داغ کردی؟بزن به برف!

شمار نشریه : 202

غلامرضا خراساني

اَظهَر مِن الآفتابِ وسط ظهر تابستان است که پاييز را پشت سر گذاشته و تقريبا به نيمه زمستان رسيده ايم و هنوز چشممان به يک بارش درست و حسابي برف و باران خيس نشده است! با اين وضع آب پشت سدها هم، خدا به دادمان برسد با گرماي تابستان سال آينده، اگر بهار 94 پر بارش نباشد. فلذا من فداي آن قد و بالايتان بروم، لطفا از همين الان بحث صرفه جويي در مصرف آب را جدي بگيريد که اين تو بميري از آن تو بميري ها نيست، همه مان خشک مي شويم ميرويم پي کارمان ها!   

تو داغي، نمي فهمي!

بر راقم اين سطور به طور دقيق مشخص نيست که آيا بين ابلاغ نظريه وزير راه و شهرسازي در خصوص غيرقانوني بودن طرح ارجاع کار و چند نوع ممنوعيت اشتغالي و چند اصلاح ديگر در سازمان هاي نظام مهندسي با برگزاري تور يک روزه برف بازي در دهم بهمن ماه توسط سازمان نظام مهندسي استان تهران رابطه معنا داري هست يا صرفا يک رابطه بي معني است! و آيا گرماي بدن برخي پايين نمي آيد که حتما بايد بروند برف بازي؟ اين موضوع ما را ياد اين نوشته پشت کاميوني انداخت که مي گويد: هوا بي من سرد است. تو داغي، نمي فهمي!

اسب ابلق سم طلا!

اين که وزير راه و شهرسازي در نخستين همايش سيستمهاي حمل و نقل هوشمند جادهاي گفته سرعت حرکت در بعضي از جاده هاي کشور به کمتر از 7 کيلومتر رسيده که اين يعني به دوران سفر با چهار پايان برگشته ايم، صد البته حرف درست و دقيقي است که جاي هيچ ان قلتي باقي نمي گذارد. فقط کاش آقاي آخوندي مشخص مي کردند ما با اين وضعيت ساخت و ساز و کيفيت ساخته هايمان دقيقا به کدام دوره برگشته ايم! البته سوالات ديگري هم مطرح است نظير اينکه آيا مي توان گفت ما با حدود 20 هزار کشته جاده اي در سال، به عصر حمله مغول باز گشته ايم يا نه و آيا با رکود و سکوني که بر صنعت ساختمان کشور حاکم شده است آيا بي راه است اگر بگوييم به عصر يخبندان بازگشته ايم؟

ماستِ خبرنگاري!

حقيقتا ما اولش مي خواستيم از اينکه محمدباقر عبادي، نماينده مردم بيرجند در مجلس شوراي اسلامي خواستار رسيدگي به وضعيت معيشتي خبرنگاران شده و در نشست علني مجلس شوراي اسلامي خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفته: خبرنگاران از حداقلهاي معيشتي مثل مسکن و حقوق مناسب و امکانات رفاهي برخوردار نيستند و بياعتنايي به وضعيت خبرنگاران خدوم به نفع کشور نيست، مسرور و از ايشان مشکور شويم؛ ولي وقتي ديديم ايشان در ادامه صحبتهايشان خطاب به وزير نيرو هشدار داده که چرا بايد باروري ابرها در استان خشکي مانند خراسان جنوبي فراموش شود و استانهاي پرآب در ليست وزارت نيرو قرار گيرند و از وي خواسته سريعاً به درگاه خداوند عادل توبه نمايد و با اصلاح عملکرد خود از مردم استان خراسان جنوبي عذرخواهي کند وگرنه خود را براي روزهاي سخت در مجلس و حسابرسي سخت در قيامت آماده کند؛ ماست ها را کيسه کرده و از ايشان مي خواهيم به همين حد از حمايت از خبرنگاران و ارباب رسانه و جرايد بسنده کرده و بيشتر از اين خود را خسته نفرمايند. چون مي ترسيم فردا روزي گناه روزنامه نگاران اجنبي را هم از چشم ما ببيند و ما را به عذرخواهي از جامعه تايپيست هاي مقيم مرکز مجبور کنند.

وِژدانن!

آقا اين چه کاري است وژدانن؟ خوب است به شما گير بدهند و هي ازتان بخواهند از توي کلاهتان خرگوش سفيد در بياوريد؟ يعني چه که بيا فالم را بگير و کف دستم را نگاه کن؟! اين کارها درست است وژدانن؟ همين کارها را کرديد که آخرش وزير نفت در حاشيه برگزاري پنجاهمين سالگرد تاسيس شرکت ملي صنايع پتروشيمي در جمع خبرنگاران اعلام کرد پيشگو نيست و قيمت آينده نفت را نمي داند! روابط عمومي وزارت نفت هم با ارسال نامه اي به خبرگزاري ها و روزنامه هاي اقتصادي اعلام کرد: وزير نفت در خصوص آينده بازار جهاني نفت قيمتي را پيش بيني نکرده است. يعني فقط کم مانده يک «وژدانن» هم آخر حرفهايشان اضافه کنند تا بلکه وژدان! خفته شماها بيدار شود.

