نشریه شماره   202   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

سازندگان حرفه‌اي‌، مصالح بي‌کيفيت

گروه ساخت وساز‌: در کوچه پس کوچه‌هاي شهر پر دود و ترافيک پرسه مي‌زنم تا سوژه اين شماره گزارش پروژه‌هاي ساختماني نشريه را پيدا کنم اما ناگهان باران شروع به باريدن مي‌کند‌. خودم را کنار ديوار مي‌کشم تا زياد خيس باران دود آلوده نشوم که جمله «آقا بشير‌! روي سيمان‌ها پلاستيک بکش توجه‌ام را جلب مي‌کند‌. توقف و تمرکز که مي‌کنم جمله (مثل اينکه زمين و زمان با ما سر جنگ دارد) و قرار نيست نان بخوريم» را به وضوح مي‌شنوم‌. عليرغم ناراحتي همکار بشير من از اينكه سوژه خود را يافته‌ام خوشحال مي‌شوم‌. با خودم مي‌گويم حالا که کارگران مي‌خواهند دست از کار بکشند‌، بهترين زمان براي تهيه گزارش است‌. آقا بشير نوجوان افغاني را که چين‌هاي صورتش غم نان و دوري از خانواده را فرياد مي‌زد ملاقات مي‌کنم‌. دستش را که به رسم مصافحه در دستم مي‌گيرم سختي آجر را لمس مي‌کنم‌. اما دغدغه او پوست زبر و آجرين دستش نبود‌. اين را زماني فهميدم که من گفتم‌: آقا بشير باران به دادت رسيد و حالا برو با خيال راحت تا باران بند بياد استراحت کن و او گفت‌: «اين باران نان ما را آجر مي‌کند.»
حرف کارگر به جايي نمي‌رسد
کارگر افغان مي‌ترسد زياد حرف بزند که بعدا برايش گران تمام شود‌. به همين خاطر پيش استادکار رفتم‌. او آه سوزناکي کشيد و درحالي که به آسمان نگاه مي‌کرد‌، گفت‌: سه ماه پيش از داربست افتادم و تازه يک هفته‌است مي‌توانم کار کنم‌. اما باران امروز نااميدم کرد‌. البته ساخت وساز کم شده و حالا هم که باران مي‌آيد بايد گفت «گل بود به سبزه نيز آراسته شد .»
از او در مورد وضعيت حقوق و مشکلات کارگران و استادکاران پرسيدم‌. پوزخندي زد و گفت‌: خودتان بهتر مي‌دانيد حرف کارگر به جايي نمي‌رسد و فقط برايم دردسر مي‌شود‌. چند دقيقه ديگر پيمانکار مي‌آيد و شما مي‌توانيد با او مصاحبه کنيد‌.
ما را به شکل پول مي‌بينند
چنددقيقه‌اي منتظر ماندم تا اينکه پيمانکار ساختمان آمد‌. سر صحبت را با او باز کردم و از مشکلاتي که دارد‌، پرسيدم‌. دلش خيلي پر بود‌: « اغلب مشکل اصلي ما سازنده‌ها‌، با شهرداري است‌. از زمين و آسمان پول مي‌گيرند‌. در شرايطي که ساخت وساز در رکود است و بسياري از صنايع در حال ورشکستگي هستند‌، شهرداري کماکان روال سابق خودش را در گرفتن عوارض ادامه مي‌دهد‌.
وي افزود‌: بنده اگر در حال حاضر بخواهم ساختمانم را بفروشم قطعا بايد با قيمت پايين‌تري معامله کنم اما هراندازه ساخت وساز کم مي‌شود‌، سماجت شهرداري‌ها براي گرفتن پول بيشتر مي‌شود‌. مسئولان شهرداري ما سازندگان را به شکل پول مي‌بينند‌. باور کنيد همين حالا اگر شهرداري تا حدودي در عوارض صدور پروانه و جرايم تخفيف بدهد‌، ساخت وساز رشد مي‌کند‌. البته نهاد‌هاي مرتبط ديگر هم مانند سازمان نظام مهندسي‌، آب و فاضلاب‌، برق‌، ثبت اسناد و املاک همچنين وضعيتي دارند اما به گرد پاي شهرداري نمي‌رسند‌.
