هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   199   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

مسکن مهر بهتر از هیچ بود !

خداحافط اي پاييز. خداحافظ اي فصل به اسم باراني و به رسم بي باران. خداحافظ اي فصل وارونگي هوا. فصل تنگي نفس. فصل سرفه و ماسک. و سلام به زمستان. سلام به سردي هوا. سلام به برف و باران شديد. سلام به سدهايي که در اين فصل پر از آب مي شوند (لال از دنبا نروي بلند بگو آمين) سلام به آخرين فصل سال. و سلام به شما. سلام به مخاطبان هميشه همراه پيام ساختمان. سلام

گره خوردن همه چيز به همه چيز

آيا مسکن به سياست گره خورده است؟ اين هم شد سوال؟ چي به سياست گره نخورده است؟ تازه همين سياست هم به اقتصاد گره خورده است! اقتصاد هم به مديريت و مديريت به فرهنگ و فرهنگ به هنر و هنر به دانشگاه و دانشگاه به دولت و دولت به نفت و نفت به سياست! بعد همه اينها به افکار عمومي و تصور و توقع مردم از دولت گره خورده است. مردم ما هم که به قول معروف عقلشان به چشمشان است و چشمشان به دستشان است و گوششان به دهانشان است! بعد شما وسط اين شلوغ بازار، مي گويي مسکن به سياست گره خورده؟ اگر راست مي گويي آن چيزي که به چيزي گره نخورده را پيدا کن، بعد بيا بگو. آفرين پسر خوب، پيدا کن!

اطلاع رساني كمرشكن!

آقايان، خانم ها، لطفا درست اطلاع رساني کنيد. امروز يک نفر به ما گفت وزير نيرو در جلسه صبحانه کاري اتاق بازرگاني گفته «قيمت آب و برق براي مردم کمرشکن شده است» و بعد هم از ناراحتي اين موضوع، صبحانه کاري را نيمه کاره رها کرده و رفته! آقا ما را مي گويي، همين طور انگشت به دهان مانده بوديم که مگر هنوز چنين مديراني هم پيدا مي شوند. بعد هم با ترديد اول «استعفاي وزير نيرو به خاطر مردم» را در گوگل جستجو کرديم و چون چيزي پيدا نکرديم «اخراج وزير نيرو به خاطر اعتراض» را وارد کرديم و بعد از چندين بار جستجو در گوگل در نهايت قضيه را فهميديم و ديديدم نخير، جناب وزير گفته «هزينه آب و برق براي وزارت خانه کمر شکن است»! بعد هم صبحانه کاري را ساعت هشت و نيم صبح، نيمه کاره رها کرده و رفته تا با وزير نيروي يک کشور ديگر ديدار کند و لابد صبحانه کاري را در آنجا ادامه بدهد. ما را بگو تازه داشتيم کمر راست مي کرديم ها!

ده.........ن ما را باز نکنيد!

«ته.........ران، اين بار جاهاي خالي را پر نکنيد»! ما پر نکنيم؟ نه، واقعا ما پر نکنيم؟ ما سر پيازيم تا ته چغندر که بخواهيم جاهاي خالي تهران را پر کنيم يا نکنيم! ما همين که بتوانيم از صبح تا شب کار کنيم تا از پس کرايه خانه و رفت و آمد و هزينه آب و برق و گاز بر بياييم کلي شاهکار کرده ايم. بعد شما به ما مي گويي جاهاي خالي تهران را پر نکنيم؟ بيلبوردهاي ميليوني هوا مي کني که آموزش شهروندي به ما بدهي؟ بهتر نيست اين را به آنهايي بگوييد که 18 آذرماه  همين امسال، يعني همين دو هفته پيش 300 درخت را شبانه و با بلدوزر در منطقه دارآباد ريشه کن کردند تا به جايش برج بکارند؟! به نظرت نبايد به آنهايي بگوييد که چنين مجوزهايي مي دهند؟ پر کردن جاهاي خالي تهران کار کساني است که حتي به کاخ ثابت پاسال هم رحم نمي کنند و مي خواهند به جايش «مال» بسازند، تراکم را پيش فروش مي کنند و به قولي تا 30 سال آينده پيش فروش شده است. حالا کج بنشين و راست بگو: جاهاي خالي در تهران را چه کساني پر مي کنند؟.

هيچ به از پوچ!

مي گويند دروغ بر سه نوع است: دروغ ساده و معمولي، دروغ شاخدار، آمار! نظر به همين واقعيت، وودي آلن مي گويد: 74 درصد آمارها ساختگي است! البته اگر نظر من را خواسته باشيد مي گويم اين آمار خيلي دقيق نيست. درستش 74 درصد مميز 345 است! بله، در کار آمار دادن بايد دقيق بود. کساني هم که بلد نيستند به شکل دقيق و درست از آمارها استفاده کنند مي توانند به همايش ها و کنفرانس هاي متعدد و ريز و درشتي که در سطح کشور برگزار و عملکرد دولت هاي پيشين نقد مي شود مراجعه کنند. مثلا ما در همايش توسعه سياست هاي مسکن در دانشگاه تهران شرکت کرديم و چيزهاي زيادي ياد گرفتيم. مثلا فهميديم مسکن مهر چيز خيلي بدي بوده و آمار خيلي چيزهاي منفي را رشد داده و باعث سقوط آمار امور مثبت شده است. البته ذکر آن همه آمار و نمودار و پاورپوينت و جداول و هيستوگرام خارج از حوصله اين بحث است ولي مهم جان کلام است. جان کلام اين است که مي تواني به قد عمر يک دولت، از عملکردهاي دولت هاي گذشته انتقاد کني بدون اين که خودت آجر روي آجر بگذاري! از قضا در همان همايش دکتر حناچي که خودش معاون وزير راه و شهرسازي است اعلام کرده «وجود طرح ناقصي مانند مسکن مهر بهتر از نبود هرگونه طرح در زمينه مسکن است». به زبان ساده تر «مسکن مهر بهتر از هيچ بود»! از قضا ما هم که اين روزها فقط «هيچ» مي بينيم معتقديم: هيچ بهتر از پوچ است! 

سرزمين بي نظيرها!

واقعا که موهبتي است زيستن در سرزمين بي نظيرها! از يک طرف مسکن مهر اقدامي بي نظير در بي انضباطي مالي خوانده مي شود و از طرف ديگر از بدهکاري 11 هزار ميليارد توماني بانک مسکن به مسکن مهر که براي خودش رکورد بي نظيري است خبر داده مي شود. فقط اشکالي که اين وسط وجود دارد گذشته از اين که هنوز معلوم نيست از 47 هزار ميليارد تومان خط اعتباري مسکن مهر چه قدر به بانک برگشته و الان کجاست - اين است که دقيق مشخص نيست در قضيه مسکن مهر، طلبکار و بدهکار کيست. ما هم زياد پا پي قضيه نمي شويم فقط خواهشي که داريم  بالاغيرتا متقاضيان مسکن مهر را بيش از اين طلبکار نکنند که به هيچ عنوان آورده ندارند!