نشریه شماره   198   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

ایران 30 سال دیگر کویر می‌شود

گروه تأسيسات: جغرافياي كشور در حال تحول است. شهرهايي كه زماني نيمهخشک محسوب ميشدند امروز در حال تبديلشدن به مناطق بياباني هستند. در صدر اين شهرها تهران، اصفهان و مشهد سه ابرشهر بزرگ مركزي كشور قرار دارند. با وجود آغاز سال آبي جديد و رشد نسبي بارشها از اول مهرماه به ميزان 44 درصد در قياس سال آبي گذشته و 50 درصد در قياس با متوسط درازمدت، كشور از مرحله تنش آبي خارج نشده است. مسئولان وزارت نيرو در ابتداي سال آبي جديد از شرايط تنش آبي در پاييز براي اولين بار در كشور خبر دادند. طبيعت بحران آبي در كشور باعث شده خبر افزايش نزولات آسماني گرچه مسرتبخش باشد اما اميدواري زيادي را ايجاد نكند. مسئولان كشور شهروندان را دعوت به مصرف كمتر ميكنند درحاليکه مصرف شهروندان تنها وجه كوچكي از معضل آب است و اين مديريت 40 ساله آب بوده كه كشور نيمهخشک ايران را در آستانه تغيير اقليم به خشك و بياباني قرار داده است.

ايران در مركز بحران آبي منطقه

دلايل بحران آب را ميتوان از خلال مقالات و نوشتههاي دانشگاهي و اخبار جستهوگريخته و هشدارهايي كه بهويژه از سال 1385 نسبت به بروز تنش آبي در كشور داده شد و بياعتنايي و حتي افزايش بهرهبرداري از آبهاي زيرزميني جست. گرچه قانونگذاران دغدغههاي آبي خود را در برنامه پنجساله سوم توسعه با پرداختن به راندمان آبياري آشكار كردند، در ماده 17 برنامه چهارم توسعه نيز به "نگرش مديريت جامع" و "رويكرد توسعه پايدار" و همچنين "آگاهسازي عمومي" و "مشاركت مردم" اشارهشده است. در بند ب ماده 17 نيز اشاره شده بود كه بهمنظور ايجاد تعادل در سفرههاي زيرزميني در دشتهاي با تراز منفي، دولت مكلف شده بود بهرهبرداري از اين دشتها  را اصلاح کند تا تراز آبها 25 درصد بهبود پيدا كند. متأسفانه نهتنها ترازها به ميزان 25 درصد بهبود نيافت بلكه شرايط بدتر از قبل شد.

عيسي كلانتري، دبيرخانه كشاورز و وزير سابق كشاورزي چندي پيش با اظهار نگراني نسبت به "نسلهاي بعدي" گفت: «اگر وضعيت اصلاح نشود ايران 30 سال ديگر تبديل به كوير ميشود. در كوير اگر بارش هم صورت گيرد، ثمري ندارد چون سفره آب زيرزميني خشکشده و آب در سطح ميماند و تبخير ميشود.»

اظهارات كلانتري را مطالعات دانشگاه كاليفرنيا ايروين نيز تأييد ميكند. پژوهشگران اين دانشگاه با استفاده از دادههاي ماهوارهاي ناسا و مركز ملي تحقيقات جوي آمريكا كشف كردهاند كه بخشهايي از تركيه، سوريه، عراق و ايران که در امتداد حوزه آبگير رودخانههاي دجله و فرات قرار دارند، 144 کيلومتر مکعب از کل ذخيره آب شيرين خود را از دست دادهاند. (هر کيلومترمکعب معادل يک ميليارد مترمکعب و هر مترمکعب معادل هزار ليتر است، بنابراين 144 کيلومترمکعب معادل 144 ميليارد مترمکعب يا 144هزار ميليارد ليتر است) اين ميزان تقريباً معادل آب بحرالميت (درياي مرده) در اردن است. به عقيده اين دانشمندان، 60 درصد از اين فقدان آب ناشي از استخراج آب  موجود در سفرههاي آب زيرزميني منطقه است. بهاينترتيب اين حوزه آبي پس از هند در زمره دومين نرخ سريع از دست دادن ذخاير آب زيرزميني قرار دارد. اين نرخ پس از خشكسالي سال 1386 افزايش نيز يافته است.

بهرهبرداري از آب زيرزميني دليل اصلي خشكسالي

حفر چاههاي آب عميق و نيمه عميق که تعدادشان از 47 هزار حلقه در سال 51 به بيش از 763 هزار  حلقه در سال 91 افزايشيافته است بيانگر مکيدن شيره جان آبخانه هاي کشور است. اين مسئله با توجه به وجود بحران در سفرههاي آب زيرزميني، پيامدهاي تخريبي جبرانناپذيري به همراه داشته است؛ بهطوريکه يكي از چالشهاي اساسي كشور در رابطه با بيابانزايي محسوب ميشود. برداشت بيرويه از آبهاي زيرزميني علاوه بر افت شديد سطح سفرههاي زيرزميني و فرونشستن بسياري از دشتهاي کشور، بحران ديگري را بهصورت شورشدن ذخاير آبي به وجود آورده است. به دليل تغيير ترکيبات شيميايي آب، غير از شوري، مشکلات ديگري نيز سلامت مصرفکنندگان را تهديد ميکند. موضوع شور شدن آبهاي زيرزميني در بسياري از استانهاي كشور ازجمله فارس، کرمان، خراسان، اصفهان و سمنان اتفاق افتاده است.

مطالعات انجامشده در اطراف درياچه نمك و حوض سلطان قم نشان ميدهد كه در يك دوره سيساله (1382-1352) جبهه آبشور حدود 5 كيلومتر به سمت آبخانههاي آب شيرين پيشروي داشته كه اين عامل موجب تشديد بيابانزايي در منطقه مذكور شده است.

سرعت گرفتن خشكسالي

بهجز بهرهبرداري بيرويه از منابع آب زيرزميني دلايل ديگري چون سدسازي بيرويه، بياطلاعي كشاورزان و راندمان پايين و مصرف بالاي آب در كشاورزي (نزديك به 92 درصد)، خشكشدن تالابها، آلودگي آبوهوا درنتيجه نبود تصفيهخانههاي شهري كه فاضلاب شهري و صنعتي را بدون توجه روانه دشتها و جنگل‌‌هاي اطراف ميكنند ،باعث شده كه كشور دچار بحران جدي آب شود. اين در شرايطي است كه ايران در کمربند خشک کره زمين قرار دارد و هرگونه اقدام نسنجيده و نابخردانه در زمينه آبوخاک اين سرزمين به فاجعه غيرقابل بازگشت منتهي ميشود.