نشریه شماره   159   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

حافظ بنای مساجد باشیم


گروه معماری و دکوراسیون: بافت مذهبی شهرها دارای ویژگی و مشخصه هایی است که آن را از بافت‌ها و پهنه های پیرامونی و نیز از سایر قسمت های شهر متمایز می کند و نگاه ویژه مدیریت شهری به این مناطق را نسبت به سایر مناطق ضروری می سازد.

در شرایط فرهنگی و اجتماعی حاکم بر یک جامعة اسلامی خصوصا ایران، لزوم پرداختن به مسائل و مشکلات مدیریتی این بخش، بیش از پیش آشکار می گردد. ادارۀ بافت مذهبی همواره با چالش‌هایی چون خلاء تقسیم وظایف، عدم هماهنگی در ساختار، خلاء طرح ها و برنامه ریزی های راهبردی در حفظ، احیاء و ساخت بافت مذهبی، ضعف تشکیلات سازمانی و نیروی انسانی متخصص و کار آمد و عدم توجه و احساس تعلق شهروندان مواجه بوده است. شرایط حاکم لزوم آسیب شناسی و رفع نواقص را در این بخش بیش از پیش آشکار می کند.

ساخت مساجد در ایران و روند شکل گیری آنها بر ساخت و ساز شهری تأثیر زیادی داشته است و در مقابل معماری و شهرسازی نیز اثر خود را در شکل دهی به ساخت و ساز مسجد و دیگر بناهای مذهبی گذاشته است. با ورود اسلام به ایران نیاز به فضا و مکانی که متفاوت از بقیۀ ساخت و سازها بتواند نیاز معنوی مردم را که از دیرباز زمینۀ توحیدی داشتند، بر طرف نماید، بیش از پیش احساس می شد و در این زمان بود که مردمانی پرورش یافته در دامان هنر و زیبایی را بر آن داشت که اولین خشت‌های خام و تیرهای تراشیده شده چوبی را برای ساخت اولین بنای مذهبی آئین خویش مهیا سازند.

بعدها با تحولی بنیادین در کمال شگفتی بهترین و ماهرترین هنرمندان، هنر خویش را با معماری اصیل ایرانی درآمیختند و بناهای با شکوه مساجد را در پیش چشم انسان ها بر پا کردند. شکل گیری مساجد در نقاط متراکم و پر ازدحام شهر صورت گرفت و همین امر باعث شد که جایگاه ویژه ای در بین مردم پیدا کند که همواره در طول تاریخ پر فراز و نشیب آن، با نوعی احساس عمیق معنوی سرشار از احترام همراه بوده است.

زمانی که یک بنا مانند مسجد، از یک هویت تاریخی چند صد ساله در میان یک ملت بهره می‌برد، برای ماندگاری نسل تازة چنین بناهایی، لزوم تهیه و تدوین آئین نامه ها و ضوابط و مقررات مرتبط با مساجد از حیث مکان یابی، طراحی، تأمین منابع مالی و ... شکل تازه تری به خود می گیرد.

در سال های پس از انقلاب، مساجد همواره در کانون توجه دولت ها، بخصوص در حوزه مدیریت جامع شهری قرار داشتند و این باعث به وجود آمدن انسجام بیشتری در این بخش گردید، ولی به نظر می رسد به تدریج، چنان که شایسته است، این توجه تداوم نیافته و اهمیت این بخش اندک اندک از اولویت خارج شده است.در میان تمامی ارگان ها ، سازمان اوقاف به عنوان ارگان مرتبط با مساجد و ساخت و ساز آنها می تواند در این زمینه اقدامات مهم و سازنده ای به عمل آورد.

سعید معراجی، از کارشناسان این حوزه دراین باره به پیام ساختمان گفت: «در گذشته مساجد، مدارس، تکایا، حسینیه ها و دیگر بناهایی که کاربرد مذهبی داشته اند از عناصر مهم بافت محلات به شمار می رفتند، اما در این بین مسجد به جهت تمایز از دیگر بناها در نحوه ساخت و ابداعات و نو آوری های به کار رفته و تلفیق آن با هنر اصیل ایرانی که میراث گذشتگان این مرز و بوم است، همواره مورد توجه ویژه بوده است. در گذشته، همین مسئله مساجد را هستۀ اصلی محلات مسلمان نشین قرار می داد و چون بسیاری از مراکز مورد نیاز مردم در جوار مساجد بنا می شد، لذا ارزش املاک و زمین ها در اطراف مساجد از سایر محلات بالاتر بود، که معمولاً مراکز خرید یا بازار و مراکز بهداشتی چون حمام و مراکز آموزشی مانند مدارس را شامل می شد. همین امر دلیلی بود که ساخت و طراحی مساجد از نظر فیزیکی و حفظ ظاهر آنها در کانون توجه قرار گیرد، چون علاوه بر این مسئله، طراحی صحیح، بر معنویت مسجد نیز می افزود.

