هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   203   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

یار گرفته ام بسی، چون تو ندیده ام کسی!

به کودکي گفتند: «گذر زمان همه چيز را درست مي کند»، او هم ساده دل، باور کرد و نشست يک گوشه تا گذر زمان همه چيز را حل کند و او در همان حالت نشسته، شاهد موفقيت را در آغوش بگيرد. اما بعد از مدتي متوجه شد که اي دل غافل، تنها چيزي که با گذر زمان درست مي شود ترشي ليته است! اين بود که بلند شد و کفش هايش را ور کشيد و شروع کرد به درس خواندن و کار کردن و الان الحمدلله براي خودش مهندس قابلي شده است. اما چرا مهندس؟ لابد به خاطر اين که به قول گفتني براي اين قشر هيچ بن بستي وجود ندارد، يا راهي خواهند يافت و يا راهي خواهند ساخت. فلذا جا داريد همگي با هم به زبان شيرين مادري بگوييم: «Happy Engineer day» البته در اينجا منظور زبان شيرين مادري براي کساني بود که مادرشان انگليسي زبان است والا که ما خودمان با لفظ سليس فارسي قربونش برم مي گوييم: مهندسان روزتان مبارک!

شوخي شوخي!

در پايان مصاحبه شغلي براي استخدام در شرکتي فني - مهندسي، مدير منابع انساني شرکت از مهندس جوان صفر کيلومتر پرسيد: براي شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چيست؟ مهندس تازه کار گفت: «حدود 7 ميليون تومان در ماه، بسته به اينکه چه مزايايي داده شود.» مدير منابع انساني گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطيلي، 14 روز تعطيلي با حقوق، بيمه کامل درماني و حقوق بازنشستگي ويژه و خودروي شيک و مدل بالا چيست؟» مهندس جوان از جا پريد و با تعجب پرسيد: «شوخي ميکنيد؟» مدير منابع انساني هم گفت: «بله، اما يادت باشه اول تو شروع کردي !»

من و عشقم، يهويي!

البته اين طور هم نيست که اينجا فقط به مناسبت روز مهندسي پرداخته شود. خير، اصلا مي خواهم بگويم حتي در مسائل فني و مهندسي و امور مرتبط با ساخت و ساز هم ممکن است يهويي عشق جرقه بزند، چيزي که حتي براي خود من هم اتفاق افتاد، به اين شکل که طي چند ماه، وقتي بغل گوش خانه ما داشتند، احتمالا براي رسيدن به نفت، هي گودبرداري ميکردند، چند دستگاه بيل مکانيکي و بولدوزر به شدت با اعصاب و روان من ازدواج کرده و هر روز و شب هم مراسم والنتاين برگزار مينمودند! به حدي که قصد داشتم يک روز با يکي از آن بيل ها عکس بگيرم و بگذارم توي فيس بوکم و زيرش بنويسم: من و عشقم، يهويي! البته قسمت نبود چون خانه همسايه ريخت داخل آن گودال و پروژه متوقف شد.

«باد آمد و خاک بر سر آورد»!

با اين ريزگردهايي که اين روزها باعث شده اند برخي از هموطنانمان بگويند: «هر نفسي که فرو مي رود مضر حيات است و چون بر مي آيد مخرب ذات»! اگر سعدي عليه الرحمه، که حق بزرگي بر گردن زبان فارسي دارد، اين روزها زنده بود احتمالا به جاي اين که بگويد: «باد آمد و بوي عنبر آورد»، مي گفت: «باد آمد و خاک بر سر آورد»! جالب اين که همين مرحوم سعدي شيرين سخن، که اين روزها اشعار عاشقانه اش خوراک ولنتاين بازها و سپندارمزگان گراهاست، در غزلي با مطلع:

يار گرفتهام بسي، چون تو نديدهام کسي

شمع چنين نيامدست از در هيچ مجلسي

به لاينحل بودن عاشقيت خود با تدابير فني و مهندسي اشاره کرده و مي گويد:

قصه به هر که ميبرم فايدهاي نميدهد

مشکل درد عشق را، حل نکند مهندسي!

حالا منظورم از اين حرف ها اين است که ما طي اين هفته و هفته آينده روز بزرگداشت زمين و بانوان، روز زبان مادري، روز ولنتاين، روز سپندارمزگان و روز مهندسي را در پيش داريم که اينجانب در اينجا به خوبي و خوشي، زمين، بانوان، زبان مادري، ولنتاين، سپندارمزگان و امور مهندسي را با ريزگردها، بانوان، سعدي، غزل و عشق و مشکلات لاينحل ممزوج و ترکيب نموده و سالادي ساخته ام که آدم حظ مي کند! دستم درد نکند، خدا نگهدارم باشد!