نشریه شماره   197   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

خوشا به احــوال طراحان

30 فروردين 1391 معاون وقت فني و طرحهاي شهري سازمان زيباسازي شهر تهران درباره پروژه بزرگ بهسازي ميدان امام حسين (ع) گفته بود: اين پروژه نقطه عطفي در تاريخ شهرسازي بعد از دوره صفويه بهحساب ميآيد که بعد از ساخت ميدان نقشجهان اصفهان در دوره صفوي چنين اتفاقي رخ نداده است. يکي از اقداماتي که در سازمان زيباسازي شهر تهران انجام شد اين بود که شهرداري بهجاي اقدامات شتابزده و کميتگرا که فقط به نيازهاي آني شهر و شهروندان پاسخ ميداد، شهري بسازد تا انسان پياده در آن تعريفشده و بتواند براي لذت بردن از فضاي شهري زمان و مکان داشته باشد. معاون اجرايي سازمان عمران شهرداري تهران هم درباره تغييرات ديگر ميدان امام حسين (ع) گفته بود: با اتمام طرح زيرگذر براي دور ميدان امام حسين(ع) پلت فورمي همراه با شأن اسم اين ميدان در نظر گرفتهشده که بهنوعي نمادي از شهرسازي اسلامي است.

البته بلافاصله واکنشهايي هم در مورد اين طرح رخ داد. ازجمله مهدي چمران در جلسه 26 ارديبهشت 91 شوراي شهر تهران با اشاره به طرح پياده راهسازي ميدان امام حسين(ع) تا ميدان شهدا گفت: مديريت شهري ميخواهد اين طرح را به بهانه مراسمهاي آئيني و مذهبي اجرايي كند اما ما نميتوانيم به دستههاي سينهزني خود بگوييم كجا سينه بزنند يا كجا سينه نزنند. آنها سنتهاي سالهاي گذشته خود را اجرا ميکنند. پيشازاين درگذشتههاي دور در اين محل كارخانه مشروب سازي بوده و شايسته نيست اين مكان را براي مراسمهاي آييني در نظر بگيريم. (روزنامه كيهان ـ شماره 20210) در آذر همان سال هم يادداشتي با امضاي سلماني در فضاي مجازي منتشر شد با اين مقدمه كه: "پياده راه ميدان شهدا به ميدان امام حسين (عليهالسلام) کليد خورد و شروع شد بازهم در سکوت. جالب آنجا که ابتدا (حدود دو ماه پيش) هيچ تصويري از آينده اين پروژه نيافتيم و پس از سروصداها و احضار شهردار به شوراي شهر و اينهمه، دو تصوير در اينترنت پيدا شد و دو عکس هم که در ميدان زدند، آنهم چه تصاويري؟ تصاويري بسيار مبتدي و اوليه. اگر شهرداري اين پروژه را با اين چند تصوير ابتدايي فهميده است و تائيد کرده است که خوشا به احوال طراحانش و بدا به حال مردمي که زندگيشان با طرحهايي در اين سطح درگير است."در اين زمينه با سعيد فلاح فر معمار و پژوهشگر گفتگويي انجام دادهايم که در ادامه ميخوانيد.

نظرتان درباره طراحي مجسمه در ميدان امام حسين(ع) چيست؟

هفته گذشته به بهانه ديدن طرح حجمي عاشورا كه با الهام از نگاره عصر عاشوراي محمود فرشچيان و توسط سياوش سليمي در ميانه اين ميدان ساخته و رونمايي شده بود از اين پروژه ديدن كردم. هيچ دليل زيبائيشناختي و معمارانه اي براي اين مجسمه به ذهنم نرسيد. بهويژه آنكه ازلحاظ ظاهري، ابعاد، نوع اجرا و...، تناسبي با آنچه در شرح آن گفته و نوشته بودند، ديده نميشد. اثري كه حداكثر ميتوانست نشانهاي دو و نيم بعدي، موقت و يونوليتي در مراسم تاسوعا و عاشوراي امسال باشد. محوطه تازهساز ميدان پر بود از انواع المانهاي پراكنده عاشورايي و يادمان شهدا و... و شايد نصب اين مجسمه هم در ادامه همين چيدمان انتخابشده باشد. چيدماني كه تلاش ميکند با اتكاي سادهانگارانه به اعتقادات مذهبي، توجيهپذير باشد و با جلبتوجه عابرين، آشفتگي اين ميدان تازه را از چشمها پنهان كند. درواقع علائق ملي و مذهبي مردم ظرفيتي است كه از آن ميتوان و بايد براي ارتقاي سواد بصري افراد جامعه استفاده كرد، نه اينكه آن را فرصتي براي كسب موقعيت فردي و يا وسيلهاي براي پوشاندن ضعفهاي هنري دانست.

