هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   201   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

کتابی در ستایش معماری سنتی

نشست علمي - تخصصي هنر، معماري و شهرسازي با عنوان نقد کتاب « حس وحدت» با مديريت دکتر محمدمهدي محمودي در تهران برگزار شد.

اين نشست با موضوع نقد و بررسي کتاب حس وحدت، نوشته نادر اردلان و لاله بختيار برگزار گرديد . جلسه با سخنراني دکتر منصور فلامکي ، دکتر حسين سلطان زاده  ، مهندس فرامرز پارسي ادامه يافت و با پرسش و پاسخ اعضاي پنل ازجمله فريبرز جبارنيا ، بهروز مرباغي، عليرضا قهاري، اردشير سيروس و دکتر محمدمهدي محمودي به پايان رسيد .

شهريار سيروس مجري پنل، پس از خوشامدگويي و توضيح در مورد روند جلسه، کتاب حس وحدت را معرفي کرد و گفت: اين کتاب، نوشته نادر اردلان و لاله بختيار است که پس از گذشت 30 سال از نگارش آن، عده بسياري آن را نقد کرده و بعضي معتقدند محتواي کتاب پژوهشي جدي درباره ماهيت سنت در معماري ايراني است.

کتابي مقدس وارزشمند

دکتر فلامکي با اشاره به اين که کتاب «حس وحدت» مقدس و بسيار ارزشمند است گفت: اين کتاب جوياي حق است، کسي که اين کتاب را نقد ميکند بايد فقيه باشد. وي افزود: کتاب داراي ساختار شناسي مفهوم است که اين مورد، بحثبرانگيز است. اگر به هر زباني با هر فرهنگي به معناي« مفهوم» بپردازيم، به تنها چيزي که نميرسيم يک موجوديت داراي شکل کالبدي است. وي درباره عبارتهاي«معماري اسلامي ايراني »يا« معماري ايراني اسلامي» گفت:از نظر من، معماري به هيچچيزي که آفريدهشده راضي نميشود و هيچچيزي را متعلق به خود نميکند ولي از آن براي گامهاي بعدياش کمک ميگيرد. بنابراين در معماري ما هيچچيزي را ثبات يافته نميتوانيم پيدا کنيم. دومين نکته اسلام است ، اسلام هيچ دستوري براي آفرينش فضا حتي براي پرداختن به فضا يا براي اندازهگذاري نداده است و هيچ جايي را نميتوان پيدا کرد که دين اسلام به ما حکم کند که چگونه راجع به معماري فکر کنيم.

بيانيهاي در تمجيد سنت

مهندس پارسي، نيز در سخناني اظهار داشت: بايد شرايط اجتماعي زمان نگارش کتاب را بازخواني کرد. زماني که اين کتاب نوشته شد در دنياي غرب جنبشي تحت عنوان پستمدرن به وجود آمد که چند ويژگي مهم داشت که آن ويژگياي که بيشتر مدنظر بود يکپارچهسازي فرهنگي و بيتوجهي به فرهنگهاي قومي منطقهاي و نقش تاريخ و ارزشهاي تاريخي در بعد هنري بود. اين جنبش در جامعه ما نيز انعکاس داشت و انعکاس آن در ميان هنرمندان، توجه به سنت بود.

وي افزود:  آقاي اردلان طوري نگارش کردهاند که اگر کسي خارج از ايران آن را بخواند فکر ميکند همه ايرانيها عارفمسلک و صوفي پيشه هستند. پارسي در ادامه نکتهاي را مطرح کرد که از نظر او عجيب به نظر ميرسد و آن ماجراي کيمياگري بود که در اين کتاب رابطه بين کيمياگري و معماري را از مجراي عرفان برقرار ميکند. مطلب سوم، نقد نمادگرايي بود که در اين کتاب رابطه اصلي بين معماري و هنر و عرفان را نماد قرار دادهاند. يعني از طريق نمادها، عرفان را به معماري و هنر وصل ميکند .

پارسي ادامه داد: کتاب اردلان براي هنرمندان و معماران نگارش شده نه براي عرفا و بخش کوچکي به معماري ايراني اختصاص دارد  و بخش اعظم کتاب راجع به مباحث کلي معماري است. همچنين کتاب به مباحثي از جمله باغ، تخت، جلو خان، دروازه، اتاق، مناره، گنبد، چهار تاق ميپردازد که  اين اسامي بسيار پراکنده و بيربط ذکرشده است. وي با اشاره به اينکه؛ اين کتاب از لحاظ آشنايي با معماري ايراني، کتاب درستي نيست و يک سري اطلاعات پراکنده دارد، خاطرنشان کرد:  اين کتاب بيانيهاي در تمجيد سنت و ارزشهاي سنتي است.