نشریه شماره   202   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

مسجد شرقی با معماری غربی

فضاي روحاني مسجد ملکه ذهن همه مسلمانان است. پيامبر گرامي اسلام، مسجد را يک پايگاه اصلي براي تبليغ کاملترين دين خدا انتخاب کرد و از 1400 سال پيش تا امروز اين پايگاه هنوز، مهمترين مکان براي مسلمانان است. در ايران اما تغيير معماري مساجد انتقادهايي را نسبت به سازندگان آن ها برانگيخته است.

فاصله گرفتن مساجد از معماري ايراني- اسلامي

از مهمترين انتقاداتي که به مساجد، مخصوصا مسجدهاي تهران وارد است، معماريهاي عجيب و غريب برخي از آنها است. اين در حالي است که معماري ايراني- اسلامي مورد تأکيد مقامات ارشد مملکتي است.

افتخاري، عضو هيئترئيسه کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با انتقاد از معماري اين قبيل مساجد ميگويد: درحالي مساجد کشور ما از معماري ايراني اسلامي فاصله ميگيرند، که در کشورهاي مختلف از جمله هند شاهد ساخت بناها با الگوهاي ايراني- اسلامي هستيم. اولويت آموزش اين سبک معماري با دانشجويان داخلي است و بعد از آن بايد به فکر صدور اين سبک به ساير نقاط دنيا باشيم.

مهدي حجت، استاد معماري دانشگاه تهران نيز در اين زمينه با انتقاد از نبود نظارت کافي در معماري مساجد کشور بهويژه شهرهاي بزرگ اعتقاد دارد: معماري مساجد بايد يادآور و تابع سنت و گذشته هر منطقه و قوميتي باشد و ارائه الگوهاي جديد و برگرفته از فرهنگ بيگانه رويهاي نادرست است که موجب ميشود فرهنگ و اصالت هر شهر به فراموشي سپرده شود.

مسجد يا مجتمع تجاري؟

مسجد خاتم الاوصياء، از مساجد محلي مهم شرق تهران است که 92 شهيد تقديم انقلاب نموده و قريب به 900 نمازگزار دارد، اما اين مسجد دستخوش تحولاتي شده که براي همه نمازگزاران و اهالي ناخوشايند است. مسجدي ساده و بيتکلف خراب شد و توسط يک معمار به اصطلاح نوانديش، طرحي براي آن درانداخته شد که به اذعان عموم، بيشتر شبيه يک مجتمع تجاري است تا مسجد! ازآنجاکه غربزدگي در معماري مسجد، از ابتلائات و عوارض دوره اخير است؛ ناگزير از نقد معماري اين مسجد هستيم و گرنه، طرح حاضر، آنقدر ضعيف است که ارزش نقد را ندارد . اين طرح حتي در چارچوب مدرنيسم نيز، حرفي براي گفتن ندارد.

طرح معماري مسجد خاتم الاوصياء

مسجد حاضر که در خيابان دماوند (تهراننو) خيابان شهيد رجبي(ايستگاه فرودگاه) قرار دارد، در شش طبقه و مساحت 2800 متر زيربنا اجرا ميشود و هزينه ساخت آن از طريق خيرين و اهالي محل و نمازگزاران تأمين ميشود. همچنين طبقاتي از آن به حوزه علميهاي که اکنون در ساختمان مقابل اين مسجد مستقر است، اختصاص دارد.

استاد اين حوزه علميه ميگويد: ما حرفهاي زيادي داريم در حکمت آن کاشيهاي الوان و نقوشي پر از ترنج و اسليمي و ختايي که تزيين آيات نور ميشوند و آن گنبد نيل فامي که تمثيل توحيد است و آن دو دستهاي برآمده بهسوي آسمان... اما هيچکس نظر ما را در مورد طرح مسجد جويا نشد.وي ادامه  ميدهد:عدم استفاده از الگوي صحيح فرم و فضاي مسجد، و مصالح متناسب با آن و همچنين عدم وضوح گنبد و مناره در فرم از ايرادهاي جدي وارد به اين طرح است و متأسفانه همانطور که دشمن در جنگ نرم، نشانههاي اسلام را نشانه رفته، حالا هم در عرصه معماري، کمر به انحطاط و زوال اين مفاهيم بسته و قصد دارد مسجد را، به قالبي تهي از معنا بدل کند.  اين استاد حوزه علميه اظهار ميدارد: همانگونه که ائمه معصوم (ع)، نشانههاي ظاهري مؤمن را برمي شمرند، نشانههاي بناهاي ايمان نيز مثل همين گنبد و مناره و کاشي و آيات و ... بايد حفظ شود.

