هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   197   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

فرهنگ و قانون آپارتمان نشینی

رشد جمعيت شهري و گذر زمان در چند دهه گذشته عاملي بود تا تغييرات بنيادي و اساسي در نحوه و شکل زندگي مردم به وجود آيد؛ تغييراتي که گاه از سر شوق و اشتياق بود. اين تغييرات بهمرور زمان در شرايطي وارد جامعه ميشود که جايگزين شدن ماشين بهجاي درشکه، استفاده از تلفن همراه بهجاي باجههاي تلفن و بسياري از وسايل مدرن امروزي براي نسلها و دهههاي گذشته حتي فکر کردن و در تخيل آوردنش هم کار بسيار سختي بود.

از سوي ديگر تغييراتي نيز از سر اجبار و نياز در جامعه به وجود آمد که ديگر چارهاي براي رفع آن وجود نداشت و بايد به آن تن داده ميشد.خارج شدن خانهها از فضايي که وسعت آن امروزه براي نسل جديد کمتر در تخيل ميگنجد و تبديلشدن آنها به خانههايي در ابعاد کوچکتر، بهگونهاي که هر خانه روي خانهاي ديگر بنا شده، مدلي از زندگي را در خانههايي به نام آپارتمان به وجود آورده است. مدلي که زندگي در آن خلاف زندگي درخانه هاي حياط دار و بزرگ تابع قواعد و قانون خاص خودش است.

قانون در کنار آپارتماننشيني

آپارتمان ها بنا به تعريف، واحدهايي از يک مجموعه ساختماني هستند که در عرصه واحد، از يک پلاک ثبتي خاص با واحدهاي مستقل با سند تفکيکي خاص و مجزا بنا شدهاند. با توجه به شروع ساختوساز مجتمعهاي آپارتماني از دهه 40 که تعداد آنها از تعداد انگشتان دست فراتر نميرفت، قانون تملک آپارتمانها در سال 1343 به تصويب رسيد و آييننامه اجرايي آن نيز چهار سال بعد يعني 1347 تدوين شد.

آييننامه اجرايي آپارتمانها در دهه 60 در حالي مورد بازبيني مجدد قرار گرفت که مردم در اين دهه به زندگي در آپارتمان روي آورده و در کشاکش زندگي در آنها با مشکلات مختلفي روبهرو شده بودند.

سنت آپارتماننشيني

مشکلات زندگي آپارتماني از زماني آغاز شد که خانوادهها همچنان پيرو زندگي سنتي خود در خانههاي حياط دار بودند؛ بهگونهاي که صحبت کردن با صداي بلند، رفتوآمد در هر زمان از شبانهروز، بلندي صداي تلويزيون، راديو و ضبطصوت تا آن ميزان که تمايل دارند و بسياري از نمونههاي ديگر، با اين تفکر که چارديواري اختياري است همچنان بر آن شيوه زندگي سنتي پافشاري ميکردند، بدون آنکه توجهي به حقوق همسايه ديواربهديوار يا همسايه طبقه پايين يا بالايي خود داشته باشند.

مردم ما اگرچه از خانههاي حياط دار به آپارتمانهاي چندطبقه کوچ کردهاند، اما نميتوانند در خانههاي خود آرام بگيرند. آنها يا از مزاحمت همسايگان در عذاب هستند يا موجب مزاحمت همسايگان ديگر ميشوند. بعضي از آنها معتقدند؛ پولش را دادهاند و هرگونه که بخواهند، ميتوانند زندگي کنند و شايد هم به اين دليل است که از سکوت در آپارتمان ناراضي به نظر ميرسند .

اما در دنياي امروز با افزايش روبه رشد جمعيت، تنها راه کنار آمدن با اين موضوع، داشتن فرهنگ و قوانين آپارتماننشيني است يا اينکه از شهر خارج و در شهرکهاي اطراف ساکن شوند.

قانون و فرهنگ

فرهنگ، جزو لاينفک هر زندگي آپارتماننشيني بوده و ناديده گرفتن اين بخش مهم در زندگي آپارتماني به وجود آورنده بخش بزرگي از مشکلات اجتماعي و معضلات رواني در اين محدوده است.

