هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   201   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تربیت نیروی متخصص بر اساس توسعه باشد

گروه گزارش: سالانه تعداد زيادي از دانشجويان رشتههاي مختلف مهندسي از دانشگاههاي کشور فارغالتحصيل ميشوند و اگر امکان و زمينه آن فراهم باشد وارد بازار صنعت و کار و فعاليت مهندسي ميشوند. ولي آيا فارغ التحصيلان ما در دانشگاه هايمان مسلح و مجهز به علم روز دنيا ( که به سرعت در حال پيشرفت و تغيير است) ميشوند؟ يافتن پاسخ اين سؤال بهانهاي شد تا براي بررسي وضعيت تحصيل در دانشکدههاي مهندسي کشورمان به سراغ استادان و مدرسان رشتههاي فني و مهندسي برويم. در اين ميان با دکتر نعمت حسني، رئيس دانشکده مهندسي آب و محيط زيست دانشگاه شهيد بهشتي به گفتگو نشستيم. دکتر حسني دکتراي مهندسي عمران با گرايش زلزله و مديريت بحران را از دانشگاهي در کشور ژاپن دريافت کردهاست.

پيام ساختمان: به نظر شما در آموزش دانشجويان فني و مهندسي کشور چه مسائلي بايد مدنظر قرار گيرد؟

اصولا تربيت نيروي متخصص بايد در راستاي توسعه صورت بگيرد. سيلابس نويسي براي درسهاي دانشگاهي هم بايد از همين منطق خاص برخوردار باشد و حتي الامکان رعايت شود. ازاين رو بايد اول برنامههاي توسعه کشور و جهت گيريهاي آن در زمينههاي مختلف ازجمله شهرسازي و امور مهندسي و انرژي و مشخص باشد. مثلا اينکه بدانيم ما در مسائل توسعهاي خودمان به دنبال چه نوع شهري هستيم و اگر مثلا شهر هوشمند ميخواهيم داراي چه ويژگيهايي است و انرژي، ساخت وساز، ايمني در برابر زلزله، امنيت شهري، پدافند غيرعامل، مبلمان شهري، ساخت ساختمانهاي مهم و تعيينکننده و در آن چطور است. بعد از آن بايد به تحولات دانش روز توجه شود و اينکه سطح و مرزهاي دانش جهاني امروز کجاست.

پيام ساختمان: نظرتان درباره تعداد فارغ التحصيلان چيست؟

اين موضوع مهمي است که بدانيم در چه قسمتهايي به چه حجمي از نيرو و سرمايه انساني نياز داريم. وقتي برنامههاي توسعهاي را مينويسيم بايد مشخص شود که مثلا نياز به چه تعداد مهندس يا پزشک داريم و هرکدام در چه قسمتهايي. مثلا مهندس مکانيک بيشتر ميخواهيم يا عمران يا سازه يا زلزله و همه اينها بايد در مسائل توسعهاي، هوشمندانه و با ديد باز روشن شود تا بعد بر اساس آنها چيزي را که پنج سال ديگر نياز داريم امروز براي آن برنامهريزي و تغييراتي در برنامههاي درسي دانشگاهها و پژوهشگاهها و کارهاي تحقيقاتي و تحصيلات عالي ايجاد کنيم.

پيام ساختمان: اگر ممکن است يک مثال بزنيد.