اهالي محل نيز دل خوشي از اين طرح ندارند. آنها ميگويند؛اين مسجد بيشتر شبيه مجتمعهاي لوکس تجاري است و حال و هواي يک مسجد را ندارد. رهگذر جواني ميگويد: مسجد فشني شده است! استفاده از ورق کامپوزيت و شيشه در  شان مسجد نيست.

طراحي برونگرا

مهمترين نکتهاي که در طراحي اين مسجد مورد غفلت واقعشده، اين است که طرح حاضر بهشدت حجمي، فرم گرا و برونگرا است؛ درحاليکه مساجد اصيل شيعي که حاصل 1400 سال عقبه  فرهنگي و تلاش معماران مهذّب و مؤمن شيعه ايراني بوده، واجد اصل «درونگرايي» است. اين مسجد بهوضوح اصل درونگرايي را نفي ميکند.

مسجد نبايد اهل خودنمايي و برونگرايي باشد و بايد محيطي مناسب براي خلوت با خداوند باشد نه آنکه جلوهاي براي خودنمايي نفس. فضاي حاصل از قالب حاضر اين مسجد ،معناي تظاهر و برونگرايي را بر انسان حمل ميکند.

جلوه ناپايدار

مصالح بهکاربرده شده، ترکيبي از شيشه و ورقهاي کامپوزيت آلومينيومي است. شيشههايي که امروزه به رفلکس مشهورند و بازتابدهنده تصوير محيط ميباشند، مسجد را ناپايدار جلوه ميدهد و با القاي شکنندگي از ثبات و صلابت کافي بهره نخواهد برد. درحاليکه شيشههاي مساجد قديم که در رنگهاي سبز و زرد و آبي و قرمز، نقوش و تنوع رنگي بالايي را موجب ميشد، تمثيلي بود بر حرکت از کثرت به وحدت، با اين آيه (نشاني) که نور واحد سفيد با عبور از اين شيشهها، به هفترنگ اصلي تجزيه ميشود و جلوهاي از همان نور اصلي است، که در فضاي داخل متکثر شده و حالآنکه نور در برون شيشه، نوري واحد و سفيد است و اين امر، همچون فرم گنبد، حرکت از کثرت به وحدت را تداعي ميکند. شيشههاي اين نما، عاري از اين معناست و بيثباتي و بيقراري را القا ميکند و همراه با جداره شيشهاي گنبد و منارهها، به احساس بي دوامي و ناپايداري طرح ميافزايد.

تزيينات نامربوط

استفاده از ورقهاي فلزي در نماي مسجد، با يک اشتباه بزرگ همراه است. اين مصالح از مصنوعات تکنولوژيک عصر ماست که تداعيگر روحيه پولادين، خشک، صنعتي و مادي همين عصر مدرن است. تنها فلزاتي که در معماري تزيينات و نماي مسجد به کار ميرود طلا و نقرهاند، چرا که اين دو تجسد و صورت نورند. طلا همان نور جامد، متجسد و منجمد است و نقره نيز. ساير فلزات مثل آهن و فولاد هرگز در نما و تزيين به کار نميرود؛ چراکه آنها همان ظلمت جامد و متجسدند!

تقليدي از مساجد وهابي

از مصالح که بگذريم، در فرم، مکعبي بزرگ را ميبينيم که قطاعهايي از آن، بهاصطلاح معماران متجدد کات خورده و جدا شده که اين امر، خلوص بنا را از بين برده است.

فرم گنبد ترکيبي از نيمدايره و مکعب مربعي شيشهاي است که، بدون هيچ دگرديسي و گوشه سازي و گريو و... بر رويهم سوار شده است و ديگر نميتواند تمثيلي باشد بر هجرتِ تعالي جويانه انسان از کثرت، به وحدت وجود حضرت حق!

مناره آن نيز، که برخلاف عمده منارههاي شيعي، بهصورت تک مناره است و تقليدي است التقاطي از منارههاي وهابي که با مدرنيسم درآميخته و با مقطع مربع شکل، به صورتي ساده و بدون نقوش است و مزين به آيات الهي و نام خداوند و اهلبيت پيامبر (ع) نيست.

ورودي بنا نيز، شکافي است در دل حجم که هيچ حس دعوتکنندگي ندارد! عموماً در مساجد، ورودي بهصورت ايواني بلند و با شکوه ساخته ميشد که نگاه انسان را به بلنداي آسمان رهنمون ميکرد و او را از جلوههاي مادي و فريباي دنيا ميرهانيد و حس حضور در محضر حق را در انسان ايجاد مينمود.

بيگانه با محيط

مسجد حاضر هيچگونه تناسبي با بافت محله ندارد چراکه عموماً بافت اطراف مسجد يا سنگي يا بافت فرسوده است و با هيچ بنايي در آن محله حس وحدت ايجاد نميکند. پلان داخلي و طرح محراب و نور و تزيينات داخل، نيز در طرح منتشرنشده و لذا قابل نقد نيست.