هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   200   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معمار باید باستان شناس باشد

گروه معماري و دکوراسيون : با آنکه هنرمندان، معماران و شهرسازان در سراسر جهان براي مدرن کردن فضاهاي شهري تلاش ميکنند، هنوز هم نميتوانند بدون توجه به سبک معماري اسلامي- ايراني قدم از قدم بردارند. به اعتراف بسياري از معماران و هنرمندان برجسته جهان، سبک معماري اسلامي-ايراني يکي از الهامبخشترين منابعي است که اين افراد براي ارائه آثار هنري خود در گوشه و کنار جهان همواره به آن مراجعه کردهاند. نفوذ نقشها، طرحها و معماري اسلامي، شرقي، اسلامي _ ايراني در بناها و عمارتهاي غربي در يکي دو دهه گذشته چندان زياد است که توجه بسياري از صاحبنظران اين حوزه را به خود جلب کرده.است حال اين نوع معماري در کشور ما با اما و اگر به کار گرفته ميشود . براي واکاوي بيشتر چرايي اين موضوع با چند کارشناس صحبتهايي داشتيم که در ادامه ميخوانيد:

کرباسي استاد دانشکده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي، مفهوم اسلامي بودن در معماري را متضاد با معماري امروز جامعه دانست و گفت: ما از ظاهر معماري براي اسلامي کردن بهره ميبريم، درحاليکه از باطنش غافل هستيم. وي افزود: اسلامي بودن در معماري يعني معماري اخلاقي، معماري که ناقض عدالت نباشد و از همه مهمتر آنکه تأکيد دارد به ارزش نهادن به طبيعت . تمامي اين موارد در کنار بهروز بودن در اسلام نکاتي است که در معماري اسلامي بايد به آن توجه شود؛ درصورتيکه امروز معماري ما تمامي اين موارد را زير پا گذاشته است.

وي ادامه داد: بهعنوانمثال در ضوابط معماري امروز جامعه ما نور در نقطه و فضاي خاص محدودشده است، حال اگر معماري با خلاقيت قصد داشته باشد نور را وارد بنا کند با قوانين خاصي روبهرو ميشود که مانع خلاقيت در معماري و رشد معماري بومي ميشود که زاييده افکار همين سرزمين است.

اين استاد دانشگاه، ضعف رسانهها در معماري را قابلتوجه دانست و گفت: رشد سلايق عمومي مردم جامعه در درجه اول بر عهده رسانههاست که متأسفانه با کمي دقت ميتوان پي برد در اغلب برنامههاي تلويزيوني و حتي فيلمهاي سينمايي از توجه به معماري غافل هستيم درحاليکه اين غفلت يعني ساخت معماري آشفته در اذهان عمومي.

کرباسي ساخت بناها به شمايل ميراث فرهنگي را تنها از سوي نهاد ميراث فرهنگي کافي ندانست و مشارکت تمامي ارگانها را در حفظ و مرمت اين آثار خواستار شد.

ارگانها دندان طمع را بکشند

دکتر ساناز افتخار زاده در مورد معماري اسلامي گفت: معماري بايد نمايانگر هويت باشد؛ اگر به آن مانند شاخصهايي که در کوچه و بازار ميبينيم ،نگاه کنيم و هويت را از ميان کوچهبازار پيدا کنيم، همين ميشود که امروز در معماري ميبينيم چراکه هويت، فرهنگ کوچه و بازار نيست بلکه فرهنگ متعالي است که بايد براي يک جامعه تعريف شود.وي افزود: فرهنگ را بايد در شاهنامه و شاخصهاي هنري و ادبيات برجايمانده که در تمام دنيا به انواع مختلف از آنها بهره ميبرند جويا شد و در اين مسير از بايدها و نبايدها در توليد آثار هنري کمتر کرد تا بتوان فرهنگي مختص به ايران را ساخت اما امروز اتفاقي که در جامعه فرهنگي ما افتاده درست مقابل اين بحث است چراکه گروههايي موردحمايت قرار ميگيرند که نميتوانند توليدکننده علم و فرهنگ باشند و در راستاي آن نميتوان معماري شايسته مردم جامعه را عرضه کرد.

