نشریه شماره   201   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

هفت دلیل برای برتری ال. اس. اف

زلزله تهران مسئلهاي بسيار حياتي براي تمام کشور است چراکه در صورت وقوع زلزلهاي نه چندان بزرگ شاهد خسارتهاي بسيار زيادي خواهيم بود. بخش اعظم ساختمانهاي ما که به شيوه سنتي ساخته شدهاند، ايرادهاي سازهاي زيادي دارند و قطعا دچار مشکل ميشوند. بنابراين استفاده از مصالح و شيوههاي صنعتي مقاوم و سبک بسيار حائز اهميت است. يکي از اين روشها که در کشور ما هم با استقبال خوبي مواجه شده سازههاي LSF هستند. پيام ساختمان سراغ سید محمدهادی خلخالی شریفی، مديرعامل شرکت «تيوا» رفته و گفتگويي با وي ر رابطه با ضرورت صنعتيسازي و همچنين مزاياي سيستم LSF ترتيب داده که در زير ميآيد.

چرا صنعتيسازي براي تهران و ايران ضروري و حياتي قلمداد ميشود؟

در اسناد مهندسي ارتش امريکا که معتبرترين اسناد مهندسي جهان به شمار ميروند تهران با بيشينه PGA 93 (متوسط g 82درصد) مشخص شده اما براي ژاپن که از زلزله خيزترين مناطق جهان به شمار ميرود، حداکثر PGA مشخص شده براي شهر «ياکوتا هانشو» متوسط g 80درصد تعيين شدهاست. اين به معناي قرار گرفتن تهران در يکي از خطرناکترين مراکز زلزله جهان است که در صورت بروز زلزله، بزرگي آن به طورقطع بالاي 6 ريشتر و به احتمال قوي بالاي 7 ريشتر خواهد بود و تا شعاع 100 کيلومتري خود را تحت الشعاع قرار خواهد داد و احتمالا تا شعاع 60 کيلومتري خود را ويران خواهد کرد. به گونهاي که بزرگي اثر تخريب را آن را ميتوان در حد بمباران اتمي هيروشيما و ناگازاکي برآورد نمود. علي رغم آرامش طولاني مدتي که در پليت تهران حاکم ميباشد« شيزوزفري» تهران داراي پتانسيل بسيار بالايي بوده و آرامش موجود آن بسيار شکننده و غيرقابل اطمينان است. قسمت اعظم امواج زلزله در پليت جنوبي گسل تهران به دليل کرنش گشتاوري داراي سيستم حجمي ميباشد و همزماني امواج فشاري PW و برشي افقي HSW با امواج برشي قائم VSW در پليتهايي مانند تهران موجب اثرات تخريبي بسيار بالايي ميگردند. به همين دليل است که يک زلزله به بزرگي 7 ريشتر بر روي دو سازه با مشخصات فني و محاسباتي يکسان در مناطق تکتونيکي متفاوت ميتواند اثرات تخريبي بسيار متفاوتي برجاي گذارد. به دليل اينکه دوسوم انرژي آزاد شده به صورت امواج قائم ميباشند، ساختمانهاي بلند خطرپذيري بسيار بالايي در کانون زلزله گسلي دارند. علاوه بر اين پليت تهران داراي گشتاور تکتونيکي صفحه جنوبي در اثر قرار گرفتن گسل در دامنه جنوبي رشته کوههاي البرز نيز ميباشد که ما اين مسئله را به طور کل ناديده ميگيريم و اين ضريب خطرپذيري ساختمانهاي تهران را حتي درصورتي که طراحي سازه با مباحث مقررات ملي و استاندارد 2800 بسيار دقيق صورت گرفته باشد (که چنين طراحيهايي با وضع فعلي هم بسيار نادر است) بسيار افزايش ميدهد. يعني لايهاي که منتهي به گسل ميباشد مانند تهران که به گسل البرز رسيدهاست، به دليل قرار گرفتن« اپي سنتر» در ژرفاي متوسط و تأثير گشتاوري آن، در انتهاي خود داراي اثرات تخريبي بسيار فاجعه بارتري نسبت به قسمتي که در تقاطع گسل قرار گرفتهاست، خواهد بود. به طور مثال جنوب تهران داراي خسارات بسيار بيشتري نسبت به مرکز تهران خواهد بود. همچنين به دليل قرار گرفتن تهران در تلاقي پليت با گسل، پيش لرزهاي در کار نخواهد بود تا مردم بتوانند قبل از فاجعه جان خود را نجات دهند اما پس لرزههاي شديد با فواصل زماني کوتاه در پي خواهد داشت. يعني زلزله تهران فاجعهاي بسيار بزرگ در تاريخ خاورميانه پس از قتل عام تمدنهاي عيلام و بابل بوده و تلفات و کشتههاي آن بسيار بيشتر از بمباران اتمي هيروشيما و ناگازاکي خواهد بود. اين به ما هشدار ميدهد که بايد با اتکا به دانشهاي پيشرفته سازه و آزمايشهاي فول اسکيل دقيق، دقت و حساسيت بيشتري در به کارگيري عوامل تأمين پايداري سازهها به کار بنديم و احتمالا ضريب A که به عنوان شتاب مبناي طرح در استاندارد 2800 مطرح ميباشد براي تهران بايد مقداري بيشتر از 35درصد و با محاسبات دقيق تعيين شود. اين مسائل ما را به سمت حساسيت بيشتر در جهت طراحي ساختمانها و تعيين مصالح و سيستمهاي سازهاي مشخص و کارآمد در جهت بر طرف ساختن نيازهاي طراحي و ارتقاي پايداري سازهها و تأمين امنيت جان و مال مردم در عين اقتصادي بودن هدايت ميکند. بدين جهت سازههايي مانند CFT و دالهاي بالوني و قابهاي سبک مانند قابهاي چوبيWF و فولادي LSF و بتنهاي سبک پرمقاومت و مصالح سبک مانند بلوک هاي« اتوکلاو»و «نانو اتوکلاو» و سيستمهاي يکپارچه مانند ICF اهميت بسيار زيادي دارند و اولويت انتخابي براي طراحي ساختمانها در شرايط تکتونيکي کشور ما و به ويژه تهران و ديگر شهرهاي بزرگ که عمدتا در پهنه لرزه خيز قرار دارند، به شمار ميروند.

