بـم‌هــا در انتـــــظـار زلـزلــه

شمار نشریه : 200

گروه ساخت وساز: پنجم دي ماه 82 بود که 40 هزار نفر از مردم شهر تاريخي بم در اثر وقوع زلزله زندگي را بدرود گفتند. زلزلهاي که ذاتا قصد نابودي ندارد بلکه عملکردهاي نسنجيده ما باعث ميشود اين مهمان ناخوانده مايه سيه روزيمان شود. عدهاي در همان لحظات اوليه زلزله و در حين خواب بدون اينکه مجال پناه گيري داشته باشند، از دنيا رفتند و عدهاي که ازقضا بيدار بودند يا ساختماني درخور نام زندگي داشتند، خودشان را نجات و در سوگ مرگ عزيزانشان ناله سر دادند.

مسئولان نيمه هوشيار

اين زلزله که تمام کشور را داغدار کرد به نوعي سنگ محک ادعاي ما بود. زلزله بم نشان داد آنچه ساختهايم درخور نام زيستن نيست و فقط گورهاي دسته جمعي براي خودمان ساختهايم. مردم خوابيدند چون آگاهي لازم را از مشکلات ساختمان در برابر زلزله نداشتند. مسئولان صنعت ساختمان هم به نوعي هوشياري لازم را نداشتند و تمهيداتي براي همزيستي با اين پديده طبيعي نينديشيده بودند. حتي بر اساس روايت شاهدان عيني پس از وقوع زلزله هم کمک رسانيها بسيار ديرتر از استانداردها صورت گرفت تا جايي که نخستين هواپيما براي کمک رساني هفت ساعت و 30 دقيقه پس از وقوع زلزله فرود آمد.

زبان زمين رياضي نيست

اينکه ميگويند زلزله خبر نميکند، حرف درستي است. حتي زبان زلزله زبان آمار و رياضي نيست و علم را هم مبهوت کردهاست. ساکنان ميگفتند اينجا هيچ وقت زلزله نيامدهاست و گسلها فعال نيستند اما به قول دکتر عکاشه پدر زلزله شناسي ايران از اساتيد زلزله شناسي «زبان زمين رياضي نيست» زلزله بم نشان داد که بايد آمادگي بسيار زيادي داشته باشيم و اين پديده را باور کنيم.

هنوز درس نگرفتهايم

بعد از زلزله بم، بلافاصله يک موج احساسي در کشور پديد آمد که چون با عقلانيت و ثبات قدم همراه نبود، به نتيجه کامل نرسيد. تدوين آيين نامهها از جمله آيين نامه 2800 يکي از کارهايي بود که انجام شد اما در ميدان عمل از سوي مسئولان پيگيري نشد تا معلوم شود مشکل ما عمل نکردن به آيين نامهها، فقدان وحدت دستگاهها و عدم استفاده از قابليتها براي ارتقاي کيفيت ساخت وساز است. همچنان که در سالهاي بعد هم شاهد تلفات ناشي از زلزله بوديم و بزرگترين آنها که تلفات چند هزارنفري داشت، زلزله ورزقان بود. نگاهي به زلزله بم و زلزله ورزقان نشان ميدهد تفاوت چنداني از نظر ارتقاي کيفيت ساخت وسازها به وجود نيامدهاست. علاوه بر اين بسياري از ساخت وسازهاي ما از همان ابتدا فرسوده هستند، حدود 74 هزار هکتار بافت فرسوده در کشور داريم که همانند بمب ساعتي عمل خواهند کرد و کافي است زلزله نه چندان شديدي بيايد تا حوادثي به مراتب بزرگتر از بم به وقوع بپيوندد. جالب اينکه بعد از وقوع حوادثي مانند بم و مرگ دهها هزار نفر دولت هزاران ميليارد تومان صرف بازسازي ميکند اما حاضر نيست قبل از بروز حادثه نصف همين مبلغ را براي نوسازي اين بافتها و تعريض معابر هزينه کند. همچنين در بسياري از روستاها هم به دليل اينکه تمکن مالي ندارند و قادر به نوسازي نيستند، دولت بايد تا حد امکان از طريق توانمندسازي براي ساخت خانههاي پيش ساخته و حتي کانکسهاي آماده آنان را از گزند زلزله در امان نگه دارد. بنابراين مسئولان ما بايد آگاه باشند که بمهاي زيادي هنوز در انتظار زلزله هستند و از سوي ديگر مردم هم تا جايي که در توان دارند، براي نوسازي يا حداقل مقاومسازي ساختمانها آستين همت بالا بزنند.