نشریه شماره   201   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تصاحـب بازارها ی قـیــر، بــــه بهــای از دست دادن‌آن

فرشته توکلي

 قير اين ماده بد بو که کاربرد گسترده آن در صنعت ساختوساز مسکن  و راهسازي بر کسي پوشيده نيست بازار جذاب و سودآوري دارد و هرکس بهراحتي با اندک سرمايه و به مدد شرکتهايي که در زمينه راهاندازي اين کارخانهها فعالند، سود سرشاري به دست ميآورند و به لطف عدم مديريت و نداشتن متولي مربوط  در اين صنعت همچنان در حال  زيادشدن هستند.

صنعت قير و البته صادرات آن با داشتن حاشيه سود بالا و از طرفي تقاضاي 100 ميليون تن، بازار جهاني   بالقوه و ارزآوري بالاي آن ميتوانست يکي از ارکان اصلي درامد زايي کشور باشد. توليد 4 ميليون تن  قير و صادرات آن رقم کوچکي از اين تقاضاست و با وجود داشتن رتبه  7 جهاني در اين رابطه تنها 8/3 درصد کل تقاضاي جهاني را پوشش ميدهيم .

در حال حاضر 720 کارخانه  فعال در اين زمينه داريم  و100 شرکت صادرکننده قير نيز در حال فعاليت هستند. همچنين ورود به اين صنعت بهآساني صورت ميگيرد به دليل داشتن تکنولوژي داخلي توليد قير هزينه راهاندازي يک کارخانه  نسبتاً پايين است از طرفي عوامل و رويدادهاي داخلي  باعث شد که شرکتهايي بيشتر روز به روز به اين صنعت سودآور ورود کنند.

 يکي از اين عوامل ورود قير به بازار بورس در سال 89  بود که تهيه مواد اوليه توليد قير « وکيوم باتوم » را آسان کرد و محدوديتهاي خريد اين ماده اوليه برداشته شد و همه شرکتها بهراحتي به آن دسترسي داشتند از طرفي افزايش يکباره نرخ ارز و سود بالاي صادراتي در يک دوره نسبتاً کوتاه انگيزه ورود به اين صنعت را بيشتر کرد و اينگونه شد که در سال 91 در بازار داخلي قير ناياب شد و 98 درصد توليد به دليل سودآوري به خارج صادر شد و اينگونه بحران قير و کمبود آن در بازار داخل موجب افزايش قيمت و معطل ماندن پروژههاي مسکن و راهسازي گرديد بهگونهاي که در برخي موارد شاهد استفاده از بتن بهجاي قير بوديم .

اين شرکتها در کنار توليد سودآور خود مشکلاتي نيز دارند که با انگيزه  همين سود بالا با دور زدن و حذف موانع و يا گاه استفاده از ابزارهاي نادرست بازاريابي حتي به بهاي نابودي و از دست دادن بازار ديگر رقبا  با آن کنار آمده و آن را به شيوه خودشان حل نمودهاند .در اکثر موارد اين شرکتها با استفاده از شيوههاي خاص خود تعرفه صادراتي يا حتي مالياتي نيز نميپردازند و در نتيجه باز هم سود بيشتري نصيب خود ميکند.

 هزينه تمامشده قير توليدي اين شرکتها که در اکثر موارد مجوز توليد هم ندارند بسيار پايين است چرا که  در برخي از اين شرکتهاي توليدي نه از خوراک پالايشگاهي براي توليد قير استفاده نکرده و  با استفاده از نفت کوره و يا مازوت که 4 برابر ارزانتر از خوراک قير است، اقدام به توليد آن ميکنند و اينطور ميشود که  قير با قيمت پايينتر از قير باکيفيت به بازار وارد ميشود و ازآنجاکه خيلي از پيمانکاران به دنبال هزينه تمامشده پايينتر هستند  نتيجه آن خرابي زودهنگام اسفالتها و ورود بيکيفيت قير به بازار داخل و نتيجه اسفبار خروج ايران از بازار خارجي و جهاني و از دست دادن بازار چين با ظرفيت 450 تن است که به لطف ديد کوتاهمدت بازاريابي اين شرکتها ميسر ميشود و اينگونه است که ما قدرت خود را در زمينه قيمتگذاري در منطقه از دست ميدهيم و برند شرکتهايي که درگذشته نشان خوشنامي ما بودند  دچار ضعف ميشود .

اما يکسونگري  در اين زمينه و متهم ساختن اين شرکتها به  اين سوءاستفادهها کار نابجايي است چرا که  خلأ هاي موجود در کشورمان موجب گرايش اين شرکتها به اين نوع تجارت شده است. يکي از مهمترين دلايل ، انحصارطلب بودن شرکتهاي بزرگ و تمايل اين شرکتها براي مديريت کامل بر قيمتگذاري داخلي و  غصب بازارهاي جهاني است . اين شرکت ها بيش از 70 درصد صادرات قير را در اختيار دارند و به دليل اينکه خود روزي جزئي از شرکتهاي  نفتي بوده و در نزديکي پالايشگاههاي موردنياز خود هم حضور دارند،هزينه تمامشده حملونقل پايينتري ميپردازند و از سويي ديگر بهطور مرتب حمايت ميشوند.

 در حقيقت  شرکتهاي کوچک داخلي شانسي براي رقابت با اين شرکت ها ندارند. ازسوي ديگر پايين بودن نرخ مازوت و دادن يارانه دولتي به مازوت  عملاً فرصت سودجويي بالا را در اين عرصه فراهم ميکند .

در اين شرايط متهم ساختن همه شرکتهاي کوچک به استفاده از مازوت و بدبيني نسبت به بازار قير ايران کمکي به حل موضوع نميکند بلکه ميبايست تمامي توليدکنندگان  چه بزرگ و نيمهدولتي و چه خرد و کوچک بتوانند از اين حمايتها به يک شيوه و يک حالت برخوردار شوند و يک متولي واحد براي  اين صنعت ايجاد گردد که نهفقط با  ديدگاه انحصاري چند شرکت خاص بلکه با ديد منافع  ملي  به حل مشکلات اين حوزه پردازد.

 بازار چين يکي از اين بازارهاي فوقالعاده جذاب براي اين صنعت است که تقاضاي آن بهاندازه کافي براي توليد همه شرکتهاي داخلي جوابگوست. بازار اروپا و افريقا هر يک ميتوانند درامد بالاي ارزي براي کشورمان  داشته باشند به شرطي که در اين صنعت با همدلي عمل کنيم  نه خودخواهي .