دليل برتري LSF نسبت به ديگر نوع سازههاي مطرح صنعتيسازي چيست؟

سيستم LSF به دليل اينکه داراي ويژگيهاي خاصي است براي ما اهميت زيادي دارد. اين سازه داراي ويژگي بسيار بيشتري نسبت به ديگر سيستمهاي صنعتيسازي است که اهم آنها را در 6 مورد ميتوان ذکر نمود: نخستين مزيت سيستم سازهاي lsf آماده شدن تمام قطعات سازه و ساختمان براي نصب به صورت پيش ساخته ميباشد. پيش ساختگي موجب افزايش کيفيت ساخت و کاهش هزينههاي اجرايي کارگاه و تسريع در بهرهوري ميباشد و اين عامل در صنعتيسازي اهمت بسيار بالايي دارد. درحالي که بقيه سازههاي صنعتي و سنتي معمول چنين ويژگي مهمي ندارند. دليل دوم برتري lsf به جهت خشک بودن تمام عمليات ساخت آن و يا ميزان بسيار ناچيز مصرف آب در طول پروسه ساخت است، و اين عامل در شرايط منطقهاي کشور ما از لحاظ مصرف آب اهميت بسيار زيادي دارد. در شرايطي که اقليم و زيست بوم ايران به ويژه ازنظر تأمين آب به عنوان مهمترين عنصر حيات، برخلاف اظهارنظرهاي غير کارشناسانه برخي افراد مبني بر ظرفيت جمعيت 150 ميليوني، توان پاسخ دهي به جمعيت بيش از 40 ميليون نفر را ندارد و صنعت ساختمان در شيوه معمول يکي از پرمصرفترين صنايع به شمار ميرود، lsf به عنوان تنها گزينه مناسب خودنمايي ميکند.

