 كه توسط دفتر برنامهريزي و اقتصاد مسكن اعلامشده است، نيز تأييد ميكند.

 به گفته نفيسه قدسيان، كارشناس اين دفتر روند توليد واحدهاي مسكوني در دهه مذكور و ويژگيهاي آن حاكي از موفقيت در اجراي سياستهاي اتخاذشده است. وي ميافزايد: شاخص تراکم خانوار در واحد مسکوني در دوره يادشده بهعنوان يکي از مهمترين موارد سنجش رفاه اجتماعي از 14/1 به 09/1در سطح کشور رسيد. بر اساس شاخص مذکور در مقابل هزار واحد مسکوني يک هزار و 14 خانوار قرار داشتند و اکنون يک هزار و 9خانوار قرار دارند . شاخص تراکم خانوار در واحد مسکوني شهري نيز از 15/1 به 08/1در طي دهه ياد شده رسيد .

وي خاطرنشان ميکند: تغيير وضعيت شاخصهاي مذکور گوياي آن است که شکل سکونتي خانوارها دگرگونشده و تمايل به ساختوساز واحد مسکوني کوچک و آپارتماننشيني در سطح شهرهاي کشور توسعهيافته است .

بر اساس شاخصها و آمارهاي استخراجشده از مركز آمار ايران بعد خانوار در  سال 1385 برابر 4.03 و در سال 1390 به 3.55 رسيد. اين رقم در مناطق روستايي برابر 3.73 و در مناطق شهري برابر 3.48 است. بر اساس همين آمار تعداد واحدهاي مسكوني در سال  1390برابر با 19 ميليون و 954 هزار و 708 واحد بوده است. اين رقم در سال 1385 بيش از 15 ميليون و در سال 1375 حدود 10 ميليون و 800 هزار واحد مسكوني بوده است. همه اين آمار نشان از رشد فزاينده در خانهسازي است و سهم مسكن كوچك در حال افزايش است؛ بهگونهاي كه مساحت زيربناي مسكوني سال 1390 در كل كشور در مناطق شهري برابر 102.1 مترمربع و در مناطق روستايي برابر 89.5 مترمربع بوده است. اين رقم در مناطق شهري استان تهران 85.8 مترمربع و در مناطق روستايي اين استان برابر 79.3 مترمربع بوده است.

نتيجه كوچكسازي

امروز در پايتخت حتي خانههاي 25 متري با فضاي فشرده نيز ساخته ميشود. فضايي كه بهناچار به سبك تازهاي از زندگي منتهي خواهد شد. خانههاي كه كاركرد آنها تنها اتاقي براي خواب است.

 سعيد معيدفر، جامعهشناس در اين رابطه ميگويد: خانههاي 40 متري براي يک زوج جوان که تازه ازدواجکردهاند و فرزندي هم ندارند، شايد مشکلي نداشته باشد خصوصاً در تهران که شهر متراکمي است و با توجه به جمعيت گسترده آن و گراني مسکن، معمولاً متراژ خانهها، کم است. اما مشکلات مربوط به خانوادههايي است که بيش از دو نفر جمعيت دارند؛ يعني زماني که زوجها، داراي فرزند شده و تعداد اعضاي خانواده زياد ميشود.

ميدفر ادامه ميدهد: در شهرهايي مانند لندن يا نيويورک، خانه 60 متري محيط بزرگي بهحساب ميآيد اما آنجا همزمان با کوچک شدن کارکردها تغيير ميکند و تضادي به وجود نميآيد اما در جامعه ما فشارهاي اقتصادي و کاهش استطاعت مالي افراد سبب کوچکشدن خانهها ميشود اما همچنان انتظارات از خانهها بالاست. هنوز سبک زندگي ما و الگوي زيستمان تغيير نکرده است. اين شيوه سياستگذاري به تغيير فرهنگ و سبك زندگي مردم خواهد انجاميد.