يعني به نظر شما طرح قبلي از اين طرح بهتر است؟

پيشتر نيز اين ميدان دچار تحولاتي شده و زيرگذر قبلي، جاي مجسمه وسط ميدان و آبنماها را گرفته بود. اما همچنان اندكي از فضاي سبز باقيمانده بود. طرح جديد اين فضاي سبز را كاملاً از بين برده است. از سرنوشت و هويت و تاريخ گذشته ميدان هيچ نشان روشني حتي به يادگار حفظ نشده است. جداره ميدان را تقريباً بهطور كامل تخريب کردهاند. البته بهاستثناء يك مجموعه تجاري نسبتاً تازهساز و نهچندان خوشسيما كه معلوم نيست چطور و با چه ترفندي توانسته از اين تغييرات جان سالم به در برد. از سينماهاي ميدان تنها يكي در ضلع شمالي باقيمانده و آنهم لجبازانه پشت صفحهنمايش بزرگ ميدان ازنظر دورمانده است. درحاليکه اين صفحات نمايشي براي استفاده از حداكثر زمان قابلرؤيت، معمولاً در بخشهاي جنوبي و پشت به آفتاب بايد نصب شود.

طراحي  پيادهرو چگونه است؟

طراحي پيادهرو و پلازا؛ بدون ارتباط، مجاورت و حضور فعال بخش تجاري و خدماتي بيمعناست. لازم نيست خيلي به دل تاريخ برگرديم. كافي است راستههاي پر رفتوآمد تهران (مثل راسته انقلاب، ميدان بهارستان و...) را با وضعيت موجود در حاشيه پل حافظ و زيرگذر سعدي مقايسه كنيم. تغييرات تردد در اين دو مثال اخير بهشدت بر روي وضعيت تجاري محل اثر گذاشته و متعاقب آن؛ اين وضعيت تازه تجاري، تراكم حضور رهگذاران را به شكل معناداري دگرگون كرده است. در وضعيت فعلي ميدان امام حسين (ع)، بدنه تجاري ـ حداقل با آنچه در حال حاضر وجود دارد ـ از ميدان جدا شده است. اين پديده از طرفي به اعتبار و ارزش تجاري اين مجموعه لطمه زده و از طرفي رواني عبور پياده در محدوده طرح جديد را غيرممكن مينمايد. از طرفي هنوز هم اثري از ساماندهي اصولي براي ايستگاههاي تاكسي و گردش خودروها ديده نميشود. در مقابل، احياي مسير پياده باغ سپهسالار ـ به خاطر تداوم فعاليت بورس كيف و كفش و فروشگاه هاي متعدد ـ چيزي از جنبوجوش اين خيابان كم نكرده است. يا ميدان آزادي كه جايگيري شهري، طراحي، پيشبيني فضاهاي فرهنگي و... در آن باعث شده همچنان مركز رويدادهاي مهم اجتماعي و محل توجه تهرانگردان داخلي و خارجي باشد.

در برخورد خيابان دماوند و انقلاب به ميدان و خيابان هفده شهريور، بخش سواره شهري در يك مفصل بزرگ و حجيم به بخش پياده متصل ميشود بدون اينكه به ملزومات آن توجه شود. بهعنوانمثال در چنين طرحهايي؛ پيشبيني و احداث پاركينگ خودرو با ظرفيت مناسب و خدمات حمل نقل محلي و... ناگزير خواهد بود.

بيگمان اولين نقطه عطف معماري صفوي در ميدان نقشجهان اصفهان؛ مسجد امام (ره) است كه با گردشي هوشمندانه و با وقاري استثنائي در ضلع اصلي و در مركز توجه ميدان جاي ميگيرد. درحاليکه مسجد امام حسين (ع) ـ كه با تخريب كوچه و ساختمانهاي مجاور ـ بلافاصله در ضلع شمال غربي به ميدان متصل شده، كاملاً با حالتي شبيه قهر و دوري، از ميدان رو برگردانده است. از ويژگيهاي ديگر ميدانهايي مثل نقشجهان و... بايد به تنوع كاربري ابنيه شهري، مركزيت فرهنگي و اجتماعي، انسجام بصري و... اشاره كرد كه در اين طرح حتي موضوع سادهاي مثل رعايت سلامت خط آسمان هم به چشم نميخورد.

بهاينترتيب و با روند فعلي در توسعه طرح، بايد اذعان كرد؛ با موقعيت سردرگمي يك ميدان شهري با كاربرد حسينيه و تكيه عاشورايي، در وضعيت موجود اين ميدان نه خبري از فضاي دلچسب پياده به چشم ميخورد، نه نقطه عطف معمارانه، نه شأن محتوا، نه شهرسازي اسلامي و... . ارائه آمار استخراجشده از فرمهاي نظرسنجي عمومي و گزيده مصاحبه با اهالي محل هم نميتواند گره اي از اين مشكل و بيخبري توأم با انتظارات اهلفن باز كند.