پيمانکار با بيان اينکه ساخت وساز بيشتر به نفع شهرداري است‌، گفت: در اين اوضاع بد اقتصادي تنها سازماني که هيچ وقت از بي‌پولي شکوه نمي‌کند‌، شهرداري است چون راه‌هاي زياد و البته ميان بري براي درآمدزايي دارد‌.
انگار منتظر جواب من بود‌. من هم اشاره کردم که نبايد جواب شما را من بدهم اما به هرحال اين پول‌ها طبق بخشنامه‌ها و قوانين گرفته مي‌شود‌. هنوز حرفم تمام نشده بود که دودستي به سرش زد و پاسخ داد‌: من نمي‌دانم چرا اين قوانين مصوب و دستورالعمل‌ها فقط زماني اجرا مي‌شود که از ما پول مي‌خواهند‌؟ اين همه قانون‌هاي تپل (‌نان و آب دار‌) براي سازندگان داريم که اگر اجرا شود وضعيتمان دگرگون مي‌شود‌. مثلا همين مهندس ناظري که پول مي‌گيرد و کار نمي‌کند يا خدماتي که بانک‌ها بايد به سازندگان ارائه کنند و نمي‌کنند از اين جمله‌اند‌. وقتي هم که مي‌گوييم اينها قانوني نيست عنوان مي‌کنند شرايط اقتصادي کشور مانع انجام خدمات مي‌شود‌. از آن طرف که مي‌گوييم لطفا کمتر از ما پول بگيريد يا حداقل پول را قسط بندي کنيد صراحتا عنوان مي‌کنند دست ما نيست‌. قانون گفته‌! مگر قانون‌، يک بام و دو هواست‌.
ساختمان من چند متر است‌؟
پيمانکار حرف هايش را اينگونه ادامه داد‌: سازنده واقعا دچار سردرگمي است‌. خودمان نمي‌دانيم چه متراژي ساخته‌ايم‌. زماني که پروانه مي‌گيريم يک متراژ ثبت مي‌شود‌، در پايان کار متراژ ديگري نوشته شده و در سند ملکي متراژ د‌یگری قید می شود. در نهايت هم که ما ملک را مي‌فروشيم خريدار اعتراض مي‌کند که متراژ را اضافه حساب کرده‌ايد و به ما انگ کلاهبرداري مي‌زنند‌. واقعا تعيين متراژ يک ساختمان تا اين اندازه مشکل است‌؟.
اخلاق حرفه‌اي کمرنگ شده
از او پرسيدم چرا سازنده‌ها ساختمان‌هاي بي‌کيفيت مي‌سازند‌؟ پاسخ داد‌: ساخت وساز من به حدود 25 سال قبل بر مي‌گردد‌. زماني کيفيت مصالح خيلي خوب بود‌. به عنوان مثال تيرآهن‌ها خيلي ضخيم‌تر از الآن بود و موزاييک‌ها کيفيت به مراتب بهتري داشت اما در آن زمان تعداد کمي مهندس وجود داشت و همه چيز تجربي بود‌. بنابراين ما مصالح خوب را بد اجرا مي‌کرديم اما الآن جور ديگري ساخت وساز بد انجام مي‌شود‌. سازندگان حرفه‌اي شده‌اند اما مصالح بي‌کيفيت است‌. اين موضوع هم ربطي به داشتن و نداشتن استاندارد ندارد‌. برخي از مصالح غيراستاندارد با کيفيت‌تر هم هستند‌. هر بار يک جور لنگ مي‌زنيم‌. مضاف بر اينکه در قديم اخلاق حرفه اي بيشتر بود.