هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   198   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری به روز رسانـی شود

گروه معماري: معماري ايران از زمان قاجار تاکنون با تغيير و تحولات زيادي همراه بوده است. به عقيده بسياري از کارشناسان و معماران آنچه امروز در كشورمان بهعنوان معماري اتفاق ميافتد هيچ تناسبي با خدمات ارزنده معماراني مانند شيخ بهايي ندارد . بيشتر مردم از معماري کنوني شهرها بهخصوص تهران دلخوشي ندارند و دليل آن را در بينظمي ،عدم توجه به نيازها ،تراکم ،انبوهسازي و در نهايت نبود قوانين محکم در زمينه ساختوساز ميدانند. اکنون با افزايش شهرنشيني و رواج آپارتمانهاي بلندمرتبه و نارضايتي مردم از وضعيت معماري حال حاضرکشور ،اين سؤال مطرح است که معماري کنوني چقدر با نيازها، الزامات و محدوديتهاي امروز جامعه منطبق  بوده و تا چه اندازه در راستاي اهداف و برنامههاي ميانمدت و بلندمدت كشور است؟ براي داشتن معماري اصولي چقدر به معماري سنتي بسنده کنيم ؟ آيا اعمال فشار بر نوع و نحوه اجراي معماري ميتواند در بهبود وضعيت معماري مؤثر باشد؟کارشناسان پاسخ ميگويند:

دستاوردهاي ناميمون توسعه ناپايدار  

سيدمهدي درهمي، عضو هيئتعلمي دانشگاه و مديرعامل منطقه تجاري گردشگري سپاد مشهدمقدس با بيان اين مطلب که تأثير معماري بر مديريت شهري و اقتصاد جامعه بسيار بارز و آشكار است،به پيام ساختمان گفت: متأسفانه غفلت و كمتوجهي باعث شده که عملاً نحوه ساختمانسازي در شهرهاي ما خود به عامل اصلي اتلاف منابع ملي، هدر رفت بيسابقه انرژي، تشديد معضل ترافيك در نقاط حساس شهر، افزايش آلودگي هوا، تخريب محيطزيست و در نهايت زيان اقتصادي براي جامعه تبديلشده است.

وي در پاسخ به اين سؤال که چه تكليفي متوجه فعالان عرصه عمران و آباداني است،اظهار داشت: بايد توجه داشته باشيم اگر ساختوساز نکنيم، جامعه از مواهب توسعه، رشد و رونق بيبهره ميماند، توليد ثروت و اشتغال در جامعه متوقف ميشود و در مسابقه پيشرفت از ساير جوامع عقب ميمانيم . حال اگر ساختوساز کنيم مشكلاتي نظير تشديد اتلاف منابع، هدر رفت انرژي و ... به همراه دارد. اينجا «توسعه پايدار» مطرح ميشود.

درهمي ادامه داد:وقتي ميگوييم ما توسعه پايدار ميخواهيم به اين معناست كه ما توسعه داريم ولي احساس ميكنيم كه پايدار و ماندگار نيست، يعني مشخصاً به اين روش قابلاستمرار نيست، چون مشكلات ناشي از توسعه به روش فعلي گريبان نسل حاضر را خواهد گرفت و نسل بعد را از پا درخواهد آورد. مشكلاتي از قبيل حملونقل و ترافيك، آلودگي هوا و محيطزيست، تخريب طبيعت، تشديد فشارهاي رواني، بيهويتي و عقبگرد فرهنگي، عميقتر شدن شكاف طبقاتي و... .

وي تصريح کرد: بيترديد دستاوردهاي ناميمون توسعه ناپايدار  باعث شده در دهههاي اخير در مسير آن قدم برداشته و با خوشباوري سادهلوحانهاي آن را بهعنوان مظاهر پيشرفت جامعه پذيرفتهايم، پس ما توسعه داريم ولي از نتايج آن راضي نيستيم. براي نمونه بد نيست بدانيد که کشور ما متأسفانه به لحاظ مصرف و درواقع اتلاف انرژي در ساختمانها (اصطلاحاً مصرف خانگي) داراي رکورد جهاني است و پرمصرفترين کشور جهان به لحاظ سرانه محسوب ميشود و اين نتيجه تأسفبار که ناشي از سهلانگاري عمومي دستاندرکاران صنعت ساختوساز است، زيانهاي اقتصادي غيرقابل جبراني را به کشور وارد نموده و خواهد کرد.

 

تکرار اصول معماري گذشته ممکن نيست

يک معمار درباره تأثير معماري بر مديريت شهري و اقتصاد جامعه به خبرنگار ما گفت: اصول معماري اسلامي بر مبناي تعادل بنا نهاده شده و اين مباني قابليت اين را دارد که بهروز شود و در شکلي نوين در شهرسازي کنوني مورداستفاده قرار گيرد.

