نشریه شماره   200   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

شهرآیینه‌‌ فرهنـگ است

در نشست علمي باستانشناسي شهر که در فرهنگستان هنر با حضور جمعي از کارشناسان ارشد سازمان ميراث فرهنگي برگزار شد، سيد محمد بهشتي، توسعه شهرها را زماني موفق و پايدار دانست که با بررسي دقيق پيشينه شهرها همراه باشد. موضوعي که بهندرت در پروژههاي شهري لحاظ ميشود و سبب شده که به گفته او سر شهرهاي تاريخي قربتا الي الله بريده شود.

سيد محمد بهشتي، رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي، کامياب، مديرعامل سازمان زيباسازي تهران، احمدمحيططباطبايي، ناصر نوروز زاده چگيني، مهدي مجابي، حضرتيها رئيس اداره ميراث فرهنگي قزوين، حميده چوبک و هايده لاله در حالي در ميزگردي به سخنراني پرداختند که تمامي اين کارشناسان و متخصصان حوزه ميراث فرهنگي معتقد بودند توسعه ناپايدار شهرها به بافت و هويت تاريخي شهرها آسيب رسانده است. آنها در اين نشست تأکيد کردند تصميمگيري مديران شهري به دليل نداشتن آگاهي کافي از تاريخ شهرها سبب اتخاذ تصميماتي شده که شهرها را با چالش جدي مواجه کرده است.

 بهشتي در نشست علمي باستانشناسي شهر، با تأکيد بر نقش و اهميت شهرها، در حالي شهر را بزرگترين دستاورد بشر عنوان کرد که به گفته او، شهر بزرگترين و شفافترين آيينهاي است که پيشروي فرهنگ قرار ميگيرد. رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي اظهار داشت: درحالحاضر شهرها با توجه به جريان زندگي به ناگزير دچار تغيير و تحولات گستردهاي ميشوند که براي پيدا کردن ردپاهاي گذشته و شناخت يک شهر به بخشي مراجعه ميشود که زير سطح شهر است و کمتر دچار آسيب و دگرگوني شده و اسناد خالصتري را ارائه ميدهد.

وي گفت: درحالحاضر در زمينه باستانشناسي شهر، فعاليتهاي باستانشناسان بسيار اندک بوده است. ممکن است آثار در شهرها مورد مطالعات باستانشناختي قرار گرفته باشد اما کمتر پيشآمده که شهرها موردمطالعه قرار گيرند. اين در حالي است که اگر پرداختن به اين موضوع شکل جدي پيدا نکند نهتنها از شناختن شهرها محروم ميمانيم که شهرها را نيز از مطالعات باستانشناختي محروم کردهايم. درحاليکه شهرهاي تاريخي نيازمند فعاليتهاي باستانشناسي هستند.

 بهشتي اما باستانشناسي شهر را خوانشي از قسمتهاي سفيد اوراق شهر بيان کرد و گفت : «باستانشناسي شهر خواندن قسمتهاي سفيد اوراقي است که کمتر به آن پرداختهشده است. موضوعي که تنها خاص حکومتها و شخصيتهاي خاص نيست چراکه در شهرها مردم زندگي ميکردند و از خودشان آثار باقي گذاشتهاند. بهعنوانمثال، وقتي ميگوييم شيراز تصور ما ساختمانهايي است در هم تپيده درحاليکه وقتي صحبت از شهر ميشود صحبت از يک منظومه زيستي ميشود.وي تأکيد کرد: تأثير شناخت شهرها اين است که خروج از تاريکي و ورود به روشنايي را ميسر ميکند. اگر شهرها شناخته شوند نوع رفتار با شهر نيز تغيير ميکند و آن زمان است که ديگر قربتا الله سر شهر را نميبريم.

 به گفته رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي، اگر مديران شهري تصميماتي از سر ناآگاهي ميگيرند و فعاليتهايي انجام ميدهند که به پيکره تاريخي و هويت شهر ضربه ميزند به اين دليل است که در تاريکي قرار دارند. حتي اگر نيت برخي از آنها خيرخواهانه باشد اما عملاً شهرها را با بحرانهاي جدي مواجه ميکنند.

بهشتي معتقد است، اگر وضعيت زمينشناختي شهري بهگونهاي است که امکان زيست را سخت ميکند نبايد آن را تغيير داد بهعنوانمثال، اگر شهري کنار گسل بنا شده بايد شيوه زيستن کنار گسل را ياد گرفت نه اينکه شهر را فريز يا در قرون گذشته حبس کرد. درواقع بهترين راه پاسخ به جريانات زندگي اين است که اصل شهر و موجوديت تاريخي آن را حفظ کنيم.

وي گفت: اگر شهر درست شناخته شود و مديران شهري در روشنايي شناخت قرار بگيرند هيچ مانعي براي معاصر شدن و توسعه شهري وجود ندارد. حافظ 700 سال گذشته گفت خوشا شيراز و وضع بيمثالش / خداوندا نگهدار از زوالش. اين بيت حافظ شايد نشان از آيندهنگري و نگراني از مديريت نسلهاي امروزي دارد. درهرصورت اميدواريم دعاي حافظ مستجاب شود و شهرها بر اساس اصالتها و تعريف پروژههايي که حاصل کار علمي عميق نسبت به گذشته است، توسعه پيدا کند.