افتخار زاده ادامه داد: اين گروهها با واردکردن قوسها که قسمتي از معماري گذشته است، ادعا ميکنند معماري را اسلامي کردند درحاليکه يک معمار بايد باستانشناس باشد و بافت تاريخي را بشناسد و مفهوم و معنا را از معماري گذشته با ظاهري امروزيتر در جامعه رواج دهد. از سوي ديگر نبايد فراموش کرد که ارگانهاي ادارهکننده شهر و معماري بايد دندان طمع را بکشند تا بتوان در مسير اصلاح معماري پيش رفت.

معماران مسئول آشفتگي معماري هستند

پريسا عليمحمدي، عضو هيئتعلمي دانشگاه آزاد اسلامي نيز نقش معماران را در بروز آشفتگي معماري امروز بسيار مهم دانست و گفت: نبايد از ياد برد که مسئوليت قسمتي از اين آشفتگي بر عهده خود ما معمارهاست که بسيار جاي نقد دارد چراکه معماري از لحاظ تئوري و عملي دچار آسيبهاي فراوان شده است لذا بايد در اين حوزه به بررسي بيشتر پرداخت.وي خاطرنشان كرد: بهتر است در مفاهيم معماري، به معماري خوب و شايسته که به گذشته وابسته نيست و به دنبال رشد و تعالي هويت امروز است، نگاه کنيم.  وي افزود: اين فقدان را ميتوان در کتابهاي معماري بهوضوح ديد چون کتابهاي امروز معماري هيچگونه نگاه عميقي به معماري ندارند بهگونهاي كه يا ترجمه هستند يا بسيار سطحي به مقوله معماري بومي پرداختهاند.

علي محمدي همچنين داشتن آزادي در معماري را، راز رسيدن به معماري وابسته به افکار ايراني دانست و گفت: معمار گذشته با آزادي به معماري رسيده بود که آن آزادي با انديشه و فلسفه آميخته بود؛ درنتيجه نوعي معماري ظهور کرد که امروز افتخاري براي هر ايراني است. وي خاطرنشان کرد: متأسفانه ضعف معماري امروز به دليل فقدان انديشه و فلسفه و ضعف زيرساختهايي همانند انسانشناسي و روانشناسي هنر و فلسفه است.

نبايد کيفيت را فراموش کنيم

کوروش رفيعي، کارشناس ارشد معماري ، کيفيت و مقاومسازي در ساختوساز را امري مهم در سياستگذاريهاي مربوطه دانست و گفت: در همه جاي دنيا شايد يک درصد از بناها ارزش معماري دارند و مابقي کاربردي هستند. وي افزود: در اين مسير نبايد فراموش کرد که در فضاهاي کاربردي نگاه به مقاومت ساختمانها بخصوص در شهري مانند تهران که هرروز خطر زلزله آن را تهديد ميکند بسيار مهمتر از بحث معماري بناها است؛ از سوي ديگر ما نبايد کيفيت را فراموش کنيم زيرا کيفيت ،کميت را ميسازد، بنابراين ساخت سازههاي مقاوم بايد در رأس هر سياستي در ساختوساز قرار گيرد.

توليد علم نداريم

شهرام گل اميني، سردبير يک نشريه معماري نيز عدم توليد علم بهويژه علوم انساني را مهمترين دليل عقبماندگي معماري در ايران دانست و گفت: در جامعه امروز معماري، در حوزههاي مختلف بايد به توليد علم پرداخت زيرا تا زماني که جامعهشناس ما از اصول جامعهشناسي غرب بهره ببرد، معماريمان نيز بهجايي نميرسد.

نگاه آزادانه در معماري جاي تأمل دارد

اميرمحمد خاني، رئيس بنياد معماري انقلاب اسلامي نيز در اين مورد گفت: نگاه آزادانه در معماري جاي تأمل دارد ولي نبايد فراموش کرد در دورههايي از تاريخ معماري که بسياري از آثار بهجامانده از آن دوره موردقبول خاص و عام است محدوديت وجود داشته است؛ همانند ممنوع کردن استفاده از سنگ مرمر در نما که بعدها ميبينيم روانشناسان آن را مصلحتي عنوان ميکنند.