کدام 50 درصد؟

شواهد و اسناد نشان از آن دارند که در طول تاريخ همواره اختلاف بر سر اين که «آيا 50 درصد هر چيزي فقط مبين همان 50 درصد آن چيز است يا کل آن» موجب شده تا طرفداران جريان «خيرالامور اوسطها الا وسط الخيابان» با سمپات هاي نظريه «بيان نصف حقيقت، خود دروغ بزرگي است» دست به يقه شده و مدت هاي مديد توي سر و مغز هم بزنند. حالا در اين ميانه دعوا، اگر يک مثال بي ربط 50 درصدي بخواهيد مي توان به سخنان رئيس اتحاديه املاک تهران اشاره کرد که گفته: موسسات مالي و اعتباري و بانکها عامل افزايش 50 درصدي قيمت مسکن در کشور هستند. وي با ابراز تاسف از رويکرد سوداگرانه بانکها در بازار مسکن خاطر نشان کرده: بانکها به جاي اينکه  وارد بازار مسکن شده و باعث افزايش قيمت شوند بهتر است به حوزه توليد کمک کنند يا به اجراي مسکن اجتماعي يا اتمام مسکن مهر توجه کنند.

اما اگر بر فرض شما از آن دسته آدم هاي ناگيري هستيد که به راحتي لب مطلب را نمي گيريد، مي توانيم با يک سوال فرضي از ايشان بيشتر به کنه موضوع 50 درصدي علت گراني مسکن وارد شويم: فرض کنيد کالايي براي فروش، يک فروشنده، يک خريدار و يک واسطه يا دلال وجود دارد. حال اگر سود و درآمد دلال مذکور درصدي از قيمت فروش آن کالا باشد آيا دور از ذهن است که او خواهان بالا بودن يا بالا رفتن قيمت کالاي مذکور شود؟ الان شما مطلب را به خوبي گرفتيد يا فقط 50 درصد آن را متوجه شديد؟.

اشراف بدون حضور ذهن

رئيس سازمان نظام مهندسي استان تهران ابلاغ شش نظريه از سوي وزير راه و شهرسازي در خصوص سکوت يا ابهامهاي قانون نظام مهندسي را به موقع و بسيار مفيد ارزيابي کرد و گفت: چون قانون مزبور توسط آخوندي وزير راه و شهرسازي در سال 75 تدوين و به مجلس رفته است نسبت به آن اشراف بيشتري دارند. جالب آنکه همين رئيس سازمان نظاممهندسي ساختمان استان تهران چندي پيش در گفتگو با پيام ساختمان در پاسخ به سؤالي در مورد طرح ارجاع کار نظارت تأکيد داشت که اين طرح در قانون آمده و حتي وقتي از ايشان پرسيديم علت اينکه وزير راه و شهرسازي ميگويد اين طرح در قانون نيامده چيست، گفت: ترديد نکنيد که طرح ارجاع کار در قانون آمده و ما نميتوانيم خلاف قانون عمل کنيم. در قانون هم آمده است که از نظر مالي بايد رابطه مالک و ناظر قطع شود. به نظرم همينکه حدود 20 سال از تصويب قانون گذشته است، باعث شده آقاي آخوندي حضور ذهن نداشته باشند.

البته به نظر ما که هيچ تناقضي در سخنان ايشان ديده نمي شود و خودمان هم آدم هاي زيادي را ديده ايم که در عين اينکه از موضوعي حضور ذهن ندارند بر آن اشراف دارند! مثلا همين آقاي دکتر غفراني در همان مصاحبه در مورد عملکرد هيئتمديره نظاممهندسي ساختمان استان تهران اعتقاد داشت که اين هيئتمديره سازمان مرده را زنده کرده است؛ ولي چند ماه قبل از آن از وقوع تخلفات گسترده در طرح ارجاع کار سازمان استان خبر داده و گفته بود 70 درصد نظارت توسط چند شرکت معدود انجام شده است. يک ماه بعد از اعلام زنده کردن مرده هم، از وقوع تخلفات مالي گسترده در نظام مالي سازمان نظام مهندسي سازمان استان توسط يکي از اعضاي هيئت مديره آن رونمايي شد. اين است که مي گوييم داشتن اشراف بدون حضور ذهن و بالعکس چيز چندان غريبي نيست و هر کس هم به حرف هاي ما شک دارد و يا توضيح بيشتري مي خواهد به خودمان مراجعه کند تا چنان روشنش کنيم که عين سازمان نظام مهندسي، زنده شود!