مثلا مقوله آمادگي در برابر زلزله هميشه مورد تأييد و تأکيد است و اصلا کدام رشته کاري را ميتوان پيدا کرد که به زلزله ارتباط نداشته باشد! به عنوان نمونه روانشناسي ارتباط 100درصدي با زلزله دارد زيرا کساني که عزيزي را از دست ميدهند نياز به بازتواني دارند پس روانشناسان بايد با روانشناسي بعد از زلزله و حوادث آشنا باشند و براي اين کار مراکزي تأسيس شود. زلزله با اقتصاد، حقوق، و ربط دارد و دانشجويان اين رشتهها هرکدام بايد حداقل دو واحد مرتبط با زلزله در دانشگاه بخوانند. اصلا برويد ببينيد در دوره ليسانس رشته عمران به مسئله زلزله به عنوان مهمترين باري که به سازه وارد ميشود چه قدر ارزش قائل شدهايم و واحد درسي زلزله در آنچه قدر است و مقايسه کنيد با واحدهاي ديگر. ببينيد درسهايي که واحدهاي بيشتري دارند مهمتر هستند که دانشجو بداند يا زلزله! آيا بايد زلزله را فقط تئوري گفت يا عملي هم بايد دانشجو ببيند؟ آيا ما آزمايشگاه براي آن داريم؟ اينها فقط مثال است و منظور همه سيلابسهاي درسي است و از اين لحاظ بين مکانيک و عمران و غيره فرقي نيست.

پيام ساختمان: تحصيلات تکميلي چطور؟

به نظرم ما ازنظر سطح دانش اشتباه بزرگي را مرتکب ميشويم چراکه اصولا کشورهاي پيشرفته دو سطح تحصيلي بعد از دبيرستان دارند: يکي مهندس است که در دفاتر طراحي و مشاوره، خدمات دفتري و مشاوره ارائه و طرح تهيه ميکند و ديگري تکنسين يا فوق ديپلم است براي اينکه بتواند کار را در سايتهاي کارگاهي اجرا کند. ما نبايد اين همه به دکترا و فوق ليسانس اهميت بدهيم و تحصيلات تکميلي نبايد اين انحراف را ادامه دهند. مثلا وقتي به تکنسين اهميت ندهيم و مقام و منزلتش را حفظ نکنيم و دستمزد مناسب نپردازيم و فقط به مهندسان اهميت بدهيم، هر کارداني با يک دوره کارداني به کارشناسي، مهندس ميشود و توقعش هم بالاتر ميرود. اين اشتباه بزرگي است.

ما در دانشگاههاي کشور تکنسين را براي کارهاي اجرايي و عملي و مهندس را براي کارهاي دفتري و خدمات مشاورهاي تربيت ميکنيم و فوق ليسانس و دکترا اصولا به اندازه دو گروه قبل براي کشور موردنياز نيست، چراکه فوق ليسانسها براي مراکز پژوهشي لازمند و دکترا هم براي خلاقيت در ايده پروري و نوآوري براي اجرايي کردن ايدهها نياز داريم.

پيام ساختمان: جايگاه اخلاق در آموزش کجاست؟

نظام تربيتي ما بايد با پرورش شروع شود که متأسفانه از همان اول آموزشي و با تأکيد بر دانش است نه ارزش. يعني از روز اول ابتدايي تا آخر دوره دکترا فرد يا دانش آموز است يا دانشجو! يعني تأکيد بر دانش است و روي مباحثي مثل صداقت، امانت داري، مسئوليت پذيري و کار نميکنيم. اين در حالي است که دانش باعث خوشبختي و سعادت ما نميشود، اگر کسي دانش نداشته باشد موفق نميشود و دانش براي کسب موفقيت لازم است نه خوشبختي. اينکه کسي نتواند برود به کره ماه، بدبخت نميشود ولي دروغ گفتن و خيانت کردن آدم را بدبخت ميکند. اينکه من نتوانم دستگاه پيشرفتهاي بسازم مرا موفق نميکند ولي به اين معني نيست که مرا بدبخت ميکند. پس گمراهي و هدايت به نظام ارزشي است ولي موفقيت به نظام دانشي است و دانش نبايد جاي ارزش را بگيرد. ارزش باعث خوشبختي و سعادت ما ميشود. اولويت نظام ارزشي و تربيتي بر اساس ارزشهاست، بعد از آن بينش درست، سوم دانش و چهارم کنش درست؛ اين چهارچرخ براي توسعه صحيح کشور است.