هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   198   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماري اقليمي و همساز با اقليم

مهندس طاهره کولاني*

کوهستانهاي غربي كشور در دسته اقليم سرد قرار ميگيرند. اگرچه ميزان سرما و دوام آن در مناطق سرد متفاوت است ولي بهطورکلي اصولي براي جلوگيري از اتلاف حرارت ساختمان در قسمتهاي مختلف اين مناطق رعايت شده است. در اين مناطق تا حد ممكن تلاش شده است به شكل طبيعي و از گرماي ناشي از پختوپز و حضور افراد و دامها، ساختمان گرم شود.

اصول كلي و عمدهاي كه در معماري اين مناطق رعايت شده است عبارتند از:

1) استفاده از پلانهاي متراكم و فشرده.

براي كم كردن جدارههايي كه در برابر سرما قرار دارند، خانهها به هم چسبيده ميباشند و با اين كار، خانهها محفظه حرارتي خوبي براي يكديگر ميباشند و از هدر رفتن گرما جلوگيري ميشود

به دليل سرماي شديد اين مناطق در فصل زمستان، فرمهاي باز يا فرمهايي كه ضلع شمالي _ جنوبي آنها بلندتر از ضلع شرقي _ غربي آنهاست، مناسب نيست و بهتر است فرم ساختمان فشرده و پلان آن مربع باشد. ساختمانهاي دو طبقهاي كه فرم آنها شبيه مكعب است، بهترين نوع ساختمان از نظر كنترل گرماي داخلي در زمستان است.

2) به حداقل رساندن سطح خارجي در برابر سطح مورد پوشش:                                  

شكل ساختمان ميتواند تأثير زيادي در هماهنگ ساختن ساختمان با شرايط اقليمي، همچنين در تعديل انتقال شرايط بحراني هواي خارج به داخل ساختمان داشته باشد

بهترين فرمي كه كمترين مقدار حرارت را در زمستان از دست بدهد و در تابستان نيز كمترين مقدار حرارت را از آفتاب و محيط اطراف دريافت كند، پلان مربع ميباشد. زيرا با وجود بيشترين حجم كمترين سطح خارجي را دارد.  كار ديگري كه براي به حداقل رساندن سطح خارجي  انجامشده است فشرده كردن بافت و به هم چسباندن خانهها به هم ميباشد.

3) استفاده از مصالحي با ظرفيت و عايق حرارتي خوب:

در مناطق سرد هدف اصلي حفظ حرارت در داخل ساختمان است و عمدهترين عامل در اين مورد، مقاومت حرارتي ديوارهاي جانبي ساختمان است. بنابراين در اين مناطق، ديوارهاي جانبي ساختمان بايد مقاومت حرارتي خوبي داشته باشند تا از اتلاف حرارت داخل ساختمان جلوگيري كند. 

در قسمتهاي داخلي ساختمان براي ايجاد تعادل حرارتي در قسمتهاي مختلف از مصالحي استفاده ميشود كه ظرفيت حرارتي خوبي داشته باشند و اينجا مصالح سنگين کاربرد بيشتري دارد.

مصالح اصلي كه در ساخت اين خانهها بهکاربرده ميشود سنگ، چوب و خاك و آهك است.  ديوارها را معمولاً از سنگ با ملات گلآهك ميسازند و تيرکهاي چوبي با مقطع مربع را براي بالا بردن پيوستگي و مقاومت ديوار در برابر وزن خود ديوار و بارهاي وارده در بافت ديوار قرار ميدهند. مصالح سقفها نيز از مصالح بومي، سازه آن از تيرکهاي چوبي و پركننده آن علفهاي خشك و گل ميباشد و در نهايت اندودي از كاهگل.

4) به حداقل رساندن ميزان تعويض هواي داخلي و تهويه طبيعي و در نتيجه، جلوگيري از ايجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلي به خارج از ساختمان.

در زمستان به دليل سرماي شديد و وجود سوز ناشي از كمبود رطوبت هوا، بايد از خروج هواي داخلي جلوگيري كرد. براي اين منظور  تا حد امكان وروديهايي كه تحت وزش باد هستند، فيلتر ميشوند.

در تابستان تهويه طبيعي با باز كردن پنجرهها صورت ميگيرد و براي جلوگيري از تابش آفتاب بر جدارههاي آفتابگير اکثراً درختهايي با ارتفاع 3تا5 متر مثل درخت توت يا بيد ميکارند.

5) انتخاب بامهاي مسطح و نگهداري برف بر روي بامها بهعنوان عايق حرارتي.

6) براي استفاده از انرژي حرارتي حاصل از تابش آفتاب، ابعاد پنجرهها نسبت به مناطق گرم و خشك افزايشيافته است.

همسازي معماري با نيازهاي كاركردي

در اين معماري با توجه به شيب تند زمين ساختار خانهها بهصورت لايهلايه ميباشد. در بعضي جاها سقف خانه پاييني حياط خانه بالايي ميباشد و با اين کار نياز به فضاهاي باز و مسطحي مثل حياط برطرف ميشود ولي همچنان تودهها تراكم خود را براي جلوگيري از نفوذ سرما حفظ ميکنند و كمترين سطح خارجي را نسبت به توده خواهند داشت. با اينكه اين خانهها بسيار به هم چسبيده و پيوسته هستند ولي حريم خصوصي، آسايش دمايي، آسايش بصري، هر خانهاي تأمينشده است.

مسيرهاي رفتوآمد درجاهايي كه شيب زمين نسبتاً زياد است،  به خاطر هماهنگي با شيب زمين  بهصورت پلهپله ساختهشدهاند و در جاهايي كه درصد شيب كم است بهصورت شيبدار باقيمانده است. بالا رفتن از اين پلهها و يا زمين شيبدار ممكن است خستهکننده باشد، به اين منظور در بعضي جاها محلي براي نشستن و رفع خستگي ساختهشده است.

همسازي معماري با روحيه جمعي استفادهکنندگان

با توجه به روحيه آزاد اين مردمان اکثراً مايلاند كه خانههايشان فضاهاي دلنشين و باز مثل حياط داشته باشد يا هنگاميکه در اتاق مينشينند وسعت ديد داشته باشند و منظره باز بيرون را ببينند بنابراين پنجرهها تقريباً بزرگ و پايين هستند و يا اكثر خانهها داراي تراس ميباشند.

همسايگيهايي كه در بافت به وجود ميآيد ناشي از روحيه خويشاوند طلب آنان ميباشد. خانههايي كه در يك همسايگي وجود دارند، اکثراً با هم فاميل بوده و يا حتي پنجرهاي در حياط يكديگر دارند و يا حياطي كه دامهايشان به آن وارد ميشود، مشترك است. البته فضاي خصوصي اين خانهها خيلي از فضاي عمومي بيرون جدا نيست و با يك در كه فصل تابستان تبديل به يك پرده ميشود، جدا  ميگردد و بنا بر روحيه مهمانپذيري و مهماننوازي اکثراً درِ خانههايشان باز ميباشد.

 

*عضو کميسيون معماري سازمان نظاممهندسي استان کرمانشاه