نشریه شماره   197   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

انسان در جستجوی آرامش معماری

  اميد تاسا *

امروزه خانههاي ويلايي بزرگ و كهن جاي خود را به آپارتمانهاي کوچکي داده كه در دل برجها و آسمانخراش هاي عظيم جاي گرفتهاند. پس از سالها زندگي پراكنده و بدوي نسلهاي بشري، رفتهرفته نياز و طبع اجتماعي انسانها سبب شد هستههاي مدنيت و کلونيهاي انساني (human colonies) شكل بگيرند و پايههاي تمدن كهن امروزي پايهريزي شوند. مصر در كنار رود نيل، سرزمينهاي آشور، كلده، بابل، بينالنهرين و دشت و جلگههاي وسيع سرزمين آريايي ايران (Persian) همه و همه نقطههايي است كه روي نقشههاي جغرافيايي اوليه ظاهر و رفتهرفته پررنگ شدند و هويت يافتند و با توسعه زندگي اجتماعي بشري و سازوکارهاي اقتصادي و بازرگاني و حوزه كاشت و برداشت، گسترش و تزايد آنها ادامه يافت.

اين سير تاريخي همچنان ادامه پيدا كرد تا امروز كه ما شاهد قارههاي پنجگانه كره زمين با شهرها، شهرکها و روستاها و مهمتر از اينها،کلانشهرهاي عظيم روي نقشه جهان هستيم.در اين قارهها بافتهاي متفاوتي شکلگرفتهاند: از بيغوله و كپرها و حصيرنشين ها و سکونتگاههاي حاشيهاي و تحميلي كه بگذريم، بافتهاي مسكوني، تجاري، اداري و بازرگاني را در جايجاي جهان و با تنوع بسيار ميبينيم.

امروزه خانههاي ويلايي بزرگ و كهن جاي خود را به الگوهاي كوچك، با متراژ كوچك آپارتماني داده كه در دل برجها و آسمانخراش هاي عظيم جاي گرفتهاند. بازارهاي سنتي و سرپوشيده گلي قديمي با سقفهاي گنبدي و زيبا جاي خود را به پاساژها و مراكز خريد بسيار بزرگ و چندطبقه با آسانسورها و پلههاي برقي داده است.

فضاهاي سبز وسيع خانههاي قديمي، محلات و خيابانها، جمعوجور شده و در پارکها و بوستانها و حاشيه بعضي خيابانها خلاصه شده است. راهها و جادههاي باتراوت و خلوت درشكه رو، سوارهرو و پيادهرو تبديل به خيابانهاي شلوغ و پرترافيك چند بانده و بلوارها و بزرگراههاي وسيع شده است. انسان امروز بهجاي پيادهروي در حاشيه باصفاي خيابانها و گذر سواره از جادههاي خلوت، درگير ازدحام، انبوه خيابانها و بعضاً شلوغي اتوبوسهاي پر از جمعيت، بزرگراههاي عظيم و شتاب مترو و ... است.

هواي پاك و آسمان آبي و فضاي سرسبز، کمکم به هواي آلوده و آسمان تيره، شلوغ و آغشته به صداها، نور و آژير خودروها بدل شده است. از زندگي باصفا، خوش و آسوده ديروز خبري نيست و انسان امروز درگير زندگي پرزرق و برق، اما پردردسر و ناآرام و پرهياهو با دلمشغوليهاي بسيار است.

البته درست است كه سهمي از مشكلات به افزايش جمعيت و گسترش جوامع امروزي و بهتبع آن مسائلي از قبيل تمركز كار، حرفه، صنايع، مراكز تجارت و بازرگاني و اقتصاد و... بر ميگردد كه بايستي صورت ميگرفت، اما بايد پذيرفت كه قسمت عمدهاي از اين زندگي را ميتوانستيم به شكل بهتري داشته باشيم.

مواردي چون قطبي شدن شهرها و مناطق مسكوني به شمال و جنوب، چهره كريه و ناخوشايند ساختمانسازي و بلندمرتبهسازي بيرويه در سطح شهرها و مناطق، بههمريختگي بافتهاي مسكوني، نابودسازي محيطزيست بشري و مهمتر از همه غيراصولي بودن و مقاوم نبودن ساختوسازها در قبال حوادث نامترقبه بهخصوص زلزله، ساختوسازهاي تقليدي، بدون الگوي صحيح و قابلقبول، خارج شدن از اصول و ضوابط سنتي و نوين در كاربرد مصالح و استفاده صحيح از آن و عدم رعايت سبکسازي در ساختوسازها و امثال آن مؤيد سهلانگاريهاي ما در اين زمينه است.

اما اين همه حاصل سهلانگاريهاي نسل ما نيست بلكه فرايندي است كه در طول قرون و اعصار فراهم آمده و در عصر حاضر عمده آن رخ نموده است.  براي مثال منزل(comfortable Home) كه محل نزول از مركب و آرامش يافتن و استراحت كردن بوده است، کمکم به الگوي تحميلي و اجباري تبديلشده كه آشيانه يا خوابگاهي ناآرام و غير متناسب با طبيعت و فطرت انساني است و آسايش او، هويت و فرهنگ او را تحتالشعاع قرار داده است.

تغيير و تحولات غيراصولي در ساخت ساز و تأسيسات و كاربرد مصالح ساختماني و طراحي، خانهها را به فضايي تبديل كرده كه ديگر راحتي و آسايش و لطافت ندارد و تنها سرپناهي است كه بهناچار آن را ميپذيريم و به آن پناه ميبريم. بنابراين طرح اين نكته ضروري است كه همه آنچه موردانتقاد است، خود را به ما تحميل كرده و ما نيز اجازه دادهايم بدون هيچگونه بوميسازي و تناسب با زندگي انسان ايراني، وارد عرصه زندگي ما شود كه البته به قول پروفسور رفيع پور «اين تاوان و خسارتي است كه انسان در اثر تحول و توسعه و در تضاد با راه و رسم صحيح زندگي انساني ميپردازد». تنها راه چاره آن است كه اين خسارات را به حداقل كاهش دهيم و همين امر نيز تدابير خاص خودش را ميطلبد.

براي تدبير دراينباره ضروري است بدانيم همه آنچه را كه از آن سخن ميگوييم ناهنجاري فضاي زيست ما نيستند و بعضي ضرورت و اقتضاي توسعه و تحول بوده است .همچنين ضروري است كه بدانيم هنوز چيزهاي زيادي براي افتخار و باليدن داريم و ميراث كهن و يادگار تمدن كشور ما در صورت تعمق، راهگشاي بسيار خوبي خواهد بود.

بايد به خاطر داشت به دليل ويژگيهاي خاص هنر معماري، هر عملكردي در حوزه معماري و هنر، روش نوين در ساختوسازها و طراحيها، شهرسازي و شهرهاي جديد و بافتهايي كه امروز ايجاد ميشوند نيز براي آيندگان بهجا خواهد ماند و آنها  در مورد ما قضاوت خواهند كرد.

*کارشناس ارشد معماري