دليل سوم برتري lsf کاهش مصرف مصالح آلاينده و مخرب محيط زيست مانند سيمان به يک دهم ميباشد. سيمان يکي از آلايندهترين صنايع در کشور ما است که هم در پروسه توليد و هم مصرف و هم پس از تخريب (به شکل نخاله) به دليل اينکه در توليد گازهاي کربني و ايجاد شرايط گلخانهاي در مسير توليد و همچنين محيط قليايي شديد و فقدان قابليت بازيافت کامل آن و حتي مساعد کردن فضاهاي مسکوني براي بيماريهايي مانند آرتريت يا روماتوئيد يکي از دشمنان اساسي محيط زيست ميباشد.

 دليل چهارم برتري lsf مزيتهاي سازهاي آن است. مزايايي از قبيل سبکي سازه که موجب سهولت در توليد و اجراي آن و همچنين کاهش جرم سازه و در نتيجه کاهش اثر شتاب در زلزله بر سازه و تأمين جاني و مالي مالکين و ساکنين ميگردد و همچنين نامعين بودن سازه که موجب راحتي ترميم و تعمير و تعويض آن حتي در شرايطي که قسمتي از سازه دچار خسارت يا خرابي گردد ميباشد. مجموع اين قابليتها موجب ميگردد تا قابليت ديگري به lsf افزوده شود و آن ارتقاي طبقات ساختمانهاي موجود بر اساس ظرفيت باربري سازه موجود تا ارتفاع حداقل يک و حداکثر سه طبقه ميباشد که ديگر سيستمهاي صنعتيسازي فاقد اين قابليت ميباشند. دليل پنجم برتري سازه lsf تجديدپذيري و بازيافت تمام قطعات و مصالح مورداستفاده آن در چرخه استفاده مجدد مصالح آن است. اين مصالح چه به صورت مستقيم و چه به صورت غيرمستقيم و چه به صورت تبديل يافته و چه به صورت اصل آن قابل بازيافت و استفاده مجدد است و درعين حال هيچگونه پرت مصالح يا نخاله کارگاهي در آن وجود ندارد که اين مزيت خاص در ديگر سازههاي صنعتي موجود وجود ندارد.

دليل ششم برتري سازه lsf توانمندي بالاي تلفيق پذيري آن با تمامي ديگر سازههاي متعارف سنتي يا صنعتي به صوت سقف و ديوار مستقل ميباشد که ميتواند مزاياي خود را به آنها انتقال دهد. به طور مثال بار گسترده ديوار پيراموني lsf زير 180 کيلوگرم و ديوار غير باربر آن زير 120 کيلوگرم ميباشد که به دليل تأثير اين شدت بار مرده بر کاهش مقاطع سازهاي و سبکسازي کل سازه و تأمين امنيت و پايداري و صرفه اقتصادي به همراه لحاظ نمودن سرعت ساخت و ديگر مزاياي آن تقريبا هيچ نوع ديواري قابليت رقابت با آن را ندارد.

دليل هفتم برتري سازه lsf مجموع ويژگيهاي خاص آن در مسائل شهرسازي و مديريت شهري آن است. فقدان اثرات تخريبي قابل اعتنا يا خطرآفرين در زمان بروز حوادثي مانند زلزله به دليل سيستم يکپارچه مصالح و سبکي آن و نامعين بودن سازه، يا فقدان آلايندگي محيط شهري در زمان عمليات ساختماني به جهت خشک بودن و پيش ساخته بودن تمام مصالح و قطعات سازهاي و ساختماني بودن آن و فقدان آلايندگي صوتي به جهت سبک بودن عمليات ساختماني آن ميباشد. واقعيت اين است که ما ناگزير از صنعتيسازي و ناچار به استفاده از LSF هستيم.