رسيدن به يک فرهنگ واحد در هر مجموعه آپارتماني در حالي است که هر خانواده ساکن در هر واحد مسکوني فرهنگ آپارتماني خاص خودش را دارد و همسو و همراه کردن همه فرهنگها با يکديگر در يک فرهنگ در عرصه عمل کاري غيرممکن بهحساب ميآيد. بااينحال وارد شدن و زندگي کردن در مجتمعهاي آپارتماني دو اصل بديهي است. با توجه به محدوديتهاي زندگي آپارتماننشيني نخست بايد رعايت حقوق ديگران مهم شمرده شود و ديگر آنکه در انتظار رعايت حقوق و قوانين از جانب ديگران نباشيد.

 آپارتماننشيني و مشکلات آن

به اعتقاد بسياري از کارشناسان، مشکلات آپارتماننشيني و اختلاف ميان همسايگان در نتيجه ناديده گرفتن فرهنگ آپارتماننشيني است. بهگونهاي که آنها در يک جمعبندي ساده معتقدند توافق نداشتن ساکنان در نحوه استفاده از مشاعها، وجود سليقههاي گوناگون، فرهنگها و اختلاف محسوس اجتماعي ميان ساکنان، نبود ضوابط و مقررات مدرن براي طراحي، ساخت و بهرهبرداري از مجتمعها، بيتوجهي ساکنان به حقوق همسايگان و الزام نداشتن آنها به جبران خسارتهاي احتمالي تنها بخشي از اين مشکلات بوده يا باعث ايجاد مشکلات است.زندگي شهري در حصار خانههاي قوطيکبريتي گرفتارشده است. فرهنگ آپارتماننشيني به معناي توجه به آداب، قواعد و الزامهاي زندگي در محيط جمعي يعني آپارتماننشيني معنا و مفهوم پيدا ميکند و دوري از آن باعث بالا رفتن مشکلات اجتماعي ميشود.

نوعي از مشکلات اجتماعي، مشکلاتي است که خود را در اعتراضها و شکايتهاي گوناگون در کلانتريها و دادسراها نشان ميدهد. آنچه در شکايت و دادرسيها حق قانوني بهحساب ميآيد تنها يک روي سکه است و روي ديگر را بايد در کاسته شدن از ارزش همسايه و همسايه داري جستجو کرد. همسايهاي که در فرهنگ کهن، احاديث و آموزههاي ديني ما براي آن سفارشهاي بيشماري شده است.

يکي از مزاياي ارتباط و دوستي با همسايه ايجاد امنيت و آرامش براي مسلمانان در يک شهر توسط خود مردم است. در روايات داريم که 40 خانه پهلويي، 40 خانه عقبي و 40 خانه جلويي بهعنوان همسايه محسوب ميشوند. چنانچه از حضرت رسول(ص) روايت داريم که فرمودند اگر ستم نبود ميگفتم همسايه از همسايه ارث ميبرد.

  آپارتمان قالب کوچک يک کشور

شايد بتوان آپارتماننشيني را مقياس کوچکي از يک کشور يا شهر در نظر گرفت که وضع قوانين و مقررات در ايجاد نظم و هماهنگي در آن نقش بسيار مهم و اساسي ايفا ميکند. اگر براي اداره شهر يا کشور نياز به حضور مدير يا مديراني در رأس امور است، اداره آپارتمان نيز نيازمند حضور مدير يا مديراني از داخل خود مجموعه است تا بتوانند قوانين و مقرراتي را براي اداره، کنترل و حتي هماهنگ کردن خانوادههاي ساکن در آپارتمان وضع کنند و به اجرا درآورند که اين مهم در آييننامه اجرايي قانون آپارتمان وضع شده است.

بااينحال دوره سکونت در خانههاي وسيع و باغهاي بزرگ گذشته و ضرورتهاي زندگي شهرنشيني و تمرکز امکانات و منابع ما را وادار کرده است تا در محيطي تنگ و فشرده زندگي کنيم. پس طبيعي است که هرچه مکانهاي زندگي انسانها فشردهتر شود، خواستههاي شخصي بيشتر با هم برخورد ميکند. در اين شرايط افراد براي برخورداري از يک زندگي آرام، ناگزيرند از برخي آزاديهاي خود صرفنظر کرده و در ازاي حقوقي که پيدا ميکنند، تکاليفي در مقابل يکديگر بپذيرند. نکتهاي که شايد از زير چشم بسياري از آپارتماننشينها دور مانده است.