هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   200   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری مدرن در ایران شکست خورد

پانزدهمين نشست معماري با هدف گردآوري نظرات معماران برجسته در حوزه آينده معماري ، نهم ديماه با مشارکت موسسه مطالعات راهبردي معماري ايران برگزار شد.

در اين نشست بهرام شيردل، استاد معمار با استقبال از تهيه سند جامع معماري ، روش تهيه اين سند را بسيار مهم قلمداد کرد و در ادامه به بررسي روند معماري در ايران پرداخت و گفت؛ بنياد معماري انقلاب اسلامي که رسالت تدوين چشمانداز معماري را بر عهده دارد بايد در نظر داشته باشد که مهندس معمار را از معمار جدا کند زيرا اين دو بسيار با هم تفاوت  دارند. وي افزود: در مسير تدوين چشمانداز بايد با معماران روبهرو شويم چرا که نظريه و ايده از آن معمار است و متأسفانه امروز، در مورد آموزش و تربيت  معمار سؤالات بسياري وجود دارد.

شيردل ،ورود تاريخچه معماري آکادميک به ايران و فراگيري اين رشته تحصيلي را توسط دانشگاه ملي سابق دانست که برنامهاش را از آموزش معماري آمريکا الگوبرداري کرده بود و ادامه داد: ازآنجاکه در آن زمان مسئله، مهندسي معماري بود رفتهرفته برنامه دانشگاه تهران در سراسر کشور گسترش پيدا کرد و امروز آنچه داريم در دانشگاهها مهندس معمار است و اين نميتواند جوابگوي نياز معماري کشور ما باشد.

وي معماري گذشته ايران را الگوي جهاني براي دوره خودش قلمداد کرد که  بايد موردتوجه معماري معاصر باشد و اظهار داشت: براي آنکه بتوانيم چشماندازي از معماري ايران داشته باشيم، بايد ببينيم معماري در گذشته اين مرزو بوم چگونه بوده و امروز وضعيت معماري چگونه است. هيچکس نميتواند منکر تاريخ غني معماري ايران، لااقل تا اواخر قرن 18 ميلادي شود،زيرا ايران قرنها جايگاه نخست معماري جهان را داشته و براي جهان هزار سال معماري توليد کرده است و به يکباره در قرن 20 تهي از معماري ميشود. حال اين سؤال مطرح است که آنهمه تجربه و افتخار چه شد و چرا چيزي جايگزين اين فقدان نشد؟ بنابراين بايد ابتدا اين سؤال را پاسخگو باشيم که گذشته معماري ما چيست، اکنون معماري چگونه است و در آينده چگونه خواهد بود؟

اين استاد معمار با اشاره به برخي از معروفترين بناهاي دوران معاصر و کپيبرداري طرح اين بناها از ديگر آثار غربي، کپيبرداري در معماري را شروع افول معماري دانست و گفت؛  بناهايي که بسياري آنها را نمونه برجسته معماري معاصر يعني قبل از انقلاب ميدانند، بناهايي هستند که با الهام گرفتن و بهتر است بگوييم با کپيبرداري از بناهاي غربي ساختهشدهاند و اينها عواملي بودند که با دامن زدن به ترويج معماري غربي ، معماري ما را دچار بحران کردند.

شيردل با اشاره به سند چشمانداز معماري که توسط بنياد معماري انقلاب اسلامي در حال گردآوري است ،نياز به ايده معماري را از ديگر مسائلي دانست که در مسير گردآوري سند بايد موردتوجه دستاندرکاران قرار گيرد چرا که ايده غالب امروز در معماري يعني مدرنيزم محکوم به شکست است. وي افزود: وجود بنيادي به نام معماري انقلاب اسلامي که به دنبال تدوين سندي جامع براي تهيه ضوابط است، خود نشانگر آن است که«ايده معماري» که نياز سرزمين باشد وجود ندارد و بنياد معماري انقلاب اسلامي يعني عدم وجود نياز و ايده در معماري ايران.

شيردل با اشاره به اينکه ايده مدرنيزم يا معمار مدرن چشمانداز معماري غرب در قرن بيستم بود، تصريح کرد:اين جريان توسط لوکوربوزيه در کشورهاي برزيل و هند معرفي شد و در آنجا يک روندي را پديد آورد و در ايران نيز ايده معماري مدرن ناقص با اين تفکر که فرهنگ  و سنت ايران عقبافتاده است ، به وجود آمد درحاليکه مدرنيزم بايد اين سنت و فرهنگ را جايگزين کند و اين چشمانداز نتوانست موفق باشد؛ بهطوريکه ميتوان گفت پروژه مدرن در ايران شکست خورد زيرا معماران ايراني هيچچيز به آن اضافه نکردند که اين موضوع را در بناهاي دوران معاصر که افتخار معماري معاصر ناميده شدند، با کپي از آثار غربي ميتوان ديد. ايده معماري بايد مربوط به جغرافيا و جامعه ايراني باشد، ايده معماري آمريکا که اولين طرح جامعه معماري ايران است، در اين مرز و بوم کارايي ندارد و امروز اين تجربه را ميتوان با آلودگي شهر تهران بهوضوح لمس کرد.