وی ادامه داد: متأسفانه امروزه فعالیت در بخش ساخت و سازهای مذهبی شکل متفاوتی با گذشته به خود گرفته است. در بخش تعمیرات، اقدامات صورت گرفته منجر به ایجاد صدمات در بناهای با شکوه گذشته شده و در بخش ساخت و ساز به معماری اسلامی و ایرانی آسیب زده است. گویی تاریخ، اقلیم، مصالح مقاوم بومی و نوع معماری مناطق که هریک شیوه منحصر به فرد خود را داشته اند، به فراموشی سپرده شده است».

معراجی لزوم تغییر نگرش و دیدگاه جامعه و سازندگان و طراحان را ضروری دانسته و آن را نیازمند بررسی علمی و کارشناسی می داند و معتقد است: «گذار از گذشته به حال و مدرنیته موجب انفصال و انفکاک بین نسل ها شده، به نحوی که نسل جدید نه به طور کامل دستی در گذشته دارد و نه برنامه ای برای آینده و اینجاست که فعالیت درحوزه فضاسازی های دینی مشکل تر می شود و ایجاد جذابیت که مهمترین بخش آن هم به شمار می رود، در این بناها سخت تر خواهد شد».

امروزه برای ساخت مساجد مکان یابی صحیح و نیازسنجی به درستی صورت نمی‌گیرد. لذا در برخی مناطق شاهد ده ها مسجد هستیم و در برخی مناطق مساجد کیلومترها از هم فاصله دارند. مدیریت شهری و طراحی شهری در این زمینه مسئولیت را از خود سلب نموده و از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کرده است. افراط و تفریط نیز آفت دیگری است که گریبانگیر این بخش از ساخت و ساز شده است. در برخی مساجد تا زمانی که وارد نشویم متوجه نمی شویم در مسجد هستیم! نه مناره ای، نه گنبدی و نه درب و پنجره ای که اصالت معماری اسلامی را نشان دهد و جلوه گاه هنر ایرانی باشد. خشت و گل و آجر، جای خود را به سیمان داده و کاشی تبدیل به سرامیک شده است، گچ بری ها و خطاطی داخل مساجد با تابلو، بنر و نقاشی معاوضه شده و مناره های با شکوه تبدیل به آهن پاره هایی شده اند که در شمال کشور به صورت پیش ساخته وجود دارند، بدون اینکه سنخیتی با نوع بنای مسجد داشته باشند. از جهت ابعاد و ارتفاع نیز، در هر نوع بنا و هر ارتفاعی قرار می گیرند و بعد از مدتی رنگ و رو رفته و زنگ زده، زشتی باطن خود را آشکار می سازند، در حالی که گلدسته هایی با قدمت صدها سال هنوز بر بام مساجد و پهنای آسمان خودنمایی می کنند».

این کارشناس در پاسخ به این سئوال پیام ساختمان که آیا هنوز انتظار دارید مساجد را با خشت و گل بسازند، می گوید: «امروزه خشت و گل در کار نیست، اما عقل حکم می کند معنویت ظاهری و شکوه اسلامی بنای مساجد را با آهن و میلگرد معاوضه نکنیم. اگر لازم است تا یک بنای خشتی تعمیر شود باید با خشت تعمیر شود و اگر نمای دیوار کاه گل است باید به همان صورت حفظ شود و همین موضوع رسالت سازمان میراث فرهنگی را صد چندان می کند و مهم تر از آن، باید برای جبران فقر علمی و اطلاعاتی مهندسان در حوزۀ معماری ایرانی - اسلامی، با بهره گیری از استادکاران و معماران قدیم، استادکاران جدید تربیت شوند. همچنین شکوه و رونق کارگاه های کاشی سازی و کاشی پزی از سر گرفته شده و با به خدمت گرفتن دانش گذشتگان در فناوری امروز، گذشته معماری را احیا کنیم. متأسفانه تجدید خواهان علم معماری امروز، نه سبک گذشته را می پسندد و نه حرفی برای آینده دارند».

معراجی می افزاید: «عقل سلیم حکم می کند مسجدی که در گردنۀ بیدسرخ ساخته می شود با مسجدی که در قصرشیرین ساخته می شود، متفاوت باشد چرا که جنس مصالح و نوع آن، نوع معماری و صدها ظرافت ریز و درشت دیگر موجب خواهد شد ضمن حفظ سرمایه های ملی و معنوی، ریشه های نهفته در ساخت و ساز مذهبی را زنده کنیم».

وی یکی از موانع و مشکلات در ساخت و ساز مساجد را، از نظر سخت افزاری، نبود معماران و استادکاران سنتی کار و عدم تبحر مهندسان و معماران امروزی می داند و می گوید: امروز نه از معماران و استادکاران گذشته که ساعت ها وقت خویش را صرف تراشیدن یک قطعه آجر برای قرارگرفتن در گوشه ای از بنا می کردند، خبری هست و نه از مهندسان و استادکارانی که بتوانند با استفاده از فن و هنر خود طرحی نو در اندازند».