هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   200   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

انتقال آب ميان حوضه‌اي چاره كار نيست

چالش خشكسالي و بحران آب پديدهاي است كه بيشتر كشورهاي جهان به نوعي با آن مواجه هستند، هرچند برخي از كشورها مانند ايران تهديد آن را بيشتر از ديگران احساس ميكنند و به نوعي مباحث خشكسالي وارد حوزه عمومي و گفتگوي روزانه شهروندان شدهاست. اين هشدارها کشورهاي جهان را به يافتن راهکاري براي مقابله با اين تهديد روزافزون واداشته و در اين بين واردات آب و انتقال آب بين حوضهاي از اقبال بيشتري برخوردار است. گرچه در نگاه نخست اين راهكار اميدهايي را ايجاد كردهاست اما با ديدي كارشناسانه مشخص ميشود اين نظريه نيز داروي شفابخشي نيست كه بتواند اين درد را درمان کند. در كشور ما ساليان سال است که روياي انتقال آب خزر و خليج فارس به كوير مركزي ايران فکر و ذهن افراد زيادي را به خود مشغول كردهاست اما پس از هر بار پيگيري با موانع مالي، زيست محيطي و جغرافيايي برخورد ميكند. به گونهاي كه پرويز كردواني استاد دانشگاه تهران هشدار ميدهد كه فكر تغيير آب وهوا از طريق انتقال آب را بايد به فراموشي سپرد.

بااين حال اكنون تنها روياي تغيير آب وهوا نيست كه مسئولان را به فکر انتقال آب مياندازد بلكه چالش اصلي كمبود آب شيرين است كه مناطقي از کشور را تهديد ميکند. اما اين راهكار چه موانعي دارد و در چه صورتي اين شيوه مؤثر واقع خواهد شد.

معيارهاي جهاني انتقال آب بين حوضهاي

حميد چيت چيان وزير نيرو در مورد انتقال آب كوهرنگ به زاينده رود ميگويد: در انتقال آب بين حوضهاي مقررات و اصول سختگيرانهاي توسط سازمان يونسكو مصوب شده و بايد در چارچوب آن عمل کرد. وي ميافزايد: طرحها بايد در شوراي عالي آب مطرح شده و تمام جوانب زيست محيطي، اجتماعي، اقتصادي و آن سنجيده شود و پس از آن به تصويب برسد.

معيارهايي كه آقاي وزير به آن اشاره ميكند شامل 5 معيار اصلي است كه عبارتند از:

ناحيه مقصد بايستي، در صورت استفاده از منابع جايگزين تأمين آب و تمامي اقدامات منطقي براي کاهش تقاضاي آب، باز هم در تأمين نيازهاي فعلي و پيش بيني شده، کمبود جدي داشته باشد.

توسعه آتي حوضه مبدأ نبايستي به سبب کمبود آب، با محدوديت چشمگير روبه رو شود، اگر حوضه مقصد، زيانهاي وارده به حوضه مبدأ را جبران کند، طرح انتقال ممکن است توجيه پذير باشد.

ارزيابي جامع پيامدهاي زيست محيطي بايستي نشان دهد که سطح معقولي از قطعيت وجود دارد که طرح انتقال، به شکل اساسي کيفيت زيست محيطي را در حوضه مبدأ يا مقصد تخريب نميکند. چنانچه هزينههاي جبران خسارت زيست محيطي فراهم شود، طرح انتقال ممکن است توجيه پذير باشد.

ارزيابي جامع پيامدهاي اجتماعي- فرهنگي بايستي نشان دهد که سطح معقولي از قطعيت وجود دارد که طرح انتقال، سبب بروز اختلال اساسي اجتماعي- فرهنگي در حوضه مبدأ يا مقصد نخواهد شد. بااين حال طرح انتقال، چنانچه پرداخت غرامت براي جبران زيانهاي اجتماعي- فرهنگي فراهم شود، ممکن است توجيه پذير باشد.

منافع خالص ناشي از اجراي طرح بايستي عادلانه ميا ن حوضههاي مبدأ و مقصد تقسيم شود.

تجربه ايران در انتقال آب ميان حوزهاي

نخستين تونل كوهرنگ براي انحراف آب سرچشمه دو رود بزرگ كارون و زاينده رود به زاينده رود در سال 1333 صورت گرفت كه اين تونل به طور متوسط ساليانه حدود 300 ميليون مترمكعب آب را انتقال ميداد. در ادامه آن تونل دوم و سوم نيز در سالهاي 1366 و در سالهاي اخير زده شد كه با احداث تونل بهشت آباد اين پروسه ادامه پيدا كرد. بيشتر حجم آب انتقالي براي صنايع فولاد و ذوب آهن اصفهان صرف ميشود.

طرح ديگري نيز براي انتقال آب از سرشاخههاي دز در استان لرستان به حوضه مركزي ديده شده كه با هدف تأمين آب شرب درازمدت شهرهاي قم، گلپايگان، خمين، محلات، خوانسار و سلفچگان و نيازهاي صنعتي منطقه اجرا شد. در برآورد خشكسالي و مشكلات ناشي از تنش آبي تمام اين شهرهاي ذکرشده در صدر ليست قرار داشتند.

طرح ديگري نيز براي انتقال آب رودخانه سيروان در استان كردستان اجرا شد. با احداث تأسيساتي از قبيل سدهاي ذخيرهاي، انحرافي، تونلها و كانالهاي انتقال آب، امكان بهره برداري بهينه از پتانسيل اين رودخانه مرزي فراهم شدهاست.

انتقاد از انتقال آب ميان حوضهاي در كشور

كارشناسان پروژههاي انتقال آب را همانند پروژههاي سدسازي در مشكلات آبي حوزههاي آبي مؤثر ميدانند. اسماعيل كهرم كارشناس محيط زيست در اين زمينه ميگويد: كارنامه دولتها در زمينه انتقال آب ميان حوضهاي نشان از آن دارد كه برنامهريزيها بر اساس معيارهاي جهاني و توسعه پايدار صورت نگرفتهاست.

اين استاد دانشگاه با انتقاد از عملکرد دولت در ارتباط با سياستهاي سدسازي و نيز وضعيت درياچه اروميه گفت: در ايران هم اگر ضعف مطالعات ادامه پيدا کند، وضع منابع آبي کشور بدتر ميشود. بايد بگويم دستکاري کردن رودخانه مثل احداث سدها نياز به مطالعات جامع و عميق دارد. الآن 35 سد روي رودخانههاي منتهي به درياچه اروميه زدهايم و آن را خشک کردهايم و بعد يک لايحه دو فوريتي به مجلس ميفرستيم تا موافقت کنند که آب را از رود ارس به درياچه اروميه منتقل کنيم.

محمد درويش، عضو هيئت علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور نيز با اشاره به اينكه انتقال آب بين حوضهاي چاره كار نيست، ميگويد: پس از احداث صنايع فراوان در اصفهان، هرچند سال يکبار آورد رودخانه زاينده رود را با احداث تونلهاي کوهرنگ 1 و 2و 3 و اخيرا تونل بهشت آباد افزايش دادهايم ولي باز پاسخگو نيست و مشاهده ميکنيم که اول گاوخوني و بعد زاينده رود را از دست مي دهيم.