عباس عليمي افزود: در اين زمينه بايد با توجه به وضعيت جغرافيايي هر منطقه از مصالح مختلف و متناسب با شرايط استفاده شود.همچنين براي حل مشکلات شهرسازي کنوني نبايد به کپيبرداري از معماري غرب بپردازيم چون اين سبک براي آن فرهنگ طراحيشده و متناسب با زندگي مردم غربي است و سنخيتي با فرهنگ و زندگي ايرانيان ندارد.وي ادامه داد: البته در شرايط کنوني نميتوان فردي را به رعايت نماهاي اسلامي معماري وادار کرد، زيرا هر فردي مجاز است سازه خود را به شکل دلخواه خود درآورد، ولي براي بخشي که به عموم جامعه مربوط است، بايد به فرهنگسازي روي آورد تا همه با اطلاع کامل به ساختوساز بپردازند.

اين معمار با تأکيد بر ضرورت بهروز کردن معماري گذشته تصريح کرد: تکرار اصول معماري گذشته ممکن نيست، چون زندگي امروزي با گذشته تفاوت پيدا کرده است.

معماري سنتي در حال حذف شدن

يک کارشناس معماري در پاسخ به اين سؤال که معماري کنوني چقدر با نيازها، الزامات و محدوديتهاي امروز جامعه منطبق  بوده و تا چه اندازه در راستاي اهداف و برنامههاي ميانمدت و بلندمدت كشور است به خبرنگار ما گفت: بيشتر واحدهاي درسي رشته معماري تا دوره کارشناسي مربوط به معماري مدرن است و در اين مقطع، معماري و هنرهاي اسلامي ارائه نميشود.

اسماعيل رضاپور افزود: بيشتر مباحث ارائهشده در بخش معماري اسلامي در حد تاريخچه است و پروژههاي ارائهشده در دوران تحصيل دانشجويان، بيشتر طراحي ويلا، مجتمعهاي آموزشي و تجاري بر اساس طرحهاي مدرن است. وي خاطرنشان کرد: معماري سنتي در حال حذف شدن است و مردم به استفاده از سازههاي نو با مصالح مدرن تمايل بيشتري دارند.

 رضاپور کمبود نيروي متخصص در معماري اسلامي و ايراني را از دلايل کمرنگ شدن آن عنوان کرد و گفت: آموزش هنرهاي اسلامي و ايراني بايد از ردههاي پايين آغاز شود تا بتوان به احياي آن اميدوار بود.

اهرمهاي فشار کارساز نيست

يک انبوهساز نيز در مورد اينکه معماري کنوني چقدر با نيازها، الزامات و محدوديتهاي امروز جامعه منطبق  بوده و تا چه اندازه در راستاي اهداف و برنامههاي ميانمدت و بلندمدت كشور است به پيام ساختمان گفت:: روند حرکت در معماري کشورمان بهسوي کاربرد سازههاي نوين با استفاده از مصالح نوين است و اين امر محدود به يک شهر و استان هم نيست.

«محمدرضا شافعي» افزود: در رشتههاي دانشگاهي معماري هم گرايش بيشتر بهسوي مدرنيته است و کمتر به معماري اسلامي پرداخته ميشود.وي با بيان اينکه براي اجراي نماهاي سنتي به متخصصان رشتههاي مختلف هنري مرتبط با معماري نياز داريم، ادامه داد: اجراي نماهاي سنتي با توجه به ظرافتهاي ويژه آن، هزينهبر است و از سويي، تأمين اين نيروهاي متخصص در شهرستان و حتي استان کمتر اتفاق ميافتد.

شافعي خاطرنشان کرد: گرايش به معماري نوين با توجه به متراژ کم بناها، افزايش مييابد و براي داشتن فضاي روشن و وسيعتر از طراحيهاي مدرن استفاده ميشود. در حال حاضر دغدغه بيشتر مردم و مسئولان، تأمين زمين و ساخت مسکن بادوام است و بسياري از مالکان بناها و دريافتکنندگان تسهيلات ساخت مسکن دغدغه کاهش هزينهها را دارند.بنابراين با توجه به اين شرايط، اجراي اصول معماري اسلامي ايراني جز با فرهنگسازي مقدور نيست .

نماي بيروني در اولويت مردم است

يک عضو نظاممهندسي ميگويد: «با توجه به اينکه معماري اسلامي ايراني، ريشه در ارزشها و تمدن مردم ما دارد و هنوز هم در ساختوسازها حساسيت مردم را در چيدمان دروني ساختمان براي حفظ شئونات اسلامي شاهد هستيم، نميتوان گفت که توجه به اين موضوع کمرنگ شده است».

نظري پور ميافزايد: «شايد نياز مبرم مردم براي داشتن يک سرپناه مناسب نماي بيروني را در اولويت دوم قرار داده است که تغيير اين رويه به بسترسازي نياز دارد و سازمانهاي مرتبط بايد در برنامهريزي کلان خود با تعامل و همانديشي، اين مسئله را پيشبيني کنند.وي مهيا ساختن شرايط براي ارائه آموزشهاي مختلف در رشتههاي مرتبط با معماري اسلامي بهويژه شاخههاي هنري در بخش نماسازي را از راههاي احياي معماري اسلامي ايراني عنوان کرده و خاطرنشان ميکند: با افزايش آگاهي مردم از يکسو و خدماتدهي و فراهم ساختن شرايط براي تهيه مصالح موردنياز ميتوان به ترويج اين اصول معماري کمک کرد»