هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   202   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

مجـریان را ازدسـت می دهیــم

گروه گزارش: پروفسور عليرضا خالو متولد اهواز در سال 1335، تحصيلات کارشناسي خود را در رشته مهندسي عمران در دانشگاه ايالتي تگزاس و کارشناسي ارشد خود را در رشته سازه در دانشگاه ايالتي ويرجينياي غربي و دکترا را در گرايش سازه در دانشگاه ايالتي کاروليناي شمالي با رتبه عالي به پايان رساند. وي چندين کتاب تخصصي، ترجمه و تأليف نموده و در تهيه مقررات ملي ساختمان و آييننامه طراحي نقش اساسي داشتهاست. متن زير حاصل گفتگوي پيام ساختمان با اين استاد برجسته در زمينه کيفيت ساخت وساز در کشورمان است:

پيام ساختمان: بــه عنـوان يک عضو هيئــت علمي دانشـگاه، کيفيت ساخت وساز در کشـور را چگونه ارزيـابـي ميکنيد؟

اين سؤال در همه جاي دنيا مطرح است و منحصر به جامعه مهندسي ايران نيست چون همه دوست دارند رو به بهبود و پيشرفت باشند. اما در خصوص کيفيت ساخت وسازهاي ما ميتوان گفت با گذشت زمان به خصوص از سال 1900 به اين طرف ريسک در ساختههاي ما کمتر شدهاست، درصورتي که همين الان در بسياري از کشورها مرگ ومير و تلفات بر اثر زلزله بالاست. در کشور ما بعد از زلزله منجيل در سال 1369 و تلفات و خرابيهاي آن، تغييرات قابل توجهي ايجاد شد و بعد از زلزله بم هم حساسيت آيين نامهها و سازمان نظام مهندسي و دقت مهندسان ناظر بيشتر شد. درمجموع رشد و پيشرفت خوبي حاصل شد ولي هنوز آن چيزي که مورد انتظار ماست فراهم نشدهاست. اينکه چه کساني باعث اين امر ميشوند هم باز خود ما هستيم و کس ديگري نيست. پس بخشي يا گروهي از ما کارش را درست انجام نميدهد و ما راجع به آن بايد صادق باشيم. پس قضيه چيز خيلي پيچيدهاي نيست. البته در کنار عامل اصلي، پارامترهاي ديگري هم مطرح ميشود.

پيام ساختمان: قبل از عوامل ديگر، ابتدا عامل اصلي را بفرماييد.

صنعت ساختمان ما در حال رشد و پيشرفت است و کيفيت ساخت وساز ما بهبود پيدا کرده و چون من خودم هم آدم مثبت نگر و رو به جلويي هستم نميخواهم وضع موجود را مأيوسانه بيان کنم. ما در بخش محاسبات پيشرفتهاي خيلي خوبي داريم. يعني ازنظر نرم افزاري و تحليل سازهها به صورت دقيق، جزو کشورهاي پيشرو در جهان هستيم ولي در بخش اجرايي نسبت به متوسط جهاني عقب هستيم. از نظر مصالح و به کارگيري مصالح مناسب، اجرا و مديريت اجرا و نيز استفاده از نيروي متخصص مشکلات داريم. الآن تعداد فارغ التحصيلان ما در رشتههاي مهندسي در مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا در مقايسه با بعضي از کشورها پيشرفته به نسبت جمعيت فراتر ميرود. مثلا به نسبت آلمان و چند کشور پيشرفته ديگر اين نسبت چند برابر است؛ ولي ما داريم لايهاي مياني را از دست ميدهيم.

پيام ساختمان: منظور شما از لايه مياني چيست؟

در صنعت ساختمان ما يک قشر بسيار تحصيل کرده از يک سو و يک قشر بسيار ساده و بيتخصص از سوي ديگر هستند و ما داريم قشر مياني اجراکننده که ميتواند از کلاس 9 دبيرستان تا فوق ديپلم باشد را از دست ميدهيم. اگر همه فوق ليسانس يا دکترا باشد چه کساني بايد اجرا کنند؟ الآن قسمت انتقالي نداريم و مشخص نيست اجراکننده کار کيست. متأسفانه ما در اين قسمت سرمايهگذاري نکردهايم. اتفاقا شخصي که در سطح ديپلم يا فوق ديپلم است ولي به صورت تخصصي جوابگوي بخش ويژهاي از ساختمان است از بعد اقتصادي هم ممکن است درآمدش از شخص دکترا هم بالاتر باشد که هيچ اشکالي ندارد. چنين شخصي موقعيت اجتماعي اش هم بايد بالاتر باشد چون دارد معضلي از جامعه را حل ميکند، پس يک فوق دپيلم بايد 5 برابر من درآمد داشته باشد چون اگر او نباشد سيستم ما ميخوابد و متأسفانه ما داريم آن لايه را از دست ميدهيم. ما بايد اين موضوع را در کشور از بخشهاي بالاي جامعه به بخشهاي پايين هدايت کنيم. الآن انگار هر شخصي اگر دکتر نباشد اصلا جايگاه ندارد درصورتي که چنين چيزي نيست! مدرک براي برخي مشاغل و جايگاهها نياز است ولي کسي که مدرک دارد بايد ذهنيت آن قسمت را هم داشته باشد. در سطح جهاني هم همين طور است و در دنيا هم کساني که تغييرات بزرگ ايجاد کردهاند آن را موضعي و براي بخش کوچکي از جامعه نديدهاند. ما الآن سازمان نظام مهندسي، مرکز تحقيقات، دانشگاه شريف، انجمن بتن، ساير دانشگاهها و پژوهشگاهها و را داريم ولي همه اينها که اهرم اجرايي ندارند. بايد ببينيم به کساني که کارها را انجام دهند چه قدر در سيستممان بها ميدهيم و فوق ديپلمي که ميتوانند روش اجرايي صحيحي را ارائه کند اين سيستم چه نگاهي به او دارد. ميگويد اين شخص قابليت دارد ولي هنوز دکتر نشده! سازمانها و ادارات و دانشگاهها نميتوانند درگير اجرا شوند و ما بايد دنبال مجرياني باشيم که خودشانکننده و درگير کار باشند. افراد با تجربهاي که دورههاي کاربردي گذراندهاند بايد در اين قسمت جايگاه پيدا کنند و بايد بهاي زيادي به آنها داده شود. ما بايد پيشگيري کنيم و اگر اين روند ادامه داشته باشد شايد مجبور شديم آن لايه را از کشورهاي ديگر تأمين کنيم.

پيام ساختمان: غير از بخش اجراکننده، چه عوامل ديگري در کيفيت ساخت مطرح ميشوند؟

در کنار عامل اصلي، پارامترهاي اقتصادي هم مطرح ميشود. ضرب المثلي ميگويد من ترجيح ميدهم جنس گران قيمت و پردوامي بخرم تا چند جنس ارزان قيمت ولي کم دوام. ما در صنعت ساختمان سرمايهگذاري ميکنيم ولي بحث «ارزش مالي عمر سازه»، هنوز آن طور که بايد مطرح نشدهاست، درصورتي که هر ساختماني بتواند بيشتر عمر کند بايد قيمت بيشتري داشته باشد؛ نه اينکه فقط هزينه اوليه در نظر گرفته شود بلکه در طولاني مدت هم هزينهها بايد جزو محاسبات باشد. موضوع ديگر اينکه ما بايد به روشهاي نوين و کارهاي پيشرفته جهاني و صنعتسازي هم وارد شويم. صنعتيسازي، توليد انبوه يک محصول يا سازه يکسان و روشهاي جديد ميتواند در بخشهاي مختلف در سقفها، سازهها و روشهاي اجرايي مطرح باشد. ما هنوز به روشهاي سنتي خيلي بها ميدهيم، درصورتي که بايد به جايي برسيم که بتوانيم خودمان را در سطح جهاني مطرح کنيم. الآن سازههاي ما بالاي 5 طبقه هستند و ما بايد توجه داشته باشيم که جوش در سازهاي فولادي بسيار مهم است و تا جايي که امکان دارد بايد از سازهاي جوشي پرهيز شود. دنيا سالهاست که از اين نوع سازه دور شده و اگر هم هست بايد کارخانهاي باشد نه در کارگاه. خوشبختانه در کشور ما سازههاي پيچ و مهرهاي مطرح شده که البته در آن هم براي سازههاي بلند بايد پارامترهاي خاصي موردتوجه قرار گيرد. مثلا بايد موضوع آتش سوزي در سازههاي فلزي بلند را جدي بگيريم. الآن شايد مشکلي نداشته باشيم ولي چند سال ديگر که تمام سازههاي ما بالاي 10 طبقه خواهند بود در خيلي از شهرهايمان، خواهيم ديد که اطفاي حريق بسيار مشکل خواهد بود. بايد نرخ حرارت را محاسبه کنيم تا بدانيم آن سازه براي چند ساعت بايد دوام بياورد. اينها پارامترهايي هستند که